سرمايه‌گذاری ماندگار در برکشيدن شرکای نوآوری
۱۳۹۳/۳/۱۶
اين نوشته در تاريخ 17 خرداد ماه 1393 در روزنامه دنيای اقتصاد منتشر شد (لينک) که در ادامه عيناً تقديم می‌شود:
---------------------

بسياری از شرکت‌های توليدی ايرانی در کنار خريد خط توليد خود از شرکت‌های صاحب فناوری خارجی، بخشی از مواد اوليه يا قطعات مورد نياز خط توليد را هم از همان شرکت خارجی يا شرکت‌های همکار آنها تامين می‌کنند. اين قطعات و مواد اوليه معمولاً آنهايي هستند که توليد آنها نيازمند فناوری پيشرفته‌ای است که در داخل کشور وجود ندارد و در عمل هيچ تامين‌کننده ايرانی حاضر و آماده‌ای برای تامين آنها وجود ندارد.

نخستين گزينه اين شرکت‌ها ادامه تامين آن مواد اوليه و قطعات از خارج از کشور است. اما اين گزينه با ريسک و چالش‌هايي جدی همراه است و هرگونه تغيير در سياست‌های کلان ملی می‌تواند روند تامين آنها را به خطر بياندازد. برای مثال، تغييرات نرخ ارز، اعمال تحريم خارجی، تغيير تعرفه گمرکی و ... می‌توانند تامين اين قطعات و مواد اوليه و در پی آن، توليد شرکت را با چالش جدی روبه‌رو کند. از سوی ديگر، وابستگی به تامين خارجی يعنی بیگانه بودن با فناوری توليد آن قطعات و مواد اوليه. بنابراين شرکت توليدکننده ايرانی به علت همين بيگانگی، امکان بهبود فرآيند توليد را ندارد و دستش برای نوآوری بسته است. همين امر، شرکت ايرانی را در برابر ورود نسل جديدتر و بهتر خارجی آسيب‌پذير می‌کند و از توان چانه‌زنی آن در برابر شرکت خارجی فروشنده خط توليد می‌کاهد.

يک گزينه ديگر پيش روی اين شرکت‌ها، تلاش برای دستيابی به دانش فنی توليد آن قطعات و مواد اوليه و سپس توليد مستقل آنهاست. اين‌کار در صورت تحقق، تسلط شرکت را بر عناصر گوناگون توليد افزايش داده و احتمالاً هزينه‌های توليد را هم کم می‌کند. در اين گزينه از ريسک تاثير تغييرات کلان ملی هم به مراتب کاسته می‌شود. اما اين گزينه با يک مانع و چالش بزرگ همراه است. شرکت توليدی ايرانی بايد راساً برای رسيدن به دانش و فناوری مربوطه اقدام کند. برای اين کار بايد پروژه‌های پژوهشی انجام شوند، تيمی از نيروهای پژوهشی نخبه شکل بگيرد يا جذب شوند، تجهيزات و ماشين‌آلات مورد نياز خريداری شوند و .... اما پس از اين همه سرمايه‌گذاری هيچ تضمينی نيست که شرکت توليدی بتواند به فناوری مورد نياز دست يابد يا دست‌کم اين کار را در زمان مناسب انجام دهد. از آنجا که معمولاً دانش و فناوری توليد اين قطعات و مواد اوليه با دانش و فناوری خط توليد اصلی متفاوت است، در اين گزينه عملاً شرکت پا به عرصه ناشناخته‌ای می‌گذارد و تمرکز راهبردی خود را از دست می‌دهد. ضمن اينکه در اين حوزه جديد، دارای سابقه، دانش، نيروی انسانی، تجهيزات و مزيت نيست و رسيدن به همه اين‌ها زمان‌بر است. در مجموع، شانس عدم موفقيت در اين راه بسيار زياد است.

گزينه سوم، سفارش پروژه پژوهشی به دانشگاه‌ها برای دستيابی به دانش و فناوری توليد قطعات و مواد اوليه مورد نياز است. اينکار اگر چه در مجموع هزينه کمتری دارد زيرا شرکت توليد کننده مجبور نيست برای جذب پژوهشگر و تامين تجهيزات آزمايشگاهی و تست سرمايه‌گذاری کند، اما معمولاً با يک مشکل مهم همراه است. پژوهشگران دانشگاهی معمولاً در رسيدن به دانش مربوطه در مقياس محدود خوب عمل می‌کنند اما وقتی سخن از افزايش مقياس و انتقال فناوری ساخت می‌شود، نقششان کمرنگ و احتمال ناکامی زياد می‌شود. در تمام دنيا، دانشگاه‌ها بيشتر بر توسعه دانش متمرکزند و توسعه فناوری معمولاً در شرکت‌ها انجام می‌شود. لذا معمولاً در اين گزينه، تحويل گرفتن دانش به دست آمده از پروژه دانشگاهی و تبديل آن به فناوری قابل استفاده در کارخانه به چالشی مهم تبديل می‌شود. بيشتر نقاط ضعف گزينه دوم در اين گزينه هم مطرح است، زيرا شرکت توليدی بايد سرمايه‌گذاری پژوهشی و توسعه‌ای زيادی را در حوزه‌ای انجام دهد که برايش ناآشناست و در آن مزيت ندارد.

اما گروه صنعتی وحيد که شرکتی شناخته شده در صنعت لوله‌سازی ايران است، گزينه چهارمی را برگزيد که نتايج درخشانی برای آن شرکت و صنعت کشور در پی داشته است. مديران اين شرکت خط توليد محصول جديدی به نام لوله سه‌لايه پوش فيت بی‌صدا (مورد استفاده در سيستم فاضلاب داخل ساختمان) را از شرکتی اروپايي خريدند. هم‌زمان با سفارش خط توليد، جستجو برای يافتن تامين کنندگان داخلی مواد اوليه و قطعات مورد نياز آغاز شد. يک قلم از مواد اوليه مورد نياز، نوعی پليمر پيشرفته بود که فناوری ساخت آن در کشور وجود نداشت. گروه صنعتی وحيد، يک شرکت دانش‌بنيان کوچک فعال در حوزه پليمرهای پيشرفته را شناسايي کرد.

ويژگی شرکت‌های دانش‌بنيان، ارتباط نزديک آنها با پژوهش و دانشگاه و هم‌زمان آشنايي با ابعاد فناورانه، توليد و بازار است. اگر همکاری با اين شرکت‌ها هوشمندانه طراحی شود، آنها می‌توانند پل انتقال دانش دانشگاهی و تبديل آن به فناوری آماده برای مصرف باشند. اين شرکت‌ها، معمولاً کوچک‌اند و چابک و توان پذيرش ريسک‌های سنگين فنی و مالی را ندارند. لذا شرکت‌های بزرگ و صاحب‌نام می‌توانند با حمايت از اين شرکت‌های دانش‌بنيان و تعريف فرمولی برنده-برنده، آنها را به شرکای ماندگار فرآيند نوآوری خود تبديل کنند. اين گزينه اگر با طراحی درستی همراه شود، ريسک و هزينه‌ای کم‌تر از تمام سه گزينه بالا دارد و منافع راهبردی آن هم بيشتر است. برای نمونه، اين شرکت دانش بنيان با تمرکز پژوهشی بر فناوری مورد نظر، می‌تواند به مرور آن را بهبود داده و فناوری برتر خود را در اختيار شرکت توليد کننده قرار دهد. از سوی ديگر، اين شرکت حتی به مرور می‌تواند در فرآيند طراحی و توليد محصولات بهتر و برتر توسط شرکت بزرگ توليدی مشارکت و همکاری کند. چنين فرمولی برای هر دو شرکت ثمربخش و سودآور و به همين دليل پايدار است.

گروه صنعتی وحيد هزينه پژوهش و توسعه شرکت دانش‌بنيان مورد نظر برای رسيدن به فناوری توليد آن مواد اوليه پيشرفته را تامين کرد. ستاد ملی توسعه نانوفناوری هم از اين اقدام حمايت کرد. در مقابل شرکت کوچک‌تر متعهد شد که درصورت دستيابی به فناوری مورد نظر و تاييد نمونه اوليه توسط گروه صنعتی وحيد، آن ماده را انحصاراً برای آن گروه توليد کند و به آن گروه بفروشد. بلافاصله کار پژوهش شروع و کارهای توسعه‌ای (به ويژه در حوزه سنجش و تست صدا) هم در داخل آن شرکت کوچک انجام شد. در نتيجه اين پروژه در کم‌تر از يک سال نمونه‌ای اوليه توليد شد. اين نمونه برای تست به آزمايشگاهی در آلمان ارسال و تاييد شد. پس از تاييد نهايي محصول نمونه، کار توليد انبوه اين ماده پيشرفته آغاز شد. اين همکاری در سال 87 و فروش عمده هم از سال 88 شروع شد و تا به امروز بدون مشکل ادامه دارد.

شرکت‌های بزرگ توليدی کشور با استفاده از اين گزينه و طراحی مدل مناسب همکاری (به اقتضای فناوری و صنعت مورد نظر) می‌توانند ضمن رونق بخشيدن به کسب‌وکار خود، شرکای نوآوری بلندمدت برای خود پرورش دهند. آنها با اين کار تا حد زيادی از انواع ريسک ناشی از وابستگی به محصولات و فناوری‌های وارداتی هم می‌کاهند. از سوی ديگر، رواج اين مدل می‌تواند زمينه را برای دستيابی شرکت‌های ايرانی به انواع فناوری‌های پيشرفته و مهم‌تر از آن، امکان نوآوری در آنها فراهم آورد. اين امر درنهايت به افزايش رقابت‌پذيری صنعت کشور در سطح بين‌المللی کمک می‌کند.




نظر کاربران

سلام،
تجربه موفق بسیار خوبی است که ارائه شده است.انتشار اینگونه تجربیات آرام،آرام فرهنگ نوآوری،همکاری و مشارکت در توسعه فناوری را ایجاد خواهد کرد.
با تشکر
نوشته شده توسط محسن یادبروقی در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۱۶
10
0

با تشکر از شما بابت این مقاله و سایر مقالات خوبی که تهیه و منتشر می کنید. براتون در ادامه این مسیر موفقیت آرزومندم.
نوشته شده توسط علی ارم در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۱۷
0
0

با سلام و تشکر از شما
فقط یک سوال: چرا مستقیما نامی از شرکت پارسا پلیمر شریف به عنوان یک شرکت دانش بنیان برده نشده است؟
نوشته شده توسط شیخلر در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۲۱
0
0

ممنون از ارسال ايميل مطلب جالب
نوشته شده توسط علي منصورزاده در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۲۱
0
0

با سلام، دقیقا انتظاری که از شرکت های پارکی (و نه مرکز رشدی) می رود همین مسئله است که متاسفانه در کشور ما خیلی به این امر بها داده نشده است و بیشتر مرکز رشد شناخته شده است. امیدوارم روزی شاهد نمونه های زیادی از نوآوری باز باشیم.
نوشته شده توسط خاکباز در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۷
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.