نگاه نادرست سنتی به نقش فناوری در صنعت
۱۳۹۳/۷/۱۲
اين نوشته در تاريخ 12 مهر 1393 در وبگاه راستگويان منتشر شد (لينک) که در ادامه تقديم می‌شود:
--------------
به تازگی يکی از مدیران ارشد وزارت صنعت، معدن و تجارت از راه اندازی يک واحد تولید چادر مشکی تا اواسط سال آینده خبر داده و افزوده که تمام گشایش اعتبارات ماشین آلات آن انجام و دانش فنی آن هم خریداری شده است (لينک خبر). وی با اشاره به اين که نیاز سالانه کشور به پارچه چادر مشکی70 تا 75 میلیون متر است، گفته است که این واحد توان تولید10 میلیون متر انواع پارچه چادری را دارد و نتيجه گرفته که ظرفیت راه اندازی چهار تا پنج واحد مشابه دیگر نيز در کشور وجود دارد. وی تاکيد کرده که هر ساله بحث تولید پارچه چادر مشکی در اولویت سرمایه گذاری صنعت نساجی بوده و آن وزارتخانه آمادگی دارد پیگیری‌های لازم برای گرفتن تسهیلات ارزی و ریالی مربوطه را با اولویت بیشتر انجام دهد.
 
کمی انديشيدن در جملات بالا چند نکته کليدی را آشکار می‌سازد:
 
1. ايران ساليانه به ده‌ها میلیون متر چادر مشکی نياز دارد. آمارهاي ديگر نيز نشان می‌دهند که ايران بزرگترين مصرف‌کننده چادر مشکی در جهان است و اين ميزان، حدود 90 درصد از کل نياز جهانی به اين گونه پارچه می‌باشد. اما 90 درصد از بازار داخلی اين محصول همچنان در اختيار توليدکنندگان خارجی است. به بيان ساده‌تر، کشوری که 90 درصد از بازار جهانی يک محصول را در اختيار دارد، نمی‌تواند نياز خود به اين محصول را برآورده سازد و در اين راه نيازمند شرکت‌های خارجی است. اما چرا اين گونه است؟ بی‌ترديد مهم‌ترين علت اين است که صنعتگران ايرانی دانش و فناوری لازم برای توليد گونه‌های جديد و مرغوب پارچه چادری را در اختيار ندارند. اما می‌توان از نگاه ديگری نيز به اين موضوع پرداخت: ايران صاحب دانش و فناوری توليد چادر مشکی نيست و برای تامين نياز خودش دست به سوی شرکت‌های خارجی دراز می‌کند و کشورهايي همچون کره جنوبی، ژاپن و چين، که نيازی به اين محصول ندارند، نه تنها اين دانش و فناوری را در اختيار دارند، بلکه همواره در فکر نوآوری در اين محصول و حفظ سهم بازار خود در ايران هستند!
 
2. وجود بازار گسترده داخلی برای يک فناوری، از جمله عواملی است که می‌تواند بر شانس موفقيت در مسير دستيابی به يک فناوری بيافزايد. اگر صنعتگران کشور نتوانند به دانش و فناوری محصولاتی با بازار بزرگ داخلی دست يابند، بی‌شک رفتن به سراغ محصولاتی که تنها بازار صادراتی دارند به مراتب مشکل‌تر خواهد بود. بايد توجه داشت که هيچ کشوری بازار خود را به راحتی در اختيار شرکت‌های خارجی قرار نمی‌دهد و به روش‌های گوناگون تلاش خواهد شد تا شرکت‌های بومی خودش دست بالا را در بازارش پيدا کنند. از سوی ديگر، نوآوری در يک محصول نيازمند شناخت ژرف از نيازهای امروز و فردای مشتريان است. اگر شرکت‌های ايرانی نتوانند نيازهای مصرف‌کننده ايرانیِ محصولی همچون پارچه چادری را بشناسند، چگونه می‌توانند نياز مصرف‌کنندگان خارجی به محصولات خاص آنها را بهتر از خودشان بشناسند؟ بنابراين می‌توان نتيجه گرفت که شانس رسيدن به دانش و فناوری تولید محصولاتی که بازار داخلی بزرگی برای آنها متصور است به مراتب بيشتر است.
 
3. در گذشته، وقتی صاحب دانش و فناوری توليد نبوديم، به سراغ خريد ماشين‌آلات توليدی از خارج از کشور می‌رفتيم و سال‌ها از آن ماشين‌آلات برای توليد استفاده می‌کرديم تا نسل جديدی از آن ماشين‌ها با محصولات به مراتب بهتر از راه می‌رسيدند و مشتری ديگر محصول قديمی ما را نمی‌خريد. بنابراين مجبور می‌شديم برای خريد مدل‌های به روز شده آن ماشين‌آلات اقدام کنيم. اما فاصله زمانی اين دو خريد زياد و گاهی چند دهه بود. لذا ما فرصت کافی برای فروش محصولات نسل پيشين را داشتيم و کسب‌وکار توليد با ماشين‌آلات وارداتی بد نبود. اما امروزه سرعت بهبود فناوری به شدت افزايش يافته است به گونه‌ای که هر روز شاهد ورود محصولات بهتر هستيم که با ماشين‌آلات پيشرفته‌تری توليد شده‌اند. بنابراين اگر همچون گذشته وابسته به خريد ماشين‌آلات وارداتی باقی بمانيم، حتی شايد مجال کافی برای بازگشت هزينه خريد آنها را نداشته باشيم. بدتر اين که اين روند در حال تشديد است. بنابراين به خوبی می‌توان تصور کرد که در سال‌های آتی (که احتمالاً محدودیت‌های تجارت بين‌المللی ایران هم کمتر خواهند شد) کسب‌وکار توليدکنندگان وابسته به دانش و فناوری خارجی روز به روز ضعيف‌تر و شکننده‌تر خواهد شد. 
 
4. در گذشته وقتی ماشين‌آلات خارجی وارد می‌کرديم، به اشتباه گمان می‌کرديم که فناوری را وارد کرده‌ايم. اين در حالی است که آن ماشين‌آلات، نه خودِ فناوری، که محصول دانش و فناوری شرکت‌های خارجی بودند. ما در بهترين حالت می‌توانستيم از آن ماشين‌آلات به خوبی استفاده کنيم اما توان تغيير و به ويژه بهبود جدی آنها را نداشتيم. به همين علت در برابر ورود نسل بعد آن ماشين آلات آسيب‌پذير بوديم. با علم به اين امر، نبايد همچنان خريد ماشين‌آلات را همچون خريد دانش و فناوری تلقی کرد. اين يک اشتباه مهلک است. اين اشتباه از سوی مديران وزارت صنعت، معدن و تجارت (به عنوان سياست‌گذاران اين حوزه) به مراتب ناپسندتر و مهلک‌تر است. از گفته‌های نقل شده در ابتدای اين نوشته چنين برمی‌آيد که چون توليد چادر مشکل اولويت دارد، آن وزارتخانه آماده است تا خريد ماشين آلات توليد چادر از خارج از کشور را (مثلاً از راه پیگیری‌ گرفتن تسهیلات ارزی و ریالی مربوطه) تسهيل کند!!! 
 
5. دانش و فناوری ساخت چادر مشکی به مراتب ساده‌تر از فناوری‌هايی است که صنتعگران کشور در سال‌های گذشته به آنها دست يافته و بر برخی از آنها چيره شده‌اند. نگاهی گذرا به دستاوردهای دانشی و فناورانه کشور در صنايع دفاعی و هسته‌ای به خوبی اين ادعا را تاييد می‌کند. اگر ايرانيان می‌توانند ماهواره‌ بسازند و آن را با ماهواره‌بر ايرانی در مدار قرار دهند، حتماً می‌توانند به دانش و فناوری توليد پارچه چادری مورد نياز کشور هم دست یابند. اما اين مهم به خودی خود محقق نخواهد شد کما اين که تا کنون (با وجود بازار بزرگ داخلی) اين امر اتفاق نيافتاده است. در اين جا لازم است که سياست‌گذاران صنعت با بهره‌گيری از علم سياست‌گذاری و مديريت فناوری، زمينه را برای رسيدن به اين هدف فراهم آوردند. برای نمونه بايد بتوان ظرفيت علمی کشور (در دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، شرکت‌های توليدی کوچک و بزرگ، بازرگانان و ...) را به صورت عالمانه در خدمت آن هدف سازماندهی و جهت‌دهی کرد. اين کار در حوزه صنايع دفاعی به خوبی انجام شده و دستاوردهای باارزش آن به خوبی نمايان گشته است. اين الگو را می‌توان به ديگر حوزه‌های صنعت نیز تعميم داد. اما اين امر نيازمند تغيير در نگاه سنتی به فناوری و نقش آن در صنعت است و بهتر است اين تغيير از همان وزارت صنعت، معدن و تجارت شروع شود.
 
6. چادر مشکی تنها نمونه‌ای ‌است از صدها يا هزاران محصولی که بازار بزرگی برای آنها (در داخل يا حتی خارج از کشور) وجود دارد، اما وابستگی به دانش و فناوری خارجی باعث شده که درآمدهای حاصله از اين بازارها عمدتاً نصيب شرکت‌های خارجی شود. دامنه اين وابستگی از حوزه‌های سنتی مثل توليد پسته، زعفران و خاويار تا صنايعی چون نفت و خودروسازی را فرا گرفته و پيامدهای ناگوار آن در حوزه کاهش درآمد و اقتدار ملی آشکار شده است. بنابراين بايد برای دستيابی به فناوری و توان نوآوری در حوزه‌های منتخب و اولويت‌دار صنعت، تدبير ويژه‌ای انديشيد و از نگاه‌های سنتی و غير علمی به نقش فناوری در صنعت به شدت پرهيز کرد.
 




نظر کاربران

سلام
واقعا حرف دل ما را گفتید.
اگر با این دید صحیح تر نگاه کنیم تقریبا ما هیچ صنعتی در ایران نداریم فقط داریم مونتاژ می کنیم.
ممنون
نوشته شده توسط هادی در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۱۳
0
0

به نظرم ریشه اصلی مشکل، بحث خصوصی سازی اقتصاد و حمایت از آن است. تا زمانی که خصوصی سازی واقعی انجام نگیرد و رقابت واقعی بین شرکت های خصوصی ایجاد نشود، نمیتوان بر این مشکلات چیره شد. وقتی از واردات اجناسی مثل چادر سیاه، سودهای کلانی به جیب برخی از نهادهای شبه دولتی می رود، به نظرتان چرا باید تلاشی در جهت تولید فن آوری های مربوطه گردد؟ در اقتصاد آزاد که شرکت ها برای بقا ناچار به رقابت هستند، این حس نوآوری و ایجاد فناوری های جدید همیشه وجود دارد ولی متاسفانه در کشورمان از این امر غفلت شده است. رئیس جمهور ایران در سفر اخیر خود به ترکیه درس بزرگی را گرفت. ایشان خطاب به رییس جمهور فعلی ترکیه اقای اردوغان سوال کرد که چند درصد از تولید ناخالص ملی ترکیه مربوط به دولت و شرکت های دولتی است؟ و جواب شنید: صفر درصد. در ترکیه نزدیک به صد در صد شرکت ها خصوصی هستند و وظیفه دولت فقط حمایت و بسترسازی و ایجاد ارتباط با کشورهای دیگر است.
نوشته شده توسط عباس عبادتی در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۱۳
0
0

وستان به این موضوع فکر کنند که تاکید زیاد بر خصوصی سازی بدون توجه به ساختارهای ایران اثر مثبت ندارد .ما باید نگاه نوآورانه را مد نظر قرار دهیم تا تاکید بر خصوصی سازی که یکی از کاربران آنرا مطرح داشته
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۱۳
0
0

با سلام آقای باقری
ممنون از توضیحات جناب عالی، به نظر می رسه به خوبی یکی از مشکلات صنعت را اشاره کردید.
سوالی داشتم در این خصوص از جناب عالی؟
همان طور که می دانید برای راه اندازی یک کسب و کار تولیدی پایدار باید 5 توانمندی در کنار هم قرار گیرند که عبارتند از:
1. توانمندی تکنولوژیکی (تا حدودی همین مفاهیمی که جناب عالی اشاره کردید.)
2. توانمندی مالی
3. توانمندی تولیدی
4. توانمندی فروش
5. توانمندی بازاریابی
به نظر می رسه در کسب و کارهای کوچک و یا کسب و کارهای تولیدی که به اصطلاح Business to Customer هستند نقش دو توانایی 4 و 5 بسیار مهم است که در کشور ما این دو توانمندی خیلی خوب ایجاد نشده است. هر چند به نظر می رسه توانمندی تکنولوژیکی و حمایت های مالی و تولیدی ایجاد شده است در طی دوران مختلف گذشته و حال حاضر.
حال تحلیل شما و البته پیشنهاد شما جهت بهبود فضای بنگاه های تولیدی در بخش نساجی و یا چسب و یا پلاستیک چیست؟
ممنون میشم که کمکم نمایید و یا منبعی را برای بنده معرفی نمایید.
امید است کشور عزیزمان با داشتن افراد آگاه و توانمندی مثل جناب عالی بتواند اهداف نشدنی خود را محقق نماید.
با تشکر فراوان
نوشته شده توسط رضا در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۱۴
0
0

سلام
3متر موردنیاز هرچادر/75.000.000مترپارچه چادری مشکی=25.000.000عددچادر
آیا این تعداد خریدار چادر در کشورمان داریم؟
آیا نیاز مشتریان روزانه است؟ماهیانه است؟یا سالیانه است؟یا هر2سال است؟یاهر 3سال است؟ یا هر 4سال است؟یابیشتر است؟
معمولا دانشی را بومی سازی می کنند که نیاز مبرم ودایمی شهروندان کشور باشد.
من با این تغییراتی که در وضع پوشاک خانمها وحتی دختر بچه ها می بینم،بعید می دانم در 5سال آینده نیاز اولیه خانمها به چادر مشکی باشد.
نظر شما چیه؟
نوشته شده توسط محمدی در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۱۵
0
0

با عرض سلام و تشكر فراوان
علاوه بر صنعت كه موارد بيان شده دقيقا بيانگر اين وابستگي مي باشد .. كپي برداري در موضوعات مختلف مثلا سيستم هاي نوين مديريتي نيز سازمان ها را دچار آسيب فراواني نموده است . پياده سازي مدل ها بدون در نظر گرفتن محيط و فرهنگ باعث از بين رفتن كارايي و اثربخشي لازم ان هاست و امروز همه ما به نوعي شاهد اين موضوع هستيم
نوشته شده توسط افسانه حسني در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۲۹
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.