کتابی خواندنی در باب فرهنگ نفتی و ضد نوآوری
چندی پيش در جريان تدريس در کارگاه آموزشی تجاری‌سازی فناوری، در مورد مشکلات ناشی از حاکم شدن روحيه و نوع نگاه دولتی به توسعه و به ويژه تجاری‌سازی فناوری صحبت کردم. برای نمونه اشاره کردم که شرايط مراکز پژوهشی و دانشگاهی دولتی ايران در حال حاضر به گونه‌ای نيست که افرادی با دانش و مهارت‌های مناسب در حوزه بازار و بازاريابی را پرورش، جذب يا نگهداری کنند. يا اين که بسياری از مديران دولتی خود را متولی تمام مراحل توسعه فناوری در حوزه کاری خود می‌دانند و مجالی برای نقش‌آفرينی بخش خصوصی باز نمی‌کنند و .... خلاصه در حال بررسی رويکرد دولتی به تجاری‌سازی فناوری و پيامدهای آن بودم که يکی از شرکت‌کنندگان در کارگاه، در تاييد نکات مطرح شده، خواندن کتاب "نفحات نفت: جستاری در فرهنگ نفتی و مديريت دولتی" را به من و ديگر شرکت‌کنندگان در کارگاه پيشنهاد کرد. (اين البته يکی از جذاب‌ترين وجوه تدريس در کارگاه‌های آموزشی است. يعنی به واسطه تعاملی بودن فرآيند آموزش و نکات و تجربياتی که شرکت‌کنندگان بيان می‌کنند، عملاً يادگيری نيز دو سويه و موثرتر است).
 
کتاب را تهيه کرده و خواندم. ضمن پيشنهاد خواندن اين کتاب به تمامی همراهان هم‌آفرينی، اشاره به چند نکته در مورد اين کتاب را لازم می‌دانم:
 
  • اين کتاب به موضوع ناکارآمدی اقتصاد دولتی ايران به لطف درآمدهای بادآورده نفتی می‌پردازد. ساختاری ناکارآمد که ماهيتی ضد نوآوری و ضد کارآفرينی پيدا کرده است. نويسنده با ذکر نمونه‌های به ظاهر نامرتبط تلاش می‌کند تا ابعاد گسترده اين ناکارآمدی را نشان دهد. 

  • اين کتاب توسط نويسنده‌ای نگارش شده که در عين جوانی، سابقه خوبی در حوزه رمان نويسی دارد. لذا نگاه وی به ناکارآمدی دولتی نه از ديدگاه علم سياست‌گذاری فناوری و نه بر پايه پژوهشی روش‌مند است. خود او هم اذعان می‌کند که نوشته‌اش درد دلی برادرانه است. اما قلم روان و سبک ويژه و جذاب وی در نگارش، خواندن کتاب را آسان می‌کند.

  • نويسنده به واسطه پيشينه خود در حوزه فرهنگ، به درستی بر اهميت گسترش فرهنگ نوآوری و کارآفرينی در سطح جامعه و به ويژه در ميان کودکان و نوجوانان (يا همان نسل آينده) تاکيد می‌کند. وی اشاره می‌کند که "گره کارآفرينی با دانشکده کارآفرينی باز نمی‌شود، با فرهنگِ کارآفرينی کار راه می‌افتد!"

  • نويسنده مثال‌هايی از پيامدهای ناگوار حاکميت نگاه و مديريت دولتی بر بخش فرهنگ و صنايع فرهنگی می‌زند. جالب اين است که علائم زيادی از همان مشکلات در حوزه توسعه فناوری نيز قابل مشاهده و در حال تشديد است. شايد پيشينه طولانی‌تر حوزه فرهنگ باعث شده که اين پيامدهای منفی در آن حوزه زودتر نمايان‌تر شوند. بنابراين بايد کوشيد تا با پرهيز از دولتی کردن اقتصاد نوآوری و توسعه فناوری کشور، از گرفتار شدن به سرنوشتی مشابه پرهيز کرد.

  • نکته آخر اين که، بايد اين کتاب‌ها را خواند تا فراموش نکنيم که تلاش ما گسترش نوآوری و توسعه فناوری در بستر بافت فرهنگی و فضای مديريتی ايران است. اين جا دره سيليکون آمريکا نيست و برخی اصول مديريت نوآوری که در کتاب‌های درسی اين رشته آمده، در ايران به همان خوبی جواب نمی‌دهند. اين جا مديريت نوآوری دشوارتر است. اما شناخت بهتر پيچيدگی‌های اين بافت فرهنگی، می‌تواند شانس موفقيت را افزايش دهد. 


تاريخ: ۱۳۹۳/۹/۲۱

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.