موضوع نوآوری هم مثل محصولاتش بايد بومي باشد
۱۳۹۱/۱۰/۲۲

 

نوشته زير از دوست بزرگوارم جناب آقای دکتر هادی نيلفروشان دو هفته پيش در وبگاه خبرآنلاين منتشر شد. اين نوشته از آن جهت که به يکی از گلوگاه‌های مهم مديريت نوآوری در بافت ايران اشاره دارد بسيار خواندنی و تامل‌انگيز است.

--------------------------------------------

اين صبحها وقتي چشم باز ميکني با تصوير بسيار کسل کننده و زمختي روبرو مي شوي. هواي تهران هم آلوده است و هم بخاطر اين آلودگي زشت. طبعا هر روز به خاطر حوزه تخصصي ام در مسير حرکت به سمت دانشگاه و بازگشت به منزل به اين موضوع مي انديشم که خاصيت اين همه مطالعه و فعاليت دانشگاهي و تحقيقاتي بر روي مساله نوآوري چيست؟ مگر نه اين است که قرار بوده با نوآوري گره گشاي مشکلات و مسايل جامعه و زيست بوم زندگي آدمها باشيم، پس چرا هر شب اخبار رسانه ها پر است از فتح يک قله علمي تازه و يک اختراع نو و يک نوآوري جديد، ولي حال و روز زيست بوم ما چنين زشت و نزار است؟

اين چه حکايتي است که در ايران امروز، اتم شکافته ميشود و فضا تسخير ميشود، اما هواي شهري که همه ما در آن روز را به شب مي رسانيم چنين آلوده و تهوع آور شده است؟ اين يک تناقض نيست؟ يعني به راستي حل معضل آلودگي هوا از شکافتن اتم و تسخير فضا پيچيده تر و دشوارتر است؟

به اجمال دو پاسخ نقد و عاجل براي رفع اين تناقض يافته ام که تا بدانها نيک پرداخته نشود به گمانم مساله کماکان لاينحل باقي خواهد ماند:

نخست اينکه حکايت مسايل و مشکلات جامعه ما و سياست ها و راه حل هاي موجود، حکايت آن جوانکي است که پرچمي در دست گرفته بود و با سرعت به سمت هدفي مي دويد. ناظري چنان ديد که شلوار آن جوان در حال افتادن است ولي او به شتاب در حال دويدن به سمت مقصد. جوان را هشدار داد که شلوارت در حال افتادن است. جوان سري تکان داد و گفت: فعلا کارهاي مهمتري داريم! به گمانم اولويتها نه در لابلاي اسناد و نقشه ها، که مهم تر از آنها و پيشتر از آنها در ذهنيت همه ما گم شده اند. يادمان رفته است که قراربود علم، فناوري و نوآوري دنياي بهتري براي ما آدميان بسازند. کدام جامعه انساني است که با فقدان هواي سالم و زيست بومي انساني و نشاط برانگيز احساس کمال و رشد و خوشبختي و سعادت نمايد؟ بچه هاي ما از يکسو و پيران و سالخوردگانمان از سوي ديگر در اين هواي آلوده و کثيف در حال فرسودن و در معرض انواع بيماريها و مشکلات هستند. ميانسالان نيز هر روزه ميليونها ساعت از وقت ارزشمند و مفيد خود را در درياي ماشينهاي آهني سپري ميکنند و هم جانشان را در معرض هزار آسيب قرار ميدهند و هم روحشان را. در اين آشفته بازار مثلا سالم زاييده شدن اولين بز شبيه سازي شده کجاي زندگي ما قرار دارد؟ خوانندگان گرانقدر و فاضل نيک متفطن هستند که قصد نگارنده کم ارج دانستن زحمات دانشمندان و تلاشگران اين عرصه هاي علمي نيست. بيشتر روي سخنم با فضاي عمومي جامعه و بالاخص سياستمردان و سياستگزاران است. عرض من اين است که تا درنيابيم که نوآوري و تحقيقات موضوعاتشان هم مثل محصولاتشان بايد بومي باشند و جامعه اي که از داشتن هواي سالم به خاطر فقدان نوآوريهاي مناسب محروم است چندان با شنيدن تولد بز شبيه سازي شده از جا برنخواهد خاست و دستار شادي به هوا نخواهد انداخت! بله، تا اين موضع را درنيابيم ماشين عظيم الجثه تحقيقات در کشور پيش مي رود ولي بهبودي در وضع و حال مردم عادي پديد نخواهد آمد.

نکته دوم از موضوع اول مهم تر و پيچيده تر است. جامعه ما به غلط در حال فروافتادن در وادي تحقيقات فناورانه است حال آنکه بخش اعظم مصايب و مسايل نقد جامعه ما موضوعات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي هستند. گمان برده ايم که اگر حجم عظيمي از منابع را براي مطالعات شيمي و فيزيک و نانو و بيو و امثال ذالک اختصاص دهيم حال و روزمان دگرگون خواهد شد ولي واقعيت آن است که مسايل ريشه اي و عميق و بنيادين جامعه ما اصلا ربطي به اين حوزه ها ندارند. همين ترافيک و الودگي هوا را نگاه کنيد. چرا سالهاست که حل نميشود؟ چرا تا فضا رفتيم ولي نتوانستيم يک شهر چند ميليوني را در دوران همه انواع تفکرات (از بعد از جنگ تاکنون) درست اداره کنيم و سير شتابان توليد مسايل و معضلات آن را کنترل کنيم؟ چرا انواع فناوريها را آزموديم ولي مسايل اين حوزه حل نشدند؟ علت اين است که ترافيک و الودگي هوا مسايلي چند رشته اي و چند لايه اي هستند که سررشته بسياري از عوامل دخيل بر آن در علوم پايه و مهندسي نهفته نيست. ترافيک مساله اي اولا اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي است و اين حوزه ها درست همان حوزه هايي هستند که نوآوري و توليد انديشه و فکر نو در آنها يا عقيم شده است و يا اجازه جولان و عرض اندام نيافته است.

نگرانم که فضاي تحقيقات و نوآوري در کشور بيش از حد رسانه اي و پوپوليستي شوند. هر چند شب يکبار رسانه هاي رسمي از کشف و فتح جديدي در عالم علوم محض و مهندسي مي گويند، ولي کودکان و فرزندان ما که قرار است فردا در اين شهر زندگي کنند از نعمت هواي سالم و شهري زيبا و نشاط برانگيز محرومند. اين دغدغه ها بايد براي سياستگزاران ما به طور جدي مطرح باشند.

 

 





نظر کاربران

ممنون . ای کاش انسانهای مثل شما در ایران زیاد بودن .
نوشته شده توسط افشین در تاریخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۳
0
0

عالی بود.
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۳
0
0

كاش تحقيقات و نوآوريها در خدمت حل مشكلات بشر باشد نه در جهت اضافه كردن مشكلات انسانها
چنانچه به نوآوريهاي كه در خدمت به انسانهاست بها داده شود
مشكل حل مي شود
دانشمندان و نوآوران وقت خود را صرف نوآوري مي كنند كه به آن بها داده شود پس مشكل اصلي ارزش گذاري غلط است.
نوشته شده توسط رستائيان در تاریخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۴
0
0

بسيار تامل برانگيز است . متاسفانه اينگونه مسائل در اولويت موضوعات دانشگاهي قرار ندارد .
نوشته شده توسط حسني در تاریخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۶
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.