آيا بافت فرهنگی دانشگاه‌های ايران با تجاری‌سازی علم و فناوری سازگار است؟
۱۳۹۲/۱۱/۳۰
چندی پيش مقاله‌ای پژوهشی در باب تجاری‌سازی فناوری در ايران به دستم رسيد که در فصلنامه سياست علم و فناوری منتشر شده بود. اين مقاله خواندنی از معدود پژوهش‌هايي است که به بافت فرهنگی لازم برای پيشبرد سياست‌های جديد در حوزه علم و فناوری می‌پردازد. بی‌شک تجاری‌سازی فناوری پديده‌ای نيست که در يک فرآيند تکامل طبيعی در دل دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی ايران شکل گرفته و برکشيده باشد. تجاری‌سازی، مفهومی وارداتی است که با توجه به روند تحولات شتابان فناوری، چاره‌ای جز پرداختن به آن در دانشگاه‌ها نداريم. اما آيا دانشگاه‌های ايران برای پذيرش اين مفهوم ناآشنا و تازه‌وارد و الزامات آن آمادگی دارند؟ بی‌شک پيشبرد سياست‌های حوزه علم و فناوری بدون توجه به بافت فرهنگی سازمان‌ها و تنها با الگوبرداری از نسخه‌های موفق ديگر کشورها، رويکردی موثر نخواهد بود چرا که بسياری از اين سياست‌ها در ميانه راه گره می‌خورند و نتيجه دلخواه از اجرای به دست نمی‌آيد. لذا خوب است مديران و سياست‌گذاران تجاری‌سازی فناوری در دانشگاه‌های کشور بار ديگر يافته‌های جالب اين پژوهش را مرور کنند. اما يافته‌های آن پژوهش و مقاله منتج از آن چه بوده است؟
 
نويسندگان آن مقاله (با عنوان تحقيق كيفي پيرامون تأثير رويكرد تجاري‌سازي بر ارزش‌هاي سنتي دانشگاه) به درستی اشاره کرده‌اند که تجاری‌سازی به مبادله دانش و اطلاعات خلاصه نمی‌شود و عناصر فرهنگي ويژه‌ای دارد. تجاری‌سازی در آموزش عالي با مفاهيمي چون سرمايه‌داري دانشگاهي و دانشگاه كارآفرين گره خورده است. همه اين مفاهيم بر يك سازه اصلي يعني جهت‌گيري فزاينده دانشگاه به سوی بازار استوار شده‌اند كه آن هم مبتنی بر اصولي چون پاسخگويي، كارآمدي، اثربخشي هزينه‌ها و بهره‌وري است.
نويسندگان آن مقاله با مراجعه به نظرات گروهي از اساتيد دانشگاه‌هاي تهران، شهيد بهشتي، تربيت مدرس، علوم و تحقيقات و سه مركز پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش عالي، سازمان پژوهش‌هاي علمي و صنعتي ايران و مركز تحقيقات سياست علمي كشور به نتايج جالبی رسيده بودند که از آن جمله می‌توان به موارد زير اشاره کرد:
 
• هفتاد درصد مصاحبه‌شوندگان آغاز رفتارهاي تجاري در دانشگاه‌هاي ايران را حاصل سياستی تقليدي و تزريق يك‌سويه‌ انديشه از سوي سازمان‌هاي جهاني دانسته‌اند .
 
• 85 درصد مصاحبه‌شوندگان بر اين باور بوده‌اند كه تلقي آموزش به عنوان كالايي خصوصي در وضعيت فعلي كشور ايران، قشر محروم را محروم‌تر و قشر مرفه جامعه را از امكانات و تسهيلات آموزشي برخوردارتر مي‌كند. بر اين اساس كالايي شدن آموزش، نابرابري و بي عدالتي را در دسترسي به آموزش به همراه خواهد داشت.
 
• 40 درصد از مصاحبه‌شوندگان معتقد بوده‌اند كه در پارادايم تجاري‌سازي، اين شركت‌ها هستند که برنامه‌هاي پژوهش دانشگاه را كنترل ميكنند. شرکت‌های تجاری همچون مالكان پژوهش مشخص ميكنند كه چه چيزهايي بايد و چه چيزهايي نبايد انتشار يابند. بديهي است اين وضع به ارزش‌هايي چون عام‌گرايي، اشتراك‌گرايي و صداقت علمی آسيب‌ می‌زند.
 
• 90 درصد از مصاحبه‌شوندگان با اشاره به ضعف اجتماع علمي در ايران گفته‌اند كه ممکن است دانشگاه‌های ايران در تعامل با بازار نتوانند تضاد فرهنگي ميان بازار و محيط علمی را خوب درك كنند و اين امر به بوروکراسی نظام آموزشي در دانشگاه‌ها دامن برند.
• به زعم 45 درصد از مصاحبه‌شوندگان، رويكرد تجاري‌سازي باعث شده که معيارهاي بازاری جايگزين "ترجيحات جمعي دانشکده‌ای" شوند. آنها نگران بوده‌اند که اين امر می‌تواند به نوعی "قشربندی در ميان اساتيد و رشته‌های دانشگاهی" بيانجامد.
 
همان‌گونه که از جملات بالا برمی‌آيد، حتی در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های خوب کشور، ديدگاهی منفی و تدافعی به تجاری‌سازی علم و فناوری وجود داشته است. گويي تجاری‌سازی، استقلال عمل و ارزش‌های جامعه علمی را زير سئوال خواهد برد و اين امر جمعی از دانشگاهيان را نگران کرده است. وجود چنين برداشتی می‌تواند اثربخشی سياست‌های اين حوزه را به شدت کاهش دهد. بنابراين جا دارد که مديران مربوطه هم در دانشگاه و هم در سطوح بخشی و ملی برای تغيير و بهبود نگاه‌ها و باورها به تجاری‌سازی، برنامه‌های ويژه داشته باشند. بايد علاوه بر ايجاد ساختارها و فرآيندهای تجاری‌سازی در دانشگاه‌ها، نگاه ويژه‌ای به بافت فرهنگی حاکم بر محيط دانشگاهی انداخت. البته تغيير نگاه دانشگاهيان به تجاری‌سازی کار ساده‌ای نيست و طرح‌های هوشمندانه و نوآورانه‌ای را می‌طلبد. بايد نشان داد که تقويت تجاری‌سازی دانش و فناوری دانشگاهی می‌تواند جايگاه و اثربخشی دانشگاه‌ها در جامعه را ارتقا دهد و حتی به رسالت آموزشی آنها کمک کند.
(البته پژوهش مورد اشاره مربوط به پيش از سال 1388 می‌باشد و بهتر است اين بافت فرهنگی دوباره ارزيابی و تحليل‌های مربوطه به روز شوند. متن کامل مقاله مورد اشاره از اين لینک قابل دسترس است).




نظر کاربران

از تلاش مستمر شما متشکرم
نوشته شده توسط امیرحسین در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۱
0
0

سلام کامران جان
من فکر میکنم اشکال اساسی در این مورد به این واقعیت باز می گردد که تجاری سازی دستاورد های علمی به یک کارکرد عمدتا جانبی محدود شده است در حالی که تجربه نشان داده که برای انجام خوب (کمی و کیفی) هر کارکرد باید دیدی کسب و کارانه نسبت به آن پیدا شود.
بر خلاف آنچه به نظر می رسد آنچه به عنوان فرهنگ سنتی دانشگاه مقابل دید ماست، یک کسب و کار (البته کاملا حقیرانه و محدود) است. در این کسب و کار، هر فرد برای خود در این بازار جایگاهی تجسم میکند و رفتار بر آن اساس را هم "ترجیحات جمعی واحد" اعم از گروه، دانشکده و دانشگاه می نامد. درصد بالائی از تصمیمات و رفتار ها نه بر اساس فرهنگ علمی بلکه بر اساس منافع صنفی و حتی فردی است. در این میان نقش دولت هم بسیار پر رنگ است. محدود بودن نیازمندی دولت به ویترینی پژوهشی برای حفظ و ارتقا غرور ملی باعث شده که ارزش گذاری (مادی) در پوشش فرهنگ سازی این رفتار ها را تشویق نماید
متاسفانه تا زمانی که سلطه دولت بر صنعت و سلطه در آمد نفت بر درآمد صنعت و کسب و کار ها وجود داشته باشد ایجاد کسب و کار تجاری سازی دستاورد های علمی با دشواری هائی از این قبیل آنهم با پوشش دفاع از ارزش های علمی و مقاومت در برابر سلطه بازار بر دانشگاه خریدار خواهد داشت
نوشته شده توسط رضا قادری در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۱
0
0

واقعا ممنون. خیلی استفاده کردم.
نوشته شده توسط امینی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۳
0
0

با سلام محضر استاد ارجمند جناب باقری
ببیند! نمی توان یک جزء را از یک کل جدا کرد و در مورد آن قضاوت نمود. دانشگاه بخشی از جامعه ی ایران است لذا هر گونه قضاوتی باید مبتی بر ویژگی های کل جامعه ایران باشد و رابطه ی آن ها سنجیده شود مثلا آیا بنگاهای اقتصادی یا بنگاه های صنعتی و خدماتی ما مقولات تجاری سازی را درک کرده و بر اساس آن رفتار می نمایند ؟ قطعا پاسخ شما نه خواهد بود! لذا دانشگاه هم بخشی از همین جامعه است و انتظاری غیر از این نمی رود مگر این که گفته باشیم ما در مرحله ی گذار هستیم و برای دانشگاه مأموریت تعریف کردیم حال آن دانشگاه از مأموریت خود منحرف شده است.
به عقیده ی این جانب بخش قابل توجه این ایراد راباید در قضاوت جامعه درخصوص ثروث و مالکیت جستجو کرد. اساسا نگاه سنت گرایانه به ثروت و مالکیت نمی تواند با مظاهر تجددگرایانه سازگاری داشته باشد.که ظاهرا مقاله ی مزبور آن را دنبال می کند.
با اردات بیشتر نسبت به قبل عبادی
نوشته شده توسط عبادی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۷
0
0

خوب است.در این خصوص لطفا بیشتر بحث کنید.
نوشته شده توسط محسن یادبروقی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۲/۹
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.