نوآوری را از خودمان شروع کنيم!
۱۳۹۳/۱۱/۸
نوشته زير در تاريخ 8 بهمن 1393 در روزنامه دنيای اقتصاد منتشر شد (لينک) که در ادامه عيناً تقديم می‌شود:
-------------------------------------
 
سال‌هاست که به مناسبت‌های مختلف در جمع مديران ايرانی در باب نوآوری سخن گفته‌ام و با آنها در اين زمينه به گفتگو نشسته‌ام. وجه مشترک بسياری از اين نشست‌ها اين بوده که که مديران حاضر (فارغ از جايگاه سازمانی خود)، هرگونه اقدام موثری برای نوآوری را در گرو تصميم و عزم جدی مديران بالادست خود دانسته‌اند. وقتی هم كه در جمع مديران عامل سخن گفته‌ام، تغيير سياست‌های دولت به عنوان پيش‌نياز تغيير و حرکت‌های نوآورانه مطرح شده است. با دولتمردان هم که سخن می‌گويم، از شرايط سخت بين‌المللی و لزوم تغيير عوامل محيطی (همچون رفع تحريم‌ها) به عنوان گام نخست می‌شنوم. بنابراين احساس می‌کنم که بسياری از مديران در ايران، نقطه آغاز حرکت به سوی نوآوری را در ورای کنترل خود می‌بينند و انتظار دارند که ديگران گام نخست را برداشته و موانع نوآوری را از پيش پای آنها بردارند. 
 
گرچه نمی‌توانم نقش برجسته عوامل محيطی و عزم مديران بالادست در هرگونه تغيير و تعالی سازمانی را منکر شوم، اما مديرانی در همين کشور هستند که تغيير را از خود و گستره تحت کنترل خود شروع کرده‌اند و حرکت‌های بزرگی را بنيان‌نهاده‌اند. مديرانی که در اوج تحريم‌های بين‌المللی، محصولات نوآورانه و با کيفيت ايرانی خود را به ده‌ها کشور بعضاً توسعه‌يافته صادر می‌کنند. مديرانی که پس از پی‌بردن به اهميت کليدی نوآوری، منتظر ديگری نمانده و خودشان پرچم‌دار نوآوری شده‌اند. 
 
در ديگر کشورهای جهان هم هميشه مديرانی بوده‌اند که با نگاه بلندشان، پيشران نوآوری در شرکت‌های خود بوده و سپس موجی را در سطح ملی و بين‌المللی برپا کرده‌اند. برای مثال وقتی سخن از سامسونگ و موفقيت‌های خيره‌کننده آن به ميان می‌آيد، نگاه‌ها در ايران بيشتر به سمت دولت کره‌جنوبی و سياست‌های حمايتی آن کشور از غول‌های صنعتی می‌رود. اما در اين شرکت هم مديری بوده که تغيير بزرگی را بنيان نهاده و موتور نوآوری را در سامسونگ روشن کرده است. 
 
امروزه شرکت کره‌ای سامسونگ، بزرگترين توليدکننده لوازم خانگی جهان است. درآمد اين شرکت در سال 2013 ميلادی 327 ميليارد دلار بوده است (معادل 17% توليد ناخالص داخلی کره جنوبی). سامسونگ در سال 2013 معادل 10.4 ميليارد دلار در بخش پژوهش و توسعه سرمايه‌گذاری کرده است. اين شرکت در سال 2013 بيش از 88 ميليون دستگاه گوشی هوشمند از نسل نوي تلفن‌هاي همراه فروخته و 32.4% از بازار جهانی اين محصول را در اختيار داشته است. آيفون‌هاي اپل با سهم 12.4% از بازار در جايگاه دوم قرار گرفتند. امروزه 400 هزار نفر در 80 واحد کسب‌وکار اين شرکت مشغول به کارند. 
 
اما سامسونگ چگونه به اين موقعيت ممتاز جهانی دست يافت؟ آيا اين موفقيت تنها به علت سياست‌های حمايتی دولت کره جنوبی بوده؟
 
سامسونگ در سال 1938 توسط لی بيونگ چول به عنوان يک شرکت بازرگانی با 40 نفر آغاز به کار کرد و بيشتر به خريد و فروش مواد غذايي مشغول بود. تا زمان فوت مديريت لی بيونگ چول در سال 1987، سامسونگ به صنايع ديگری از جمله الکترونيک، بيمه و ... وارد شد. پس از وی پسرش (لی کان هی) مديريت سامسونگ را بر عهده گرفت. او در طی 6 سال، فروش شرکت را بيش از دو برابر کرد. او در سال 1993 تصميم گرفت که به کشورهای ديگر سفر کند تا تصوير بهتری از عملکرد شرکتش در سطح بين‌المللی به دست آورد. او به فروشگاه‌های لوازم خانگی در ديگر کشورها ‌رفت و وقتی با چشمان خود ديد که تلويزيون‌های سامسونگ در قفسه فروشگاه‌ها خاک می‌خورند در حالی که محصولات سونی و پاناسونيک ويترين‌ها را تسخير کرده‌اند، بسيار ناراحت شد. 
 
در حالی که سفر لی کان هی به آلمان رسيده بود، وی صدها مدير سامسونگ را به صورت فوری به آلمان فراخواند. او سه روز برای آنها در يک هتل قدیمی در شهر فرانکفورت آلمان با حرارت تمام سخنرانی کرد. اين سخنرانی در سامسونگ به «بيانيه فرانکفورت» معروف شده است. يک جمله معروف از اين سخنرانی نقل شده که: «غير از زن و فرزندان‌تان، همه چيز را تغيير دهيد.» او چشم‌انداز سامسونگ را تبديل شدن به يک شرکت بين‌المللی بزرگ پيش از سال 2000 اعلام کرد. جهش سامسونگ دقيقاً از همان روز شروع شد. جهشی که سامسونگ را از يک توليدکننده درجه دو به يکی از بزرگ‌ترين و برترين شرکت‌های جهان تبديل کرد. امروزه درآمد سامسونگ 39 برابر روزی است که لی کان هی سکان هدايت اين شرکت را در دست گرفت و ارزش سهامش نسبت به آن زمان 137 برابر شده است. تعداد اختراعات اين شرکت از آن زمان، سال به سال افزايش يافته و روزانه به طور متوسط بيش از 13 اختراع در اين شرکت شکل می‌گيرد!
 
تعداد اختراعات ثبت شده سامسونگ در آمريکا 
 
بنابراين اگر چه سياست‌های حمايتی دولت کره جنوبی در پيشرفت سامسونگ نقشی مهم داشته، اما اين هدايت نوآورانه لی کان هی، مديرعامل شرکت بوده که جهش اصلي را سبب شده است. چه بسا شرکت‌های کره‌ای ديگری که در همين مدت ورشکست شده يا از بازار بيرون رانده شده‌اند. اکنون جا دارد تک‌تک ما ايرانيان و به ويژه مديران ايرانی، از خود بپرسيم که ما (بله خود ما) اکنون و در همين شرايط محيطی موجود چگونه می‌توانيم نه تنها نوآور، بلکه پرچم‌دار نوآوری در شرکت يا حوزه تحت مديريت خود باشيم. اين من و شما هستيم که بايد بنگاه‌های بزرگ و بين‌المللی ايرانی را بر پا کنيم و به نسل آينده بسپاريم. به جاي انتظار اقدام از سوي ديگران، بايد نوآوری را از خودمان شروع کنيم!
منابع:
 
 
 
 
 




نظر کاربران

جمله زیر منتسب به یک کشیش است ما فحوای کلام با موضوع مورد بحث متناسب است:
When I was a young man, I wanted to change the world. I found it was difficult to change the world, so I tried to change my nation.
When I found I couldn’t change the nation, I began to focus on my town. I couldn’t change the town and as an older man, I tried to change my family.
Now, as an old man, I realize the only thing I can change is myself, and suddenly I realize that if long ago I had changed myself, I could have made an impact on my family.
My family and I could have made an impact on our town.
Their impact could have changed the nation and I could indeed have changed the world.




نوشته شده توسط علی تحویلیان در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۸
0
0

سلام کامران جان
من الان تو این فکرم اگه اینا زن و بچشون هم تغییر داده بودن سامسونگ چی می شد!!!
نوشته شده توسط مسعود کاظمیان در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۹
0
0

با سپاس از مطالب ارزنده شما
نوشته شده توسط فاطمه شعبانی در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۹
0
0

سلام آقا کامران عزیز
بسیار ارشمند، به جا و قابل کاربرد بود.
دست مریزاد.
نوشته شده توسط جواد نوری در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۹
0
0

سلام
سپاس از اینکه در هیاهوی روزمرگی همه ما، اساسی ترین موارد را یادآوری می نمایید.
قابل ذکر است گاهی برای نو آور بودن باید بسیار جنگید و البته صبور بود!!!
نوشته شده توسط الهام سهامی- شاخص پژوه در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۰
0
0


با سلام

نقش تعیین کننده دولت را در ایجادقابلیت رقابت شرکت سمسونگ را در سطح جهانی فراموش نفرمائید. برای نمونه به مطالب زیر توجه فرمائید:

سیاست صنعتی در کُره در سطح بنگاه ها و سطح کلان اقتصادی
این شیوه ها عبارتند از:
کنترل قاطع واردات ماشین آلات صنعتی با توجه به حمایت از صنعت ماشین آلات سازی داخلی
بانک ها به واردکنندگان ماشین آلات صنعتی که قصد وارد کردن ماشین آلاتی که در کره ساخته میشد داشتند وام پرداخت نمیکردنند.
یارانه مساوی 90 در صد قیمت ماشین آلات ساخت داخل بخریداران آن تعلق میگرفت.
و غیره...
برای دریافت متن کامل سخنرانی اینجانب در انجمن در دیماه گذشته با آدرس زیر با من تماس حاصل فرمائید.

Soofi@uwplatt.edu

با سپاس

صوفی


نوشته شده توسط عبداله صوفی در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۰
0
0

جناب آقای دکتر باقری با سلام وعرض ادب در محضر جنابعالی تلمذ کردن ارزشمند میباشد
نوشته شده توسط تقی بنای شاهانی در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۰
1
0

هشدار به جا و جالبي بود. فقط براي تأثير گذاري بيشتر، پيشنهاد مي كنم مثالهاي موفق بومي رو بيشتر معرفي نماييد. با اين كار اعتماد به نفس بيشتري به مديران شركتهاي ايراني القا خواهد شد.
نوشته شده توسط مشايخ در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۰
0
0

ممنون دکتر
دغدغه چند نفر از بزرگان هم همواره این بوده اما این تلنگر را چگونه اجرایی و عملیاتی کنیم؟
حتما باید بازهم از خودمان شروع کنیم!الان در حوزه دانش بنیان ها و مدیران این حوزه شدیدا مساله داریم.
از آن بدتر بخش بازرگانی و و حقوقی ما است.
نوشته شده توسط مهرداد امانی در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۱
0
0

با سلام

برای روشن تر شدن جواب به سئوال اینکه آیا دولت و یا بنگاه ها مسئولیت دارند که نوآوری کنند مطالب زیر را ارائه میدهم.

جین بابتیست سیی(1) (تولد 1767 -وفات 1832 میلادی) فرانسوی، که یکی از پایه گذاران مکتب اقتصاد سیاسی کلاسیک است معتقد بود که بخاطر اینکه «عرضه تقاضای خود را بوجود می آورد» رکود اقتصادی وقتی بوجود می آید که نیرو های مولده بیش از حد لازم در تولید بعضی کالا ها و کمتر از حد لازم در تولید کالا های دیگر استفاده شوند.

سیاست توسعه فناوری و نوآوری دولت های مختلف در جمهوری اسلامی به نظر میرسد که با روند چنین تفکری اتخاذ شدهاند. این سیاست ها بر آن فلسفه قرار گرفته است که اگر علم و فناوری عرضه شوند بنگا ه ها توان و خواست پذ یرش آن ها را خواهند.
البته تجربه بسیاری از کشور های دنیای سوم بخصوص تجربه کشور ایران در سی و اندی سال گذشته نشان داده است که ایجاد شرایط لازم برای نوآوری خود بخود نوآوری ایجاد نمیکند بلکه همانطوری که دولت های با سیاست صنعتی نشان داده اند نوآوری لازمه اش این است که عاملی دست بکار شود، از شرایط لازم و موجود برای نوآوری استفاده کند و با کنترل و راه نمائی ، بنگاه ها را وادار کند که فناوری بیا موزند و با سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه نوآوری کنند.
برای روشن تر شدن مسئله تصور کنید که آشپزی خواهان پختن آش است . اگر او تمامی مواد لازم برای پختن آش را تهیه کند و روی میزی در آشپز خانه بگذارد این مواد خود بخود به آش تبدیل نمیشوند. مواد وقتی به آش تبدیل میشوند که آشپز با برنامه و بر اساس دستور پخت تعیین شده اقدام به پختن آش با مواد اولیه موجود نماید.
بنا بر این برای رشد بنگاه های دانش بنیان و جلوگیری از هرج و مرج ناشی از عمل کرد بازار و توسعه مطلوب و پایدار اقتصادی ، بخصوص در شرایط تحریم های اقتصادی محتاج به «سیاست صنعتی» هستیم. سیاست صنعتی یعنی سیاستی اقتصادی دولت که صنایع و بنگاه های خاصی را برای رسیدن به نتایج مورد نظر که تصور میشود برای کل اقتصاد مفید است هدف قرار میدهد.

حال اینکه این سیاست های صنعتی کدامنند و چه دستگاهی مجری آن باید باشد در نگارش های آتی مطرح خواهند شد.

نوشته شده توسط صوفی در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۲
0
0

سلام بر دوست عزیز

بسیار با زاویه نگاه شما موافقم، در عین حال که به نقش جدی دولت و محیط اشاره دارید بر بهره برداری حداکثری از ظرفیت های داخلی تحت کنترل مدیران نیز تاکید نموده اید.

موفق باشید
نوشته شده توسط سیدهادی کمالی در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۵
0
0

دوستان، «سیاست صنعتی» برای جایی است که بخش خصوصی وجود دارد. جایی که بنگاه دولتی است و دولت بنگاهی، یکی دستور می دهد و یکی باید اجرا کند. کسی برای خودش سیاستگذاری نمی کند.
نوشته شده توسط عرب در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۲۴
0
0

با سلام
نوآور بودن مدیران تا حد زیادی بستگی به میزان ریسکی دارد که آنها می پذیرند.
مدیران ما تا چه حد ریسک پذیرند؟؟؟
نوشته شده توسط مهدی لعلی در تاریخ ۱۳۹۳/۱۲/۲۳
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.