کاسب‌کاری در فناوری
۱۳۹۱/۶/۲۳

 

بسياری بر اين باورند که در دو دهه گذشته، پژوهش و توسعه فناوری در ايران پاگرفته و رشد يافته است. اما اين حرکت رو به جلو در همه زمينه‌ها فراگير و همگن نبوده است. برای نمونه فضای پژوهش و توسعه فناوری کشور بسيار دولتی باقی مانده و نفوذ آن به بخش خصوصی ناچيز بوده است. بخش عمده‌ای از بودجه پژوهشی کشور دولتی است و در ميان نهادها و سازمان‌های دولتی دست به دست می‌شود. بيشتر پژوهشگران و دانشمندان کشور حقوق‌بگير يا کارمند دولت هستند. اين دولتی ماندن از آفت‌های جدی حوزه توسعه فناوری کشور است که در مجال ديگری به شرح آن خواهم پرداخت. تجربه جهانی نشان داده که تا بخش خصوصی آستين‌ها را بالا نزند و ورودی جدی به اين حوزه نداشته باشد، پيشرفت زيادی اتفاق نخواهد افتاد.

اما هرچقدر سايه سنگين دولت بر فضای توسعه فناوری ايران به درازا بيانجامد، زدودن پيامدهای منفی آن دشوارتر خواهد شد. قوانين دولتی، مديران دولتی، پژوهشگران دولتی، تجهيزات دولتی و ... همگی نوعی فرهنگ دولتی را بر توسعه فناوری شکل می‌دهند و عمق می‌بخشند که رهايي از آن کار آسانی نخواهد بود. اما منظور من از فرهنگ دولتی در زمينه توسعه فناوری چيست؟

چند روز پيش کارگاهی آموزشی برای جمعی از مديران پروژه‌های بزرگ توسعه فناوری در يکی از بخش‌های دولتی برگزار کردم. از قضا اين بخش در شمار موفق‌ترين‌ها در توسعه و تجاری‌سازی فناوری در کشور است. در اين کارگاه‌، الزامات نوين توسعه فناوری در پروژه‌های همان مديران به بحث و تحليل مشترک گذاشته شد و نتايج بسيار جالبی به دست آمد. برای نمونه پرسيدم که چقدر و چگونه از ظرفيت‌های دانشگاهی و دانشجويي کشور در پروژه‌های خود استفاده می‌کنند. سپس دقيق‌تر پرسيدم که آيا از دانش‌آموخته‌های نخبه فلان دانشگاه برتر استفاده می‌کنند يا خير؟ پاسخ يکی از مديران اين بود که آنها "کاسب‌کارند" و زود می‌پرسند که عايدات اين همکاری پژوهشی برای آنها چيست. اين جمله با لحنی کاملاً منفی بيان شد و ديگر مديران حاضر در کارگاه هم با تکان دادن سر به نشانه تاييد، همين"کاسب‌کاری"را به عنوان يکی از دلايل به خدمت نگرفتن توان نخبه‌های برتر آن دانشگاه دانستند.

اين جمله کاملاً برگرفته از همان فرهنگ دولتی حاکم بر توسعه فناوری در کشور است. اين نشانه همان فرهنگی است که دستاوردهای پژوهشی کشور را بر روی قفسه‌ها زمين‌گير کرده و نمی‌گذارد جامعه از آن بهره‌مند گردد. اين يکی از دلايل ضعف تجاری‌سازی فناوری در کشور است. اين نگاه، پژوهش را همچون جزيره‌ای دور از واقعيت‌های صنعت کشور نگاه داشته و می‌دارد. اين نگاه از دست رفتن فرصت‌های چند ميليارد دلاری برای کشور (به دليل نداشتن يک فناوری خاص) را می‌پذيرد اما دادن پاداش چند ده ميليون تومانی به تيم يا شرکتی که همان فناوری را در کشور تجاری کند برنمی‌تابد.

چرا پژوهشگر نبايد سهمی از منافع پژوهش خود بخواهد و در اين زمينه جاه‌طلب باشد؟ چرا پژوهشگر بايد به حقوق حداقلی دولتی رضايت دهد؟ چرا پژوهشگر نبايد با دريافت سهمی از ارزش‌افزايي کارش برای جامعه، زندگی مرفهی داشته باشد و به ماندن در ايران و خدمت کردن به کشورش اميدوار شود؟ اساساً مگر در اقتصاد دانش‌بنيان نبايد پژوهشگران نخبه در شمار ثروتمندترين‌ها باشند؟ چرا ثروتمند بودن کاسب‌کاران در واردات و صادرات اجناس مصرفی پذيرفتنی است اما برای کاسب‌کاران فناوری ناپسند؟

واکنش من البته برای آن جمعِ کاملاً دولتی عجيب بود! پاسخ اين بود که از قضا همين"کاسب‌کاری در حوزه نوآوری و توسعه فناوری"همان"کيميای گم‌شده"است. همين شمّ کاسب‌کاری به پژوهشگران و مديران پژوهشی امکان می‌دهد که پتانسيل ثروت‌آفرينی کارهای خود را بسنجند، مدل‌های کسب‌وکار مناسب را با آن همراه کنند و از موثرترين و کوتاه‌ترين راه اين پتانسيل را محقق کنند. همين شمّ کاسب‌کاری اگر در حوزه توسعه فناوری وارد شود، پروژه‌های پژوهشی بهتر غربال می‌شوند و جامعه از نتيجه پژوهش‌ها زودتر بهره‌مند می‌گردد.

امروزه دولت‌ها و شرکت‌های پيشرو در حوزه فناوری برای شناسايي و شکار نخبگانی با همين شمّ کاسب‌کاری فناوری برنامه‌های مفصلی دارند. همين فناوران کاسب‌کار می‌توانند بهترين مدل‌های کسب‌وکار را به دستاوردهای پژوهشی شرکت‌ها گره بزنند و ثروتی بيشتر بيافرينند و البته خود هم سهمی از آن را صاحب شوند.

به نظر می‌آيد يکی از انگيزه‌های اصلی از پروبال دادن به شرکت‌های دانش‌بنيان و پشتيبانی از آنها همين ترويج کاسب‌کاری در حوزه دانش و فناوری بوده است. اما بيشتر مديران دولتی حوزه توسعه فناوری که سال‌های سال زندگی بی‌خطر کارمندی و دريافت حقوق نسبتاً ثابت ماهانه را تجربه کرده‌اند با شمّ کاسب‌کاری در فناوری بيگانه‌اند و آن را تقبيح می‌کنند! حال اگر قرار باشد اين پشتيبانی‌ها از کانال اين مديران بگذرند و با نگاهی برگرفته از فرهنگ دولتی غربال شوند آيا می‌توان فرجام خوبی برای آنها پيش‌بينی کرد؟

ادامه تسلط فرهنگ دولتی بر حوزه توسعه فناوری باعث می‌شود که فناوران کاسب‌کار يا از حوزه توسعه فناوری فاصله بگيرند و به سمت بازار سنتی و بازرگانی کالاهای غير فناورانه بروند يا راه خارج از کشور را در پيش بگيرند. در آخر گمان می‌کنم نقش "شمّ کاسب‌کاری فناوری" (يا کارآفرينی فناورانه) در فضای توسعه فناوری در ايران می‌تواند يک موضوع پژوهشی جدی و کاربردی برای دانشجويان مديريت فناوری و نوآوری باشد.

 

 

 





نظر کاربران

با درود

بسیار مطلب قابل تاملی بود و خیلی استفاده کردم . این دولتی بودن و عدم خصوصی سازی یک عامل بسیار مهم در همه جنبه های فناوری و ورزشی و تحقیقاتی کشور عزیزمان به وضوح نمایان است و جالب تر آنکه برخی از محققان و پژوهندگان هم این مقوله را باور کردند و به نوعی پذیرفتند . امیدوارم قبل از هر چیز نگرش خودمان را شیفت کنیم و بعد قانون گذاری و سیاست گذاری در این عرصه را .

با سپاس
نوشته شده توسط امیرحسین کلهر در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۲۴
0
0

در ضمن الگوی بسیار نمایانی که این ادعا که پژوهندگی و فناوری و با ثروت و دیدگاه کاسب کاری هیچ منافاتی ندارد را ثابت می نماید ، توماس ادیسون است که هم در تحقیق و پژوهش و هم در بیزینس و کاسب کاری سرآمد بودند .

با سپاس
نوشته شده توسط امیرحسین کلهر در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۲۴
0
0

با سلام
بسيار مطلب آگاه كننده اي است تا انگيزه اي براي محققين وجود نداشته باشد كاري صورت نمي گيرد و استعداد صرف پيشبرد زندگي روزمره خواهد شد نگاهي به الگوي كشورهاي موفق در سهيم كردن افراد نظريه پردازونوآور اين مطلب را تائيد مي نمايد ، تنها ثبت مدرك يا ثبت اختراع به نام شخص نمي مي تواند عامل توسعه باشد و نياز به بالابردن انگيزه در افراد و سهيم كردنشان در بهره آن راه حل مناسبي خواهد بود.
نوشته شده توسط محمود رستائيان در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۲۴
0
0

با سلام

با سلام و سپا س از مطلب بسیار ارزنده شما

فکر می کنم جا داشته باشد که به عادت دیگر مدیران دولتی هم اشاره کنم و آن عدم اهمیت به ارزش کار کارکنان (پژوهشگران) پاره وقت است که بسیار کیفی تر و تخصصی تر از بسیاری از پژوهشگران تمام وقت می باشد. در واقع اگر ارزش مادی درخور به نتیجه کار ارائه شده، داده شود و نه وقت گذرانده شده در محیط کار، بسیاری از موانع مرتفع خواهد شد به خصوص در حیطه کارهای پژوهشی و تخصصی.

سپاسگزارم
نوشته شده توسط فاطمه شعبانی در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۲۵
0
0

با سلام
احتراما اينجانب تا حدي با نظرات جنابعالي موافقم ولي اصل موضوع عدم تعامل، صرفا داشتن اين بينش نمي باشد و من فكر مي كنم حلقه مفقوده اين ارتباط موضوع اساسي ديگري است. فرهنگ تنگ نظرانه و مصلحت طلبانه مديران بخش دولتي غير قابل انكار است اما از طرفي بنظرم نداشتن استراتژي توسط نخبگان و پژوهشگران در توليد ثروت از دانش خود و ندانستن قواعد بازي فرآيند تجاري سازي، اين عدم اعتماد و سردرگمي را تشديد مي نمايد و در نتيجه اين ديدگاه را در بخش دولتي ما (حتي بخش خصوصي) بوجود مي آورد. به جرات مي توان ادعا كرد كه بسياري از نخبگان ما ادبيات انتقال و ديد كاسب كارانه نسب به فناوري خود ندارند و در واقع با رضايت خود در بسياري از پروژه ها ترجيه مي دهند شبه كارمند دولتي محسوب شوند كه اين در واقع يكي از آسيب هاي جدي فرهنگ دولتي بر عرصه فناوري ما مي باشد.
با ارزوي سلامتي و سربلندي
ارادتمند
نوشته شده توسط مهدي غلامي در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۲۵
0
0

با سلام و تشکر از تذکر شما
به نظر من مشکل در سطح بلوغ سازمان های دولتی است. جایی که ما در اکثر سازمان های دولتی هنوز نتوانسته ایم بخش پزوهش را از سایر بخش ها مانند تولید جدا کنیم. در صورتی که بخش پژوهش از سایر بخش ها مجزا نشود به جهت حفظ ثبات در سازمان و رضایت همه کارکنان، هم ارتباط با نخبگان دانشگاهی مشکل خواهد بود هم سهیم کردن پژوهشگران در منافع حاصل از نوآوری. بنابراین سازمانی که ادعای دانش بنیانی دارد ابتدا لازم است ارزش های دانشی در آن حاکم باشد یعنی پژوهش در آن سازمان ارزش باشد پژوهشگر ارزشمند باشد ، رونق بازار دانش و فناوری ارزش باشد و ثروت آفرینی از فناوری نیز به هر طریقی ارزش باشد. سازمانی که به سوی دانش بنیان شدن حرکت می کند حتماً لازم است راهکار های تبدیل فناوری به ثروت را با کمک خبرگان خود بداند این رمز بقای ان سازمان خواهد بود.
نوشته شده توسط مرتضی در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۲۵
0
0

ممنون از اين مطلب ارزشمند.
خاطرم هست در كلاس درسي كه خدمت استاد رضوي بوديم مقاله اي از كيم مشهور كره اي (كره اي ها كيم زياد دارند. اين فرد در حوزه مديريت فناوري مشهور است) در مورد الگوي توسعه فناوري در كره مي خوانديم و جايي اشاره شده بود كه در كره ايهم چنين فرهنگي هست و يكي از جسارتهاي سياستگذاران را اين مي دانستند كه به كره ايهاي نخبه اي كه از خارج از كشور بر مي گشتند اجازه كسب درآمدهاي فوق العاده را دادند و عليرغم اعتراضات شديد مقاومت كردند.

نوشته شده توسط مهدي كنعاني در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۲۶
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.