جريان‌سازی برای تعالی نظام ملی مالکيت فکری
۱۳۹۲/۱۰/۱۳

اين نوشته در تاريخ 14 دی ماه 1392 در روزنامه دنيای اقتصاد منتشر شد (لينک) که در ادامه عيناً تقديم می‌شود:

---------------

مدتی پيش با يکی از مديران ارشد نظام مالکيت فکری ايران در مورد وضعيت نظام ملی ثبت اختراعات و راهکارهای بهبود و تعالی آن گفتگو می‌کردم. در ميانه جلسه اشاره کردم که شرايط نظام ثبت اختراع با پيشرفت‌های کشور در زمينه علم و فناوری به هيچ روی هم‌خوانی ندارد و اقدامات موجود برای بهبود اندک و تدريجی اين نظام هم چاره کار نيست. گفتم که بايد در اين زمينه آن هم در سطح ملی (نه بخشی) يک جريان قوی ايجاد شود به گونه‌ای که امواج آن به تمام بخش‌ها و نهادهای درگير و ذينفع در نظام ملی نوآوری برسد.

برای روشن شدن موضوع از مثال ستاد ويژه توسعه فناوری نانو کمک گرفتم. اشاره کردم که ده سال پيش، شمار کسانی که در ايران با فناوری نانو و کاربردها و پيامدهای گسترده آن آشنا بودند بسيار اندک بود. حتی در ميان دانشگاهيان و پژوهشگران هم افراد معدودی بودند که ابعاد تاثيرگذاری اين حوزه فناوری رو به گسترش را می‌شناختند. اما نخبگان حوزه سياست‌گذاری علم و فناوری که به تاثير مثبت پيشرفت درفناوری نانو بر ديگر فناوری‌ها و صنايع ملی پی‌برده بودند به درستی دريافتند که بايد طرحی نو درانداخت. شتاب پيشرفت جهانی در اين زمينه به گونه‌ای بود که راهکارهای معمول و بهبودهای جزيي و بخشی نمی‌توانست حرکت لازم را با شتاب مناسب در سطح ملی ايجاد کند. اگر بنا بود طبق روال معمول اداری عمل شود، حداکثر دانشکده يا پژوهشکده‌ای با عنوان "نانوفناوری" تشکيل می‌شد تا پيگير آموزش و پژوهش در اين حوزه شود. سال‌ها طول می‌کشيد تا ساختمان و آزمايشگاهی برای آن مهيا شود و وقتی چند استاد و پژوهشگر با اين فناوری درگير می‌شدند آنگاه بايد تلاش می‌کردند تا در حد توان محدود خود ديگران را با اين حوزه و اهميت فزاينده‌اش آشنا کنند. اين فرآيند تدريجی در روال معمول خود سال‌های سال به درازا می‌انجاميد و نتايج حاصله محدود و جزيره‌ای بود و از آن مهم‌تر اين‌که بدنه جامعه و صنعت با اين فناوری ناآشنا و غريبه باقی می‌ماند. دست‌آخر صنعت کشور از اين ماجرا جدا و کشور از برکات اقتصادی مربوطه بی‌بهره می‌ماند.

 اما سياست‌گذاران با توجه به اين امر، ستادی ملی در يک جايگاه سازمانی فرابخشی تشکيل دادند. اين ستاد با همراه کردن نهادها و بازيگران مختلف نظام نوآوری در سطح ملی، توانست جريان‌سازی مناسبی در اين زمينه انجام دهند. امروزه (و تنها در مدت 10 سال) کمتر کسی در کشور با مفهوم فناوری نانو ناآشنا است و جمع زيادی از دانشگران و پژوهشگران کشور با اين حوزه ارتباط کاری برقرار کرده‌اند و دستاوردهای مناسبی هم حاصل شده است. پژوهش در نانوفناوری به تمام دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های کشور راه يافته است. مهم‌تر اين که تاکنون تعداد زيادی از شرکت‌های عمدتاً کوچک و متوسط و دانش‌بنيان حول اين فناوری شکل گرفته يا به نوعی در اين ارتباط فعالند. فرهنگ‌سازی گسترده‌ای انجام شده و رسانه‌های جمعی هم در اين زمينه نقش گسترده بازی کرده‌اند. کار حتی به مدارس ابتدايي هم کشيده و بروشورها، فيلم‌ها و برنامه‌های آموزشی مناسبی برای دانش آموزان تهيه و اجرا شده است. جمع بسياری در ارتباط با ابعاد مختلف اين فناوری آموزش تخصصی ديده‌اند. هر ساله نمايشگاه‌های ملی در حوزه دستاوردهای حوزه فناوری برگزار و از برگزيدگان تقدير می‌شود. راهبرد و نقشه راهی تدوين شده و در آن، ابعاد صنعتی، تجاری، فرهنگی، هنری، امنيتی و حتی سياسی نانوفناوری در کنار ابعاد علمی آن تا حدودی مورد توجه قرار گرفته است.

بنابراين بر خلاف روال معمول، کار به ايجاد يک پژوهشکده و نوشتن و انتشار مقالات علمی محدود نماند. در اين ده سال در زمينه فناوری نانو جريانی در سطح ملی ايجاد شد که امواج آن تمام کشور را دربرگرفت و باعث شد ايران با علم و فناوری نانو بيگانه نماند و البته تلاش برای برداشتن گام‌های بلندتر با هدف نزديک شدن به پيشگامان اين فناوری همچنان ادامه دارد. اگر چه ممکن است انتقاداتی نيز بر سياست‌های حوزه نانوفناوری وارد باشد اما بی‌گمان جريان‌سازی ملی از دستاوردهای درخشان اين حوزه است که می‌تواند به عنوان يک مدل موفق در ديگر بخش‌های نظام توسعه علم و فناوری کشور مورد توجه قرار گيرد.    

امروزه نظام ملی مالکيت فکری به شدت به اين جريان‌سازی گسترده نياز دارد. اين نظام از بخش‌های کليدی نظام ملی نوآوری است که با داشته‌ها و عملکرد موجودش نمی‌تواند به کارکردهايی که از آن انتظار می‌رود عمل کند. با وجود بهبودهای موردی سال‌های اخير، فاصله عملکرد اين نظام با استانداردهای پذيرفته شده بين‌المللی و الزامات پيشرفت کشور در حوزه علم‌وفناوری رو به افزايش است و بهبودهای بخشی، اندک و مقطعی چاره‌ساز نيست. امروز اين نظام:

     -  تا اندازه زيادی به يک سازمان و فرآيند اداری در زيرمجموعه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور (!) محدود شده و در جلب همراهی عملی جامعه، صنعت، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های ذينفع ناکام بوده.

    -  بر ابعاد ثبتی و حقوقی مالکيت فکری متمرکز مانده و از ابعاد مديريتی، اقتصادی و صنعتی آن دور مانده.

    -  برای بدنه جامعه و صنعت ناشناخته مانده و نتوانسته فرهنگ‌سازی گسترده و مناسبی انجام دهد.

    -  نتوانسته پرورش نيروی انسانی متخصص در حوزه‌های مرتبط با مالکيت فکری را سامان داده و راهبری کند.

    -  در توانمندسازی بنگاه‌ها، دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها در مديريت مالکيت فکری وارد نشده.

    -  در نهادسازی و همچنين رونق بخشی به کسب‌وکار مالکيت فکری کارنامه مناسبی ندارد.

    -  نتوانسته ظرفيت‌های پژوهشی ملی در زمينه مديريت و اقتصاد مالکيت فکری را فعال کند.

    -  دارای چشم‌انداز، راهبرد و نقشه راه مشخصی نيست و روزمرگی در آن موج می‌زند.

    -   ...

پيامدهای منفی و بلندمدت ادامه وضع موجود بر پيشرفت کشور در حوزه علم و فناوری اقتضا می‌کند که نوعی جريان‌سازی گسترده در حوزه مالکيت فکری در دستور کار سياست‌گذاران ملی قرار گيرد. تجربه ستاد ويژه توسعه فناوری نانو نشان داده که در صورت عزم ملی و سياست‌گذاری مناسب و علمی می‌توان در زمانی کوتاه‌تر شکاف‌ها را پر کرد و زيربنای لازم برای حرکت با شتاب را فراهم ساخت. نظام مالکيت فکری می‌تواند از رخوت موجود خارج شده و به يکی از پيشران‌های توسعه ملی تبديل شود، اما بی‌شک اين‌کار نياز به جريان سازی فرابخشی دارد و با اعمال بهبودهای بخشی، اندک و مقطعی شدنی نيست. 





نظر کاربران

سلام. براي ايجاد اين نهضت، بايد افرادي توانمند و عاشق، محور کار قرار گيرند. مانند ستاد نانو که آقاي مهندس سجادي و مهندس ميرزايي و ... خود را وقف اين کار کردند.
به اميد آن روز
نوشته شده توسط صاحبکار در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۱۳
0
0

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۱۳
0
0

با سلام
در مورد پیشرفتهای حوزه نانو بیان چند نکته برای تکمیل بحث لازم است. اولاً نانو یک رشته علمی نیست بلکه یک رویکرد جدید در علوم است که باید در متن علوم دیگر به آن پرداخته شود. توجه به این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که متوجه میشویم برای پیشرفت در حوزه نانو ابتدا باید در علوم مهندسی و پایه حرفی برای زدن داشته پس از ان وارد حوزه نانو شویم به طور مثال اول باید به علم الکترونیک مسلط شویم بعد سراغ نانو الکترونیک برویم.
نکته دوم اینکه وقتی به رده بندی کشورها در حوزه نانو نگاه می کنیم متوجه یک نکته تاسف بار خواهیم شد؛ ایران از لحاظ تعداد مقاله جایگاه خوبی در جهان دارد (رتبه 20 به پایین)، در حوزه ثببت اختراع بین اللملی هم وضع قابل قبولی دارد (حدوداً رتبه 30 جهان) ولی متاسفانه در حوزه تجاری سازی محصولات نانویی اصلا جایگاه قابل قبولی در سطح جهان نداریم. صادرات و همکاری های بین المللی که تقریبا صفر است.
از جمع بندی دو مورد بالا به این نکته می رسیم که اگر به جای نانو این همه هزینه و نیروی انسانی را صرف حوزه دیگری که پایه علمی مناسبی داشتیم، می¬کردیم هم اکنون جایگاه بهتری از لحاظ اقتصادی داشتیم. این حوزه می توانست زیست فناوری باشد زیرا ایران از سالهای دور در حوزه پزشکی صاحب کرسی بوده و جایگاه خوبی داشته و هم اینکه در چند سال اخیر در حوزه مواد غذایی هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
نوشته شده توسط امیر الداغی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۱۴
1
0

با سلام
مقاله جالبی بود. بنده یکی از فعالان حوزه فناوری نانو هستم و با ستاد نانو نیز در ارتباط هستم. حرف شما صحیح است و اینکه روند فرهنگسازی این ستاد نتیجه بخش بوده هم درسته آما به شاخصه های دیگری هم میشود اشاره کرد مثلا اینکه سیکل باز اجرایی که ستاد برای خود انتخاب کرده است و اینکه وظیفه ترویج این علوم در دانشگاه ها به عهده نیروی جوان دانشجو میباشد. اینها از امتیازات ستاد است چراکه در دیگر بخش های کشضور اینچنین نیست
همچنین نکته دیگری که بنده به آن معتقد هستم تفکر ستادی مسئولین ستاد توسعه فناوری نانو میباشد و اینان خود را درگیر کارهای اجرایی آنچنانی نکردند و با تولید فکر این موج را در دانشگاه ها گسترش دادند، چیزی که باز هم در دیگر سکل های کشور کم به چشم میخورد.
و نکته آخر اینکه درباه پول وقدرت هستش و اینکه مسئولین ستاد نانو تفکری پول گرایی با خود نداشتند و به دنبال سهم خواهی نبودند که آفت هر ارگانی رو این دو میدانم.
تا زمانیکه فرهنگ غالب این ستاد این چنین هست جا برای پیشرفت دارد و از آن زمان میترسم که این دو عامل به ستاد نانو نفوذ کند...
تشکر از مقاله اتون
روز بخیر
نوشته شده توسط احسان لطفی نژاد در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۱۴
0
0

ممنون از این مقاله ی خوب و مقالات ارزشمند دیگر موجود در این وبسایت
بی شک ستاد نانو در ایجاد جریان سازی گسترده در حوزه ی مالکیت فکری و ایجاد انگیزه برای مخترعین در این چند سال بسیار خوب عمل کرده و پیشرو بوده است. اما انگیزه برای نوآوری و تجاری سازی همچنان زیر سایه ی قوانین مالکیت فکری کشور قرار دارد که متاسفانه ناتوان از تضمینی کافی برای مخترعین جهت حفاظت کافی از ایده و اختراعات خود در حین تجاری سازی و توسعه ی فناوری مربوطه است. در حقیقت نظام مالکیت فکری کشور علاوه برضعیف عمل کردن در موارد برشمرده‏ی بالا به عنوان یک سازمان مسئول، میتواند نقش کند کننده و از بین برنده ی انگیزه ی سازمانهای پیشرو و جریانساز در حوزه ی مالکیت فکری ، مثل ستاد نانو، نیز باشد. یک اختراع باید بتواند در درجه اول کمکی در جهت توسعه فناوری در داخل کشور باشد. تعداد مقالات درژورنالهای معتبر و تعداد پتنهای خارجی، درست است مبنایی برای نشان دادن رشد علمی کشور به جهان در حوزه ای خاص میتواند باشد ولی این نمایش رشد علمی چه کمکی به توسعه ی فناوری در داخل کشورکند؟ وقتی ثبت اختراع در داخل کشور، به سبب عدم بررسی های ماهوی کافی نظام مالکیت فکری کشور، نه از نظر درجه ی علمی بین جامعه ی دانشگاهی چندان قابل اعتماد باشد و نه از نظر حقوقی و حفاظت از ایده ،چندان قاطع و محکم، خود تیشه ای می‏شود بر ریشه نوآوری و توسعه ی آن فناوری.


نوشته شده توسط لیلا زارعی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۱۴
0
0

همان گونه که مستحضرید، شورای سیاست گذاری مالکیت فکری با محوریت وزارت دادگستری چند سالی بود که به برگزاری جلساتی پیرامون ایجاد سازمان مالکیت فکری اقدام می کرد که شاید آقای دکتر میرحسینی را بتوان از جمله حامیان خوب این مقوله دانست. در این زمان که شاید موضوع بحث ما، جریان سازی مالکیت فکری باشد، تصمیم گیران این حوزه، در کش و قوس انتقال مالکیت فکری از قوه قضائیه به قوه مجریه (وزارت صنعت، وزارت علوم، بازرگانی و ...) باشند. با توجه به غریبه بودن یا بی اعتماد بودن بخش عظیمی از صنعت به مقوله مالکیت فکری (تقریبا برعکس نظریه اقشار دانشگاهی)، جریان سازی، ترویج مالکیت فکری، قوی عمل کردن اداره مالکیت صنعتی، ایجاد چتر حقوقی حمایت از مخترعین، ایجاد فرایند تجاری سازی و ارزشگذاری اختراعات، همگی از عواملی است که می تواند در این مقوله بسیار مفید باشد.
نوشته شده توسط مالک سعیدی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۱۶
0
0

آقای امیر الداغی ضمن احترام برای نظر شما و اینکه مطالبی که گفتید جای تامل و بحث دارد باید عرض کنم که شما منظور کلی نویسنده را متوجه نشدید! بحث چیز دیگری است برادر!!
نوشته شده توسط الهام محمدی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۱
0
0

ضمن تشکر از مطالب خوب و دقیقی که در این مقاله ارائه کردید باید به نکته دیگری که در ارتباط با ترویج موضوع مالکیت فکری است اشاره کنم. یکی از چالش ها و شاید موانعی که باعث شده این موضوع در کشور ما به طور نظام مند شکل بگیرد این است که بسیاری از مطالب علمی و غیر علمی به راحتی در دسترس همگان قرار می گیرد و این موضوع به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر قرار گرفته که شاید مبتنی بر برخی از معارف دینی ما باشد. به عبارت دیگر وقتی فرهنگ دینی ما، زکات علم را نشر آن می داند بنابراین نمی توان انتظار داشت که درآمدزایی از علم به راحتی مورد قبول عامه مردم قرار بگیرد. در نتیجه می باید تعارضات و یا تطابق های مالکیت فکری یک اختراع با این مبانی دینی مشخص شود. البته در سالهای اخیر احکامی توسط مراجع تقلید در این زمینه صادر شده که باید بر این اساس، سایر نهادها (چه نهادهای ترویجی و چه سایر نهادهای مسئول ذیربط) حول این موضوع فرهنگ سازی کنند. البته بهره گیری از الگوی ترویجی ستاد نانو نیز می تواند در این زمینه راهگشا باشد. هر چند این الگوی موفق هنوز به طور کامل مستندسازی نشده تا بتواند به طور نظام مند و مشخص در اختیار سیاستگذاران قرار بگیرد.
نوشته شده توسط خادم در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۱
0
0

ایمیل بنده در نظر قبلی ثبت نشده بود
نوشته شده توسط خادم در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۱
1
0

بنده مالکیت فکری تدریس می کنم . مشکل اصلی مالکیت فکری در کشور ما مثل بسیاری رشته های دیگر اساتید و دانشجویان مدرک گرا و بی سواد و مترجم است. یک سری به کتابها, مقالات و یا متونی مثل گزارشهای مرکز پژوهشها بزنید همگی مترجم و مروج هستند یعنی در حد لیسانس کار علمی می کنند. وقتی مجلس از استاد مالکیت فکری ما می پرسد از اختراع زیست فناوری حمایت کنیم یا خیر پاسخ می شنود که کشورهای در حال توسعه مخالفند پس ما هم باید مخالف باشیم یا حداکثر می گویند چون در حد کشورهای پیشرفته نیستیم و توان رقابت نداریم نباید حمایت کنیم که این هم ترجمه است. هیچ کس حاضر نیست به خود سختی بدهد از کتابخانه بیرون بیاید و یک کار آماری انجام دهد و منافع کشور را در عالم خارج بسنجد. در حقوق هم مثل صنعت خودروسازی مونتاژکار داریم و تولیدکننده متأسفانه کشور ما مونتاژکار خوبی هم در حوزه حقوق ندارد تولید کننده که هرگز حقوق ما از خودروسازی ما عقب تر است کافی است به قوانینی که مجلس تصویب میکند نگاهی بیاندازید و مقایسه کنید با کارهای حقوقی که در امریکا انجام میشود گریه آور است...
نوشته شده توسط مهدی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
0
0

تمرکز بر حوزه ای خاص و جریان سازی ، بعنوان راه حل کوتاه مدت و جهت پر کردن شکاف ها می تواند موثر باشد اما باید توجه داشته باشیم که در کشورهای در حال توسعه و یا جهان سوم ، اغلب بدنبال این هستیم که مشکلات نظام های اداری خود را بصورت کوتاه مدت با اینگونه جریان سازی ها ، کمرنگ کنیم که این موضوع در دراز مدت میتواند روند توسعه کشور را دچار آسیب کند . اختصاص FUND و تمرکز بر یک حوزه خاص باید در چهارچوب نظام و سیستم بزرگتری معنا یابد والا همین فناوری نانو که به تولیدات علمی در این زمینه افتخار میکنیم بدلیل عدم وجود نگاه سیستمی ، نتایج چشمگیری در زندگی مردم و اقتصاد کشور نداشته است و دلیل آن نیز وجود حلقه های مفقوده زیاد در تجاری سازی نتایج و ایجاد ارتباط بین یافته های علمی آن با نیازهای جامعه است . نظام مالکیت فکری نیز اگر در دل یک سیستم بزرگتر نگریسته نشود چنین سرانجامی خواهد یافت . به نظر بنده راه حل این مشکلات ، تدوین نقشه راه علم و فناوری کشور و اجرایی ساختن نظام ملی نوآوری است که البته تمرکزهای اینچنینی را در دل این نظام دنبال کنند .
نوشته شده توسط منتظری در تاریخ ۱۳۹۳/۱/۱
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.