تجاری‌سازی فناوری در صنايع فرهنگی
۱۳۹۳/۹/۱۸
هر زمان که سخن از فناوری و تجاری‌سازی آن به ميان می‌آيد، ذهن‌ها ناخودآگاه به سوی صنايع پيشرفته‌ای همچون فناوری اطلاعات، رباتيک يا هوا-فضا می‌رود. همه کنجکاوند بدانند که دستاوردهای علمی پيچيده‌ در اين صنايع که حاصل سال‌ها پژوهش هستند را چگونه می‌توان در قالب محصولات و خدمات جديد و نوآورانه به بازار عرضه کرد. اما آيا فناوری و تجاری‌سازی آن تنها مختص صنايع پيشرفته است؟
 
پاسخ به پرسش بالا بی‌‎شک منفی است. فناوری در تمامی ابعاد زندگی انسانی نفوذ کرده و به همين دليل، توسعه و تجاری‌سازی آن در همه صنايع و در ارتباط با تمامی محصولات و خدمات موضوعيت پيدا می‌کند. از قضا شايد فرصت تجاری‌سازی فناوری در صنايعی که طبق تعريف در دسته صنايع پيشرفته قرار نمی‌گيرند، برای ما در ايران مهياتر باشد. در اين نوشته به اهميت فناوری و تجاری‌سازی آن در حوزه‌ای می‌پردازم که تاکنون کمتر در ايران مورد توجه بوده است: فرهنگ.
 
آيا تاکنون به اين موضوع فکر کرده‌ايد که اختراع فرمت صوتی ام‌پی‌تری (MP3) چه انقلابی در صنعت موسيقی برپا کرد؟ اين اختراع، شيوه و حجم استفاده افراد از موسيقی را به شدت دگرگون کرد و به همين دليل تاثير شگرفی بر صنعت موسيقی و تمامی بازيگران و ذينفعان آن داشت. حتی می‌توان ادعا کرد که اين اختراع، زمينه را برای گسترش دامنه نفوذ برخی انواع موسيقی فراهم آورد. اين فرمت صوتی البته ثروت هنگفتی را هم به مرکز پژوهشی فرانهوفر در آلمان سرازير کرد که توانست علاوه بر اختراع اين فرمت فشرده‌سازی فايل‌های صوتی، آن را با موفقيت تجاری کند. بايد توجه داشت که تجاری‌سازی يک فرمت صوتی جديد به هيچ وجه کار آسانی نيست. تمام سازندگان و دست‌اندرکاران لوازم صوتی و تصويری مجبور بودند که در تجهيزات و فرآيندهای کاری خود تغييراتی اعمال کنند و طبيعی است در برابر اين تغييرات مقاومت می‌کردند. اما موسسه فرانهوفر اين فناوری را با موفقيت تجاری کرد و با اين کار خود حوزه موسيقی و فرهنگ را دچار تحولی بزرگ کرد.
 
اجازه دهيد مثال ديگری بزنم. آيا تاکنون انديشيده‌ايد که امکان ارسال و دريافت امواج صوتی و تصويری ماهواره‌ای چه تاثير ژرفی در حوزه فرهنگ برجای گذاشته است. به مقتضای همين تاثيرگذاری، اقتصاد گسترده‌ای حول اين فناوری شکل گرفته است. امروزه نه تنها دنيای موسيقی و سينما که تمامی ابعاد زندگی انسان‌ها (حتی در روستاهای دورافتاده) از اين فناوری تاثير پذيرفته‌اند. 
 
مثال‌های فراوانی از اين دست می‌توان برای تجاری‌سازی موفق فناوری در حوزه صنايع فرهنگی و درآمدهای هنگفت آن برشمرد. بنابراين به نظر می‌رسد که تجاری‌سازی فناوری‌ها در حوزه صنايع فرهنگی اهميتی دوچندان يافته است. برخی از صاحب‌نظران حوزه مديريت فناوری معتقدند که ايران در حوزه صنايع فرهنگی دارای مزيت است و می‌توان نوآوری و حتی توسعه فناوری در اين صنايع را به يکی از موتورهای محرک رشد و بالندگی کشور تبديل کرد. اين امر تا اندازه زيادی ريشه در تاريخ کهن و تنوع چشمگير و چشم‌نواز فرهنگی ايران دارد. 
 
البته تجاری‌سازی فناوری در صنايع فرهنگی به دليل ويژگی‌های خاص اين حوزه کاری دشوار است که تخصص‌ها و مهارت‌های ويژه‌ای را می‌طلبد و تفاوت‌های فراوانی با تجاری‌سازی فناوری در صنايعی چون نفت، خودروسازی يا الکترونيک دارد. متاسفانه توسعه و تجاری‌سازی فناوری در حوزه فرهنگ کم‌تر تاکنون موضوع توجه و کاوش بوده است. بنابراين جادارد که خبرگان مديريت نوآوری واکاوی ابعاد مختلف تجاری‌سازی فناوری در صنايع فرهنگی را در دستور کار پروژه‌های پژوهشی خود قرار دهند. 
بهانه نگارش اين متن، بازديدی بود که به تازگی به همراه پسرم از موزه مشاهير ايران در برج ميلاد داشتم. در اين موزه، مجسمه‌های تنی چند از شخصیت‌های پرآوازه ورزشی، سیاسی، تاریخی و هنری ايران، که ساخته دکتر عليرضا خاقانی هستند، به نمايش درآمده است. جالب اين است که خالق اين آثار دارای دکترای ساخت اندام‌های مصنوعی است و به واسطه تجربه کار با پروتزهای سیلیکونی، تصميم می‌گيرد که به جای موم (که مجسمه‌های موزه مادام توسو از آن ساخته شده)، از سیلیکون برای ساخت اين مجسمه‌ها استفاده کند. اين نوآوری مزايای متعددی در پی دارد که از آن جمله می‌توان به دوام بالا و عدم نياز به مراقبت و نگهداری ويژه اشاره کرد. علاوه بر آن، مجسمه‌های ساخته شده از موم نسبت به تغییر دما حساس‌اند و ممکن است فرم آنها با تغییرات دما خراب شود و آسیب ببینند که همه این کارها در بلند مدت، هزینه زیادی را دربردارد. بنابراين روشی که برای نخستين بار در دنيا برای ساخت اين مجسمه‌ها به کار گرفته شده، نمونه‌ای از يک فناوری است که در بافت صنايع فرهنگی با موفقيت تجاری شده است.
 
نگاهی دقيق‌تر نشان می‌دهد که تجاری‌سازی اين فناوری، هم برای آقای دکتر خاقانی و تيم هنرمندان همکار وی درآمدزا بوده و هم برای موزه مشاهير ايران که خريدار اين مجسمه‌ها بوده و از اين پس از محل بازديد گردشگران و فروش بليط موزه، کسب درآمد خواهد کرد. اينکار بر جذابيت‌ها و ديدني‌های برج ميلاد هم افزوده است. دست آخر اين نوآوری در بافت فرهنگی باعث شده که بازديدکنندگان در ورای زمان و تاريخ، با بزرگان اين کشور چشم در چشم شوند که نه تنها تجربه‌ای جذاب و به يادماندنی است، بلکه بر عمق تاثير فرهنگی اين شخصيت‌ها در سطح جامعه به شدت می‌افزايد. پارسا، پسر ده ساله‌ام، که به همراه من به اين بازديد آمده بود، از حس ارتباط زنده با مشاهير ايران زمين بسيار به وجد آمده بود و اين يعنی، خانواده من هم به سهم خود از تجاری‌سازی يک فناوری در بستر فرهنگی بهره‌مند شد. 
 
 
 
پارسا در کنار مجسمه پروفسور حسابی در موزه مشاهير ايران 
 
بنابراين لازم است در زمان صحبت از فناوری و تجاری‌سازی آن، خود را تنها به فناوری‌های پيشرفته صنعتی محدود نکنيم. چه بسا اگر با نگاهی دقيق‌تر به اطراف خود نگاه کنيم، فرصت‌های فراوانی برای توسعه و تجاری‌سازی فناوری در بافت فرهنگی قابل شناسايي باشند.




نظر کاربران

با سلام و احترام
تجاري سازي فناوري در حوزه هاي فرهنگي موضوع بسيار جالب و تازه اي به نظر مي رسد كه مي تواند در ايران بيشتر از فناوري هاي صنعتي مورد توجه قرار گيرد. اتفاقا" موفقيت هاي كشور ما در اين نوع فناوري ها بيشتر از ساير حوزه ها مي تواند باشد. مجسمه سازي، فرش بافي، جاجيم بافي و ساير صنايع دستي از جمله اين حوزه ها هستند. فرش هاي توليدي شهر مرند در دنيا از اعتبار ويژه اي رخوردار هستند. اين فرش ها نه در كارگاههاي مجهز و يا شركتهاي آنچناني، كه در خانه هاي طبقه پايين جامعه اين شهر بافته مي شوند. اينجانب مرندي هستم. يادم مي آيد كه در مرند زنجيره تامين اين فرش ها از قبيل؛ مواد اوليه و ساير فناوري هاي لازم براي توليد اين فرش ها در محلات و در كوچه و پس كوچه هاي اين شهر مستقر شده است. يكي از مزيت هاي رقابتي اين فرش ها نوع رنگرزي آنها است. افراد شاغل در رنگرزي اين فرش ها فاقد كمترين دانش آكادميك در حوزه شيمي و يا رنگرزي هستند ولي اين افراد سرشار از دانش هاي ضمني بوده كم نظير در حوزه كاري خويش هستند. كه در زنجيره كاري خويش آن را تجاري نموده و بهره برداري مي كنند.
ايراد اصلي اين كار اين است كه عليرغم تجاري سازي فناوري در صنعت فرش شهرستان مرند، هيچگونه نهاد و سازماني وجود ندارد كه اين فناوري ها را عمومي، همه گير و قابل انتقال نمايد نمايد. نحوه انتقال كما في السابق بصورت سينه به سينه و استاد شاگردي انجام مي گردد. من نمي دانم راهكار چيست/ با احترام /احمد كريم پور.
نوشته شده توسط احمد كريم پور كلو در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۱۸
0
0

با سلام و عرض ادب
قطعا با نظر شما موافق هستم و در شهر مشهد این پتانسیل با بررسی دقیق زایرین داخلی و خارجی بوضوح لمس می شود. این مشتریان دنبال محصولی ورای هتل و زعفران و زرشک هستند. اما آنچه مشاهده می شود این است که مسئولین اهتمامی ندارند به حمایت از ایده های بخش خصوصی و سرمایه گذاران هم کم تر در این حوزه خطر می پذیرند و ترجیح می دهند تا بیشتر هتل بسازند و گویی پتانسیل بالای محصولات فرهنگی به باور تبدیل نشده است. با این وجود باید از ایده های کوچک شروع کرد. برای مثال بنده و دوستانم در حال طراحی یک بازی در حوزه زیارت هستیم؛ شاید روزی رقیب لگو شود، اما به سبک فرهنگ و مذهب خودمان!
موفق باشید!
نوشته شده توسط محمدحسین روحانی در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۱۸
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.