پيشرفته‌ترين فناوری، همواره بهترين گزينه نيست!
۱۳۹۲/۱۲/۱۱
نوآوري، آخرين جبهه باقي‌مانده برای شركت‌هاست تا از اين راه هزينه‌ها را كاهش، عملكرد را بهبود و محصولات و خدمات جديدی به بازار عرضه كنند. اما كسب مزيت رقابتي از راه نوآوري، فرآيندي بسيار پيچيده است. اگر شرکتی بنا دارد محصولی جديد به بازار عرضه کند، آيا آن محصول حتماً بايد پيشرفته‌ترين باشد؟ آيا برای توليد محصول جديد ضرورتاً بايد از پيشرفته‌ترين فناوری موجود استفاده کرد؟ در گذشته گمان می‌شد که اگر شرکتی محصولی بهتر بسازد، حتماً مشتريان برای خريد آن صف خواهند کشيد. در صنعت ايران هم هنوز رگه‌هاي پررنگي از اين باور وجود دارد. اما بايد گفت که اين برداشت هميشه درست نيست!
 
نمونه‌ای از اين موضوع را می‌توان در صنعت خودروسازی ايران مشاهده کرد. زمانی‌که موضوع طراحی خودرو ملی مطرح بود، گروهی از کارشناسان صنعت پليمر پيشنهاد کردند که در طراحی قطعات و تزيينات داخلی اين خودرو، از ترکيبات پلی‌پروپيلن به جای پلاستيک‌های اِی‌بی‌اِس استفاده شود. اگر چه ترکيبات پلی‌پروپيلن دارای مزايای آشکاری نسبت به پلاستيک‌های اِی‌بی‌اِس بودند، اما مقاومت آنها در برابر خراش کم‌تر بود و اين يک نقطه ضعف جدی بود. جمعی از پژوهشگران برجسته اين حوزه در دانشگاه صنعتی شريف که بعدها شرکت پارسا پليمر شريف را بنيان گذاشتند، در همان مقطع زمانی توانسته بودند با ساخت نوعی نانوکامپوزيت پيشرفته در حد نمونه اوليه، بر ضعف ذاتی پلی‌پروپيلن غلبه کرده و نوعی پلی‌پروپيلن مقاوم به خراش بسازند.
 
اما تلاش آنها و سپس شرکت پارسا پليمر شريف برای فروش آن محصول پيشرفته‌تر يا حتی فناوری ساختش بی‌حاصل بود. خودروسازها و حتی قطعه‌سازها ترجيح دادند که خطر نکنند و به استفاده از همان مواد قبلی (با علم به کاستی‌های آنها) ادامه دهند. اما دليل اين رفتار چه بود؟ از جمله دلايل اين تصميم می‌توان به چند مورد خاص اشاره کرد. نخست اين که صنعت خودروسازی ايران آنچنان رقابتی نبوده و نيست که خودروسازان (و به تبع آنها، قطعه‌سازان) برای بهبود کيفی محصولات خود و کاهش هزينه توليد آن محصولات، تلاش فراوان کرده و در اين راه خطر کنند. دوم اين‌که توان طراحی قطعات و انتخاب مواد در آن زمان در شرکت‌های خودروساز و قطعه‌ساز ايرانی چندان زياد نبود. در آن زمان يا طراحی و انتخاب مواد در خارج از کشور انجام می‌شد يا از طراحی‌های قبلی خارجی الگوبرداری می‌شد. بنابراين، کمتر شرکتی خطر می‌کرد تا از ماده اوليه‌ای متفاوت (از آنچه طراح خارجی محصولات قديمی‌تر توصيه کرده بود) استفاده کند. سوم اين‌که معمولاً نگاه صنعت خودرو ايران برای تامين فناوری‌های پيشرفته به آن سوی مرزها بوده و خريد فناوری پييشرفته از داخل، کاری غير مرسوم و نامطمئن تلقی می‌شود. چهارم اين که شرکت پيشنهاد دهنده (پارسا پليمر شريف) نيز در آن مقطع، جوان و ناشناخته‌ بود. شرکتی که تاکنون هيچ محصولی توليد نکرده بود و در بازار تامين مواد اوليه آنها جايي نداشت. لذا خودروسازان و قطعه‌سازان حتی به فرض پذيرش توان آن شرکت در توسعه آن فناوری پيشرفته و تاييد نمونه توليدی، نمی‌توانستند نسبت به تامين مواد پيشرفته مورد نيازشان در حجم انبوه و با کيفيت و هزينه مناسب اطمينان حاصل کنند.
 
اين تجربه به شرکت نوپای پارسا پليمر شريف آموخت که پيشرفته‌ترين فناوری ضرورتاً بهترين گزينه نيست و مشتريان لزوماً به دنبال محصول بهتر و پيشرفته‌تر نيستند. به همين دليل مديران اين شرکت راهبرد ديگری را در پيش گرفتند. آنها يک خط توليد راه‌انداختند و در آن به توليد موادی پرداختند که شرکت‌های قطعه‌ساز در همان زمان در محصولات‌شان استفاده می‌کردند. توليد باکيفيت و مطمئن همان محصولات ساده (که از نظر پيچيدگی و سطح فناوری پايين‌تر فناوری پيشرفته آنها بود) باعث شد که به مرور زمان اطمينان مشتريان به اين شرکت و توان فنی آن جلب شود. اکنون شرکت پارسا پليمر به پشتوانه همين اطمينان می‌توانست از مشتريان خود بخواهد که گاهی مواد پيشرفته توليدی اين شرکت را در خط توليد خود امتحان کنند. به تدريج آن شرکت به سوی تنوع محصول و توليد آميزه‌های پيشرفته پليمری رفت.
 
اين راهبرد جديد باعث شد که محصولات پيشرفته اين شرکت در صنايع مختلف کشور (از جمله خودروسازی، لوله‌سازی و بسته‌بندی) کاربرد گسترده يابد. اين شرکت در سال‌های اخير بارها جوايز پژوهشی کشور را از آن خود کرده و در آذرماه 1392 موفق به دريافت نشان شايستگي در مديريت فناوري و نوآوري شد. اين شرکت همچنين موفق به صادرات انبوه نانو کامپوزیت‌های پیشرفته پلیمری به خارج از کشور شده است.
 
اين تجربه به خوبی نشان می‌دهد که شرکت‌ها برای نوآوری همواره نبايد به دنبال عرضه جديدترين و پيشرفته‌ترين فناوری‌ها و محصولات باشند. انتخاب فناوری و سطح پيچيدگی آن از تصميمات مهم و دشواری است که عوامل مختلفی بر آن تاثيرگذارند. برای نمونه، شرکت‌ها بايد مشتريان هدف و زنجيره ارزشی آنها را به خوبی بشناسند و جايگاه خود را در پيوند با آن زنجيره ارزشی تعريف کنند. علاوه بر مشتريان و نياز آنها، داشته‌ها و توانمندی‌های خود شرکت، مدل کسب‌وکار شرکت و ماهيت فناوری مورد نظر نيز در اين تصميم‌گيری بسيار موثر است.




نظر کاربران

مشکل اصلی شرکت ، نداشتن مدل کسب و کار برای فناوری خود بوده است چرا که اگر از ابتدا گزاره های مدل کسب وکار خود را بررسی می کرد ، قطعا موفق می شد .
نوشته شده توسط منتظری در تاریخ ۱۳۹۳/۱/۱
0
0

آیا دست آخر فناوری پیشرفته شرکت فوق در ایران به مرحله ی تجاری سازی کامل رسیده یا نه؟
نوشته شده توسط مسعود کاظمیان در تاریخ ۱۳۹۳/۱/۷
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.