آداب حضور برخی مديران و اساتيد در کنفرانس‌های علمی
۱۳۹۲/۴/۵


کنفرانس‌های علمی مجال بی‌همتايي برای به‌روز کردن دانسته‌ها، تبادل دانش و تجارب، شناخت خبرگان و صاحب‌نظران و انواع ره‌آورد‌های مسقيم و غير مستقيم ديگر به شمار می‌روند. بنابراين در کشورهايي که در راه توسعه علمی و فناورانه گام گذاشته‌اند، کنفرانس‌ها و گردهم‌آيي‌های علمی جايگاه ويژه‌ای دارند. اما اين کنفرانس‌ها در بافت فرهنگی کشورهای مختلف که قرار می‌گيرند، کارکرد و اثربخشی‌شان دچار تغيير می‌شود.

سال‌هاست که در کنفرانس‌های داخلی و بين‌المللی (در حوزه مديريت فناوری و نوآوری) حضور داشته‌ام و همين حضور باعث شد که به تدريج به برخی ويژگی‌های کنفرانس‌های علمی در بافت فرهنگی ايران حساس شوم. يکی از عجيب‌ترين آنها، آداب حضور برخی مديران و اساتيد در اين کنفرانس‌هاست. اگر چه استثناهايي بر اين آداب رايج وجود دارد، اما دو وجه شاخص حضور برخی مديران و اساتيد ايرانی در کنفرانس‌های علمی را می‌توان چنين برشمرد:

1-    حضور تمام‌وقت در کنفرانس، نشان دهنده بیکار بودن مدير و استاد مربوطه است. لذا برای اين‌که مبادا ديگران چنين گمانی کنند، بهتر است که حضور در کنفرانس به يکی دو ساعت محدود شود (حتی اگر سخنرانی‌ها و مقالاتی که قرار است توسط ديگران ارائه شوند مرتبط و مفيد باشند). البته برگزارکنندگان کنفرانس هم بايد حتماً از مدير يا استاد مربوطه در تريبون اصلی تشکر کنند که با آن همه گرفتاری (!) افتخار داده‌اند و در کنفرانس شرکت کرده‌اند.

2-    حضور مديران و اساتيد در کنفرانس بايد حتماً با سخنرانی کليدی يا ارائه مقاله همراه باشد. اين‌گونه همگان پی‌خواهند برد که مدير يا استاد مربوطه آمده تا لطف کند و بخشی از دانش سطح بالاتر خود را (در همان فرصت محدودی که دارد!) با ديگران در ميان بگذارد. بنابراين اگر سخنرانی کليدی يا ارائه مقاله برای آنها پيش‌بينی نشد، همان بهتر که در کنفرانس شرکت نکنند تا مبادا ديگران گمان کنند که آنها قرار است از اين کنفرانس بهره علمی ببرند! اگر هم سخنرانی کليدی يا ارائه مقاله در برنامه برای آنها پيش‌بينی شد، بهتر است بلافاصله پس از آن (يا حداکثر در پايان نشست مربوطه) سالن را ترک کنند تا مبادا همان گمان بی‌کاری در مورد آنها برده شود.

بی‌شک اين رفتار رايج پيامدهای منفی زيادی دارد که از آن جمله می‌توان به موارد زير اشاره کرد:

-        کنفرانس‌های علمی بدون حضور جمع زيادی از مديران صنعت و اساتيد دانشگاه برگزار خواهند شد و به همين دليل هيچ‌گاه رونق شايسته خود را پيدا نخواهند کرد.

-        فرصت‌های بسياری برای آشنايي مديران صنعت با اساتيد دانشگاه در جنب کنفرانس‌ها و شکل‌گيری همکاری‌های سودمند و انتقال دانش دوسويه (ميان دانشگاه و صنعت) از دست خواهند رفت.

-        مديران و اساتيد فرصت به‌روز کردن دانش خود در حوزه‌های مختلف و آگاهی از آخرين دستاوردهای پژوهشی در حوزه‌های مورد علاقه را از دست می‌دهند.

-        دانشجويان امکان آشنايي با مديران صنعت و دسترسی به داده‌های بومی صنعتی برای پژوهش‌های خود را از دست می‌دهند.

-        دانشجويان هم با پيروی از برخی اساتيد خود در آينده همين رويه را در پيش خواهند گرفت و همين آداب نامناسب تداوم خواهند يافت و ريشه بيشتر خواهند دوانيد.

 

از آنجا که با اين آداب جاافتاده کاملاً آشنا بودم، هفته پيش حسابی غافلگير شدم. موضوع از اين قرار است که بنا بود برای بررسی انجام پژوهشی مشترک، پروفسور هنری چسبرو (استاد برجسته دانشگاه برکلی و نظريه پرداز اصلی نوآوری باز) را در کنفرانس درويد (DRUID 2013) در بارسلون ببينم. اما وقتی که برنامه کنفرانس را با دقت زيرورو کردم اثری از نام وی نيافتم. با خود فکر کردم که امکان ندارد چسبرو سخنرانی نداشته باشد و به کنفرانس بيايد. کسی که شرکت‌های بزرگ چندماه در نوبت گرفتن وقت مشاوره از وی به انتظار می‌مانند و بابت هر روز مشاوره هزاران دلار می‌پردازند، چگونه ممکن است سه روز در کنفرانس حضور داشته باشد و سخنرانی نکند. پس شک کردم که مبادا اشتباهی شده باشد. ايميلی برايش فرستادم تا قرارمان را دوباره چک کنم. او تاييد کرد که در کنفرانس خواهد بود. خلاصه موعد کنفرانس که فرا رسيد ديدم که همچون يک دانشجوی علاقمند در تمام نشست‌های مربوط به نوآوری باز حاضر بود و با جديت تمام يادداشت برمی‌داشت. حتی در يکی از نشست‌ها، وی دست بالا برد تا نکته‌ای را بگويد. مجری که وی را از دور نشناخت از او خواست که بايستد و خودش را معرفی کند. او هم ايستاد و گفت که نامش هنری چسبرو است و از دانشگاه برکلی آمده است. بيشتر حاضرين سالن که وی را خیلی خوب می‌شناختند ناخودآگاه از ديدن اين صحنه خنديدند و وی را تحسين کردند. جالب اين‌که وی تنها استاد بسيار سرشناس در آن کنفرانس نبود. بسياری از نام‌های بزرگ حوزه مديريت نوآوری (افرادی چون وسلی کوهن، سيد وينتر، کريستوفر توچی، ربکا هندسون، ديتمار هارهوف، بن مارتين، مارتين کنی، امون سالتر و ...) در کنفرانس حضور تمام وقت داشتند و يادداشت برمی‌داشتند و با دانشجويان گفتگو می‌کردند.

شايد وقت آن رسيده که برای تغيير آداب حضور مديران و دانشگاهيان در کنفرانس‌ها آستين بالا بزنيم و تغيير را از خودمان شروع کنيم.





نظر کاربران

فکر کنم کنفرانس‌های ما دچار چرخه باطلی شده که به این راحتی قابل شکستن نیست. وقتی کنفرانس‌های ما اینقدر کم محتوا برگزار می شود چرا باید وقت زیادی گذاشت؟ وقتی از لحاظ فکر نو و پژوهش مفید و حرف ارزشمند اینقدر فقیریم برای اینهمه کنفرانس محتوا از کجا بیاوریم؟ ...
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۲/۴/۵
1
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.