گريز از ساده‌انگاری
۱۳۹۱/۷/۲

 

ديروز خواندن کتاب "معماری علم در ايران" را به پايان بردم. از خواندن خط‌به‌خط و صفحه‌به‌صفحه آن لذت بردم. به راستی دوست نداشتم کتاب تمام شود. اگر چه نويسنده کتاب، دکتر رضا منصوری، فيزيک‌دانی شناخته‌شده است، تقريباً در تمام صفحات کتاب می‌توان نکاتی کاربردی در حوزه سياست‌گذاری علم‌وفناوری يافت. نويسنده که سال‌ها، از دور يا نزديک، دستی بر آتش سياست‌گذاری پژوهشی در ايران داشته، نکاتی را مطرح می‌کند که خاص محيط و بافت فرهنگی کشور خودمان است و اتفاقاً همين امر اين کتاب را بسيار ارزشمند ساخته است.

دکتر منصوری در اين کتاب به تئوری‌های پذيرفته‌شده بين‌المللی در زمينه سياست‌گذاری‌ علم‌وفناوری کاری ندارد و به آنها آدرس نمی‌دهد. در مورد تجارب، برداشت‌ها و آموخته‌های خودش در حوزه علم‌وپژوهش قلم زده است. گاهی از دستاوردها تمجيد می‌کند، در بخش‌هايي به مشکلات می‌پردازد، زمانی اميد می‌دهد، جايي آه می‌کشد و گاهی داستان روایت می‌کند. اما همه‌وهمه از جنس تجارب بومی در سياست‌گذاری علم‌وفناوری است که در اين کتاب (و البته ديگر کتاب‌های نويسنده) به‌خوبی مستند شده است.

چه بسيار کسانی که در سال‌های گذشته (پيش و به‌ويژه پس از انقلاب) در حوزه توسعه علم، پژوهش و فناوری در ايران تصميم‌گير يا تاثيرگذار بودند، آزمون‌وخطاها کردند، نکته‌ها آموختند و کنار رفتند، اما هيچ‌گاه آموخته‌ها و تجارب‌شان را مستند نکردند. دوباره عده‌ای ديگر آمدند روز از نو روزی از نو. دوباره همان دور باطل آزمون‌وخطا. در اين فضا مجالی برای يادگيری نمی‌ماند. پيشينه‌ مکتوبی وجود ندارد تا دانشجويان و پژوهشگران به آن مراجعه کنند و به فلسفه تصويب فلان قانون يا لغو فلان آيين‌نامه پی‌ببرند. مستنداتی نيست تا بتوان درستی يا نادرستی نگاه سياست‌گذاران پيشين را در گذر زمان بررسی کرد و از آن درسی آموخت.

دکتر منصوری از موارد استثنا است که تجارب خود را مستند کرده و می‌کند. بايد قدر اين‌گونه نوشته‌ها را بيشتر بدانيم. خواستم کتاب را برايتان در يک جمله وصف کنم، ديدم اين جمله در صفحه 165 کتاب حق مطلب را ادا می‌کند:

"ساده انگاشتن رفع توسعه نيافتگی از خصوصيات جوامع توسعه نيافته است"

به نظر می‌رسد که بسياری از تصميم‌ها در سطح سياست‌گذاری بر پايه نگاه‌های خطی و با ساده‌سازی صورت مسئله (از نوع نگاه‌های مهندسی) گرفته شده و می‌شوند بدون اين‌که به ريشه‌های فرهنگی و پيامدهای بلندمدت اجتماعی آنها توجه شود. اين کتاب نمونه‌هايی جالب و خواندنی را در اين زمينه نقل می‌کند. گمان می‌کنم در اين کتاب نکاتی را در باب سياست‌گذاری علم‌وفناوری در ايران می‌توان يافت که در هيچ کتاب مرجع خارجی نه يافت می‌شود و نه می‌توان انتظار داشت که يافت شود. اين نکات ويژه ايران و فرهنگ، پيشينه و آداب ماست و صد البته بر سياست‌گذاری‌های ما هم تاثير ‌گذارند.

اگر چه کتاب "معماری علم در ايران" ساختار منسجمی ندارد و از پيش ‌هم قرار گرفتن نوشته‌ها و سخنرانی‌های دکتر منصوری شکل گرفته، خواندن آن از نگاه سياست‌گذاری بومی علم‌وفناوری بسيار آموزنده است.

 





نظر کاربران

با سلام
ضمن تشكر از مطالب مفيدي كه از كتاب نقل فرموده ايد مي خواستم خاطر نشان سازم كه نگاه هاي مهندسي براي حل يك مسئله با استفاده از ديد و دانش طراح است كه حتي در اين مسئله اگر بصورت صحيح به كار گرفته شود باز هم جواب خواهد داد

با تشكر
نوشته شده توسط محمود رستائيان در تاریخ ۱۳۹۱/۷/۴
0
0

جناب استاد اولا بسیار ممنوم و استفاده کردیم. ثانیاً این معضل نه در سیاست گذاری علم و فناوری بلکه در سایر زمینه ها نیز مشهود است ظاهراً نخبگان و بزرگانمان هم از فرهنگ و خرده فرهنگ توسعه نیافتگی مان بی بهره نمانده اند و تدوین تجربیات به عنوان دانش نه تنها مد نظرشان نیست بلکه از آن ابا هم دارند چرا که اولاً مبنای تصمیم گیری در بسیاری مواردعقلانیت نبوده بلکه از احساس و هیجانات و واکنش به رخدادها بوده است فلذا این بزرگواران خیلی نقشی نداشته اند و ذوق و سلیقه و مرامشان اجازه چنین امری را نمی دهد و ثانیاً کم نبوده است کسانی که تجربیات خود را بیان کرده اند اما کوچکترهای آنان تاب نیاورده و آنان را به باد انتقادهای نا متعارف گرفته اند.
نوشته شده توسط عبادی در تاریخ ۱۳۹۱/۷/۱۲
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.