سالگرد انتشار کتاب نوآوری باز
۱۳۹۱/۲/۱۳

  

يک سال از انتشار برگردان پارسی کتاب "نوآوری باز: پارادايم نوين آفرينش و تجاری سازی فناوری" می‌گذرد. چند روز پيش يکی از همراهان خوش‌فکر هم‌آفرينی به همين مناسبت در مورد تجربه برگردان و انتشار اين اثر و پيامدهای آن پرسيده بود. بنابراين بر آن شدم که بخشی از اين سفر يک‌ساله را با شما همراهان به اشتراک بگذارم.

در ابتدا بايد گفت که بی‌شک برگردان کتاب‌های مرجع مديريت نوآوری به پارسی اگر به خوبی و با کيفيت مناسب انجام شود کاری بسيار با ارزش و تاثيرگذار خواهد بود، اما اين کار در عمل با دشواري‌های زيادی همراه است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌کنم:

- زمان‌بری. برخی دوستان اهل قلم باور دارند که نگارش يا همان تاليف یک کتاب جديد می‌تواند از برگردان کتاب ديگر نويسندگان به زبانی ديگر ساده‌تر باشد و زودتر انجام شود، زيرا معمولاً کتاب‌های تاليفی در همان زمينه پژوهشی نگارنده و مبتنی بر نتايج پژوهش‌های وی هستند و نويسنده بر اساس الگوی ذهنی خود از موضوع قلم می‌زند. اما برگردان اثری که خط به خط آن بر اساس الگوی ذهنی ديگری نگاشته شده بسيار دشوار است. برای وفاداری به ماهيت اثر لازم است در مورد هر جمله کتاب به اندازه انديشه شود و همين امر ترجمه خوب را بسيار زمان‌بر می‌کند. به بيان ديگر، موضوع تنها درک معنای پارسی يک جمله انگليسی نيست، بلکه شناخت نويسنده و آثارش و تلاش برای ديدن و تفسير آن جمله از ديدگاه وی بسيار مهم‌تر و دشوارتر است. هر اندازه وسواس در انتقال بهتر محتوا بيشتر باشد، زمان‌بری ترجمه به همان نسبت افزايش می‌يابد.

- تلقی ارزش علمی کم‌تر. در نظام ارزيابی و ارتقای اعضای هيات علمی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی کشور، ترجمه کتاب ارزشی به مراتب کمتر از تاليف دارد و جالب اين‌جاست که در اين ارزيابی معمولاً به کيفيت ترجمه يا حتی اهميت کتاب در آن حوزه تخصصی توجهی نمی‌شود و خلاصه تعداد کتاب‌های ترجمه شده شمارده شده و عددی در ستون مربوطه وارد می‌شود! به همين دليل بسياری ترجيح می‌دهند که زمان محدود خود را صرف کاری با ارزش افزوده بالاتر (دست‌کم از منظر نظام ارتقا اعضای هيات علمی) کنند. بی دليل نيست که بسياری از کتاب‌های مهم در حوزه مديريت نوآوری (همچون کتاب‌های اريک وان هيپل، کريستنسن و ..) هنوز به فارسی برگردانده نشده‌اند!

-  غير اقتصادی بودن. اساساً انتشار کتاب‌های علمی تخصصی در ايران با توجه به جمعيت محدود مخاطبان احتمالی از نظر اقتصادی جذابيت ندارد. بنابراين حق‌التاليف يا حق‌الترجمه به هيچ روی نمی‌تواند انگيزه‌ای برای دست به قلم شدن فراهم آورد. البته هر چه کتابی تخصصی‌تر باشد، مخاطبان احتمالی آن کمتر و جذابيت اقتصادی انتشار آن هم کم‌تر می‌شود. بی‌دليل نيست که خیلی‌ها ترجمه کتاب‌های عمومی در زمينه تغذيه، زيبايي و ... را ترجيح می‌دهند!!!

- واژه‌يابی. هرکس که دستی به ترجمه متون تخصصی مديريت نوآوری برده به خوبی می‌داند که اين متون آکنده از واژگانی است که يا اساساً معادل پارسی ندارند يا معادل‌های موجود آنها نمی‌توانند تمام معنا را به خوبی انتقال دهند. به همين دليل خیلی‌ها قيد ترجمه را می‌زنند و ديگران هم برای درک بهتر منظور نويسنده دست آخر مجبور می‌شوند به متن اصلی انگليسی سری بزنند.

مشکلاتی از اين دست در کنار مشغوليت‌های گذران زندگی می‌توانند هرگونه انگيزه برگردان آثار ارزشمند مديريت نوآوری را در نطفه خفه کنند. من هم اگر چه کتاب ارزشمند هنری چسبرو را با فاصله اندکی پس از انتشار بين‌المللی آن در سال 2003 خريده و خوانده بودم، اما به دلايل مشابهی در برابر وسوسه برگردان آن به پارسی مقاومت می‌کردم. هر بار که به بهانه‌ای به اين کتاب سری می‌زدم و صفحاتی از آن را بازمی‌خواندم با خود می‌گفتم که حيف است اين اثر به دوستداران مديريت نوآوری در ايران معرفی نشود. حقيقت اين است که تا پيش از انتشار برگردان پارسی اثر در سال 1390 (و با وجود گذشت بيش از 7 سال از انتشار اصل اثر) بسياری از علاقمندان پارسی‌زبان از وجود چنين اثر مهم و درخشانی بی‌خبر بودند. اما مقاومت هم اندازه‌ای دارد! دست آخر در سال 1389 بر مقاومت‌ها چيره شدم و برگردان اثر را کليد زدم. البته کمک همکار خوش‌قلمم (سرکار خانم مهندس مرضيه شاوردی)  بسيار دلگرم کننده بود.

نخستين کار گرفتن اجازه از نويسنده اثر بود که خوش‌بختانه با موافقت هنری چسبرو همراه شد. سپس از وی خواستم که مقدمه‌ای اختصاصی برای نسخه پارسی کتاب بنويسد که بزرگوارانه پذيرفت و درست در تاريخ توافقی مقدمه را برایم فرستاد. ديگر حقوق اخلاقی يا مادی مالکيت فکری هم مانع برگردان اثر نبود.

کار ترجمه يک‌سال کامل به درازا انجاميد. جمله به جمله اين کتاب بارها و بارها پس از ترجمه بازخوانی و ويرايش شد تا در عين وفاداری به متن اصلی، خوانا و روان و برپايه مدل ذهنی هنری چسبرو باشد. پافشاری در استفاده بيشتر از واژگان پارسی و بهره‌گيری کمتر از واژگان انگليسی و عربی هم چالشی ديگر بود. اين‌کار اگرچه برای خوانندگان ايرانی خواستنی است ولی زياده‌روی در آن می‌تواند خواندن و فهميدن متن را دشوار کند. لذا بايد تعادلی ظريف در اين‌باره برقرار می‌شد.

در برگردان اين کتاب تلاش شد تا واژگان نوين حوزه "نوآوری باز" در زيرنويس صفحات تعريف شوند و تا اندازه ممکن معادل‌های فارسی جديد برای آنها ساخته شود (البته در اين زمينه با احتياط تمام و هم‌فکری با خبرگان عمل شد). خوش‌بختانه بعدها در جريان همکاری با ارزش انجمن مديريت فناوری ايران با فرهنگستان ادب پارسی برای واژه‌گزينی تخصصی در حوزه مديريت فناوری، بسياری از واژگان پارسی به کار رفته در اين کتاب مورد توافق و تاييد قرار گرفت.

پس از تمام اين بازبينی‌ها، متن ترجمه برای ويرايش ادبی به دوست خبره‌ای‌ سپرده شد که کار تخصصی وی به بهبود متن پارسی ترجمه کمک فراوان کرد. اما کار به همين‌جا پايان نگرفت! به باور من کيفيت ظاهری و فيزيکی کتاب‌ها بايد با غنای محتواي‌شان همخوانی داشته‌باشند. چه بسيار کتاب‌های باارزشی که جلد يا صفحه‌آرايي نامناسب، انگيزه خواندن آنها را از بين می‌برد. در اين مرحله خبرگی و هنر دوستان انتشارات رسا با مديريت جناب آقای ناجيان که از فرهيختگان عرصه فرهنگ و علم است، زيبايي ظاهری و کيفيت فيزيکی خوب و خواستنی را هم به اين ترکيب افزود. ناگفته پيداست که تک‌تک اين وسواس‌ها بر زمان‌بری و هزينه‌بری انتشار کتاب می‌افزود و انتشار آن‌را هرچه بيشتر غير اقتصادی می‌کرد.

دست آخر برگردان پارسی نوآوری باز برای نخستين بار در ارديبهشت‌ماه 1390 در غرفه انتشارات رسا در نمايشگاه بين‌المللی کتاب تهران در دسترس علاقمندان قرار گرفت. اين روزها که هم‌زمان است با برگزاری نمايشگاه کتاب تهران و گذشت يک سال از عرضه عمومی کتاب، شايد بتوان اندکی در مورد پيامدهای انتشار اين کتاب قلم زد اما بايد توجه داشت که معمولاً پيامدهای اصلی اين گونه کارها در بلند‌مدت هويدا و قابل ارزيابی می‌شوند.

نتيجه اين تلاش سنگين يک‌ساله بسيار زود مورد پذيرش گسترده خبرگان مديريت نوآوری قرار گرفت. انجمن مديريت فناوری و مرکز رشد دانشگاه صنعتی شريف در اين زمينه پيش‌قدم شدند و از انتشار کتاب حمايت کردند. سپس کتاب در چهارمين گردهم‌آيي علاقمندان مديريت نوآوری معرفی شد. داوران نخستين جشنواره بين‌المللی تحقيق و توسعه اين کتاب را به عنوان کتاب برتر اين حوزه معرفی کردند. مجله تدبير که توسط سازمان مديريت صنعتی منتشر می‌شود اين کتاب را به خوانندگان خود (که بيشتر از مديران صنعت کشور هستند) معرفی و از آن به نیکی ياد کرد و سازمان‌های گوناگون (همچون انديشکده آصف) به معرفی اثر در وبگاه‌های خود پرداختند. هنری چسبرو روزی با حالتی ميان شوخی و جدی می‌گفت که حتماً کار شما در برگردان اثر به گونه‌ای بوده که اشتباهات اصل اثر هم بر طرف شده که توانسته تا اين اندازه در ايران مورد توجه قرار گيرد!!

توجه فزاينده دوست‌داران مديريت نوآوری به نوآوری باز باعث شد که در سال گذشته چندين پايان‌نامه کارشناسی ارشد و دکترا در ارتباط با کاوش وجوه مختلف آن در ايران کليد بخورد. به آرامی مقالاتی علمی در اين زمينه در کنفرانس‌ها ارائه شد. علاقمندان پژوهش در زمينه نوآوری باز همديگر را شناختند و شبکه‌ای هرچند کوچک در ميان آنها در حال شکل‌گيری است. اين کتاب بهانه آشنايي من با جمعی از پژوهشگران و انديشمندان اين حوزه در ايران و تبادل دانشی ميان ما شد که تا به امروز بسيار مفيد بوده است. اگر چه نمی‌توان تمام اين موارد را تنها ناشی از انتشار برگردان پارسی کتاب مرجع نوآوری باز دانست، اما بی‌شک اين کتاب و معرفی گسترده آن در اين زمينه کم‌اثر نبوده است.

همان‌گونه که پيش از اين گفته شد هر گونه قضاوت در مورد اثرات محتوايي آشنايي صنعتگران و دانشگاهيان کشور با مفهوم نوآوری باز بايد در آينده و توسط آيندگان صورت گيرد، اما در يک کلام من از اين‌که يک‌سال از عمر خود را صرف برگردان اين اثر کردم بسيار خوشنودم و گمان می‌کنم از اين راه خدمتی به صنعت کشورم و بهبود توان رقابتی آن کرده‌ام. به خوبی می‌‌دانم که تمام دوستان و همکارانم در برگردان اين اثر (به ويژه سرکار خانم شاوردی) نيز نيتی مشابه داشته‌اند که بی‌توجه به عدم توجيه اقتصادی اين حرکت به ياری آمدند.
 
اما در آخر می‌خواهم از همراهان هم‌آفرينی خواهش کنم که نظرات و راهنمايي‌های باارزش‌شان در مورد برگردان پارسی کتاب نوآوری باز و پيامدهای آن را با من و ديگر کاربران اين وبگاه درميان بگذارند تا در پروژه‌های آينده مورد توجه همگان (از جمله من) قرار گيرد و مسبب پيشرفتی شود. 

 

 

 





نظر کاربران

خسته نباشيد واقعا كار با ارزشي بود كه شهامت و دانش فني شما را مي طلبيد
نوشته شده توسط رستائيان در تاریخ ۱۳۹۱/۲/۱۷
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.