جدايي سیاستگذاری صنعتی و اقتصادی کشور از جریان توسعه فناوری و نوآوری
۱۳۹۱/۷/۲۸

 

آقای دکتر هادی نیلفروشان که از جمع مديران انديشمند صنعت کشور و از همراهان خوش‌قلم هم‌آفرينی است بر وب‌نگاشته‌ای که پيش از اين با عنوان " قصه چادر مشکی و صنعت ايران" در هم‌آفرينی آمده بود حاشيه‌ای خواندنی نوشته‌اند که، ضمن تشکر فراوان از ايشان، عيناً تقديم می‌گردد:

--------------------------------------------------------------

در خصوص مطلبی که با عنوان قصه چادر مشکی و صنعت ایران مرقوم فرموده­اید توجه شما را به چند نکته جلب می­نمایم:

اولا واقعیت این است که قاطبه صنعتگران و اشخاصی که در عرصه فعالیت­های صنعتی مشغول به فعالیت هستند، در حوزه مسایل نظری و تئوریک چندان ورود خاصی ندارند. آنان معمولا حتی اگر به سفرهای خارجی بروند و با صنعتگران خارجی تعامل بیابند فرصت درک پیچیدگیهای موی صنعت را در آنسوی دنیا نمی­یابند و از این رو نمی­شود به خرده مطالبات این عزیزان مبنی بر ضرورت تزریق منابع مالی جدید برای توسعه صنعتشان چندان خرده گرفت.

اما این دغدغه درستی است که تصمیم­گیران و سیاست­گذاران ارشد کشور چگونه به اهمیت نقش فناوری وقوف بیابند. من ریشه مساله را در جدا بودن جریان فکری و رویکردی سیاست­گذاران صنعتی و سیاست­گذاران حوزه فناوری در کشور می­بینم.

توجه بفرمایید که نمایندگان مجلس و مدیران ارشد اقتصادی و صنعتی کشور عموما تحت تاثیر نگاه­های اقتصاددانان و نظریه­پردازان اقتصادی هستند. در واقع برای اثرگذاری بر ذهنیت مدیران ارشد اقتصادی و صنعتی کشور نباید مستقیما به سراغ آنها رفت چون آنها به طور سنتی و تاریخی مرجعیت جریان اصلی اقتصاد (نئوکلاسیک) را بر فضای سیاست­گذاری اقتصادی و صنعتی کشور پذیرفته­اند و چالشی هم اگر هست چالش در عرصه تطبیق دادن آن جریان با مبانی ارزشی حاکم بر کشورمان است. در نگاه اقتصادی نئو کلاسیک هم اصولا فناوری عامل خارجی تلقی می­گردد و فرض بر این است که بنگاه­ها همواره به فناوریهای مورد نیاز خود دسترسی دارند و واقعا هم در فضای اقتصاد غربی و آزاد مساله اصلی بنگاه­ها دسترسی به فناوری نیست مگر اینکه به لحاظ رقابتی بخواهند مزیت رقابتی بالاتری نسبت به رقبای خود بیابند که آن وقت مساله تحقیق و توسعه موضوعیت پیدا می­کند. بنابراین مساله اصلی از نگاه من این است که ساختارهای صنعتی ما و کج بودن بنیان­های اقتصادی مانع از این می­شوند که بنگاه­ها به مساله نوآوری و فناوری فکر کنند و این نشانه بیماری جدا بودن جریان سیاستگذاری صنعتی و اقتصادی کشور از جریان توسعه فناوری و نوآوری است.

نمونه­های خرد و کلان زیادی بر این مدعا وجود دارند. خاطرم هست در تجربه­ای که جنابعالی هم از آن بی اطلاع نبودید برای طرح مساله نوآوریهای جدید در عرصه صنعت ماکارونی به سراغ یک مدیر صنعتی رفتم. ایشان بعد از شنیدن کلی حرف از من مبنی بر ضرورت اطلاع مدیران صنعت ماکارونی از تحولات جدید فناوری و فرایندها در دنیا فرمودند:"ببین مساله من الان این نیست که چه نوآوریهایی در دنیا اتفاق می افتد. مساله من این است که چرا تامین کنندگان آرد من رفته اند خودشان واحد ماکارونی سازی زده اند و دارند بازار را خراب میکنند؟"ببینید که نگاه مدیر ارشد صنعتی ما هنوز درگیر چه مسایل و مشکلاتی است. این در سطح خرد قضیه.

در سطح کلان هم همه ما تجربه نشست و برخاست با مدیرانی را داریم که از سر صدق و حسن نیت صرفا در اثر مصاحبت با اقتصاددانان نئوکلاسیک وطنی کلا معتقدند مساله فناوری مساله امروز صنعت کشور ما نیست. در همین صنعت نفت خودمان بارها این مساله تکرار شده است. این نگاهها محصول جریان فکری­ ای است که سیاست صنعتی و اقتصادی را از سیاست فناوری جدا میبیند و این انفکاک و انفصال رد پای خودش را از جمله در اینجا هم نشان میدهد که در جاهایی که سرمایه گذاریهای کلان کشور انجام میشود چندان خبری از فناوری و توانمندیهای تکنولوژیک نیست و در جاهایی که توانمندی پدید آمده، خبری از بیزینس و رشد و کارآفرینی و گردشهای مالی جذاب و جالب نیست.

بنابراین از دید من تا زمانیکه بنیا‌ن­های اقتصاد بر مسیر با ثبات و درستی قرار نگیرد، تا زمانیکه مساله اتصال تولید­کنندگان داخلی به بازارهای جهانی حل نشود، تا زمانیکه تولیدکننده ما تازیانه سخت رقابت در عرصه جهانی را بر گرده خود حس نکند، هر چقدر فناوری توسعه بدهیم و هرچقدر از مدیریت فناوری سخن بگوییم برای صنعتگر ما به قول فرنگیها"میک سنس"نمی­کند.

نمونه صنعت چادر مشکی واقعا یک نمونه کلاسی از جدا شدن سیاست صنعتی و فناوری از هم است. جایی که بازار دست ما است و بهترین مزیت را برای توسعه صنعت داریم اما به دلیل محو بودن فناوری در جریان توسعه صنعتی کشور کسی به این گلوگاه مهم متوجه نمیشود و هنوز صنعتگران و مدیران صنعتی بر این باورند که با تزریق پول و وارد کردن تجهیزات می­توانند مسایل این صنعت را حل کنند. 


 





نظر کاربران


نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.