مروری بر ده سال پژوهش در حوزه نوآوری باز

به تازگی ژورنال "مديريت نوآوری در محصول" مقاله‌ای مروری در زمينه نوآوری باز منتشر کرده است. اگر چه اين نخستين مقاله مروری در زمينه نوآوری باز نيست اما از چند جهت قابل توجه و خواندنی است. نخست اين‌که ده سال از نگارش کتاب "نوآوری باز: پارادايم نوين آفرينش و تجاری‌سازی فناوری" توسط هنری چسبرو گذشته است. اگر چه گرايش به رويکرد باز به فرآيند نوآوری در صنعت به پيش از نگارش اين کتاب در سال 2003 برمی‌گردد، اما کتاب پروفسور چسبرو نخستين گام در تئوريزه کردن اين مفهوم و نقطه شروع پژوهش دانشگاهی در اين زمينه به شمار می‌رود. لذا اکنون زمان خوبی است که نگاهی به اين ده سال گذشته انداخته شود و نقاط برجسته پژوهش در نوآوری باز کاوش و تحليل گردد.

يکی ديگر از نکات جالب درباره اين مقاله مروری، ترکيب نويسندگان آن است. جول وست (Joel West) به عنوان يکی از پژوهشگران برجسته نوآوری باز به شمار می‌رود که در سال 2006 به همراه هنری چسبرو و ويم ونهووربيک (Wim Vanhaverbeke) کتاب "نوآوری باز: پژوهش بر روی يک پارادايم نوين" را نوشتند (البته اين سه نفر نويسندگان اصلی اين اثر ارزشمند بودند و نويسندگان ديگری هم در اين اثر قلم زده‌اند). مارسل بوگرز (Marcel Bogers) هم از پژوهشگران جوان اما بسيار فعال نوآوری باز است که به تازگی فصلی از يک کتاب جديد در زمينه نوآوری باز را به همراه هنری چسبرو نوشته است. بنابراين نگاه اين دو پژوهشگر به ده سال پژوهش در باب نوآوری باز و تحليل آنها از روند تکامل و جهت‌گيری‌های پژوهشی نوآوری باز می‎‌تواند بسيار خواندنی باشد.

در اين پژوهش، رد مقالات مرتبط در 25 ژورنال برتر حوزه نوآوری گرفته شده و سپس به مقالات مهمی که در اين ژورنال‌ها به آنها مرجع‌دهی شده ختم شده است. در نتيجه اين جستجو تعداد 291مقاله مرتبط با نوآوری باز شناسايي و در گام بعدی تحليل شده است. بر مبنای همين تحليل، مدلی چهار مرحله‌ای در زمينه استفاده شرکت‌ها از منابع نوآوری‌ برون‌سازمانی ارائه شده است. اين چهار مرحله عبارتند از: (1) کسب؛ (2) يکپارچه‌سازی؛ (3) تجاری‌سازی نوآوری‌های بيرونی و (4) تعامل ميان شرکت و ديگر سازمان‌های همکار.

از جمله يافته‌های جالب اين پژوهش اين است که بيشتر مقالات نوشته شده در باب نوآوری باز بر کسب نوآوری از منابع برون‌سازمانی متمرکز شده‌اند و مقالات اندکی در مورد يکپارچه‌سازی و تجاری‌سازی اين نوآوری‌ها نوشته شده است. به گفته نويسندگان مقاله، احتمالاً مهم‌ترين دليل اين امر سنجش‌پذيری بيشتر مرحله کسب در مقايسه با يکپارچه‌سازی و تجاری‌سازی است. مقالاتی که به يکپارچه‌سازی پرداخته‌اند عمدتاً از ديدگاه "ظرفيت جذب" به اين امر نگريسته‌اند. مقالاتی هم که به تجاری‌سازی پرداخته‌اند بيشتر ارزش‌آفرينی نوآوری‌های برون‌سازمانی را ديده‌اند و تصاحب ارزش خلق شده توسط شرکت‌ها آنچنان مورد توجه آنها نبوده است.

شايد خواندنی‌ترين بخش اين مقاله برای دانشجويان و پژوهشگران نوآوری باز، جايي است که شکاف‌های موجود در ادبيات نوآوری باز را معرفی می‌کند. شناخت اين حوزه‌های مهم اما کمتر پژوهش شده می‌تواند به تعريف پروژه‌های پژوهشی غيرتکراری و کاربردی کمک فراوان کند. "مدل کسب‌وکار" يکی از همين حوزه‌هاست که با وجود اهميت کليدی آن در پارادايم نوآوری باز کمتر در پژوهش‌های اين حوزه مورد توجه قرار گرفته است. اين در حالی است که "مدل کسب‌وکار" از جمله نقاط متمايز کننده نوآوری باز از پژوهش‌های قبلی در زمينه همکاری‌های نوآورانه فراشرکتی است.

يکی از نکات جالب اين مقاله تلاشی است که برای شفاف‌سازی خود مفهوم نوآوری کرده‌است. خواندن اين بخش مقاله (که از صفحه 13 آغاز می‌شود) به ويژه به دانشجويان مديريت فناوری و نوآوری توصيه می‌شود. همچنين فهرست مراجع اين مقاله هم به نوبه خود مرجع بسيار مفيدی برای شناسايي مرتبط‌ترين مقالات با مفهوم "نوآوری باز" است.



تاريخ: ۱۳۹۲/۱۰/۲

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.