نسبت دولت با نوآوری: مانع يا پيشران؟
۱۳۹۴/۴/۲۳
نوآوری تنها به نوآوری در محصولات و خدمات خلاصه نمی‌شود. گاهی شرکت‌ها با خلق مدل‌های کسب‌وکار جديد، دريچه‌ای به فرصت‌های طلايي و بکر می‌گشايند. منظور از مدل کسب‌وکار يک شرکت، چگونگي خلق، ارائه و کسب ارزش توسط آن شرکت است. البته گسترش شتابان فناوری اطلاعات و ارتباطات در سال‌های اخير يکی از دلايل اصلی رونق گرفتن نوآوری در مدل کسب‌وکار بوده است. به بيان ديگر، بسياری از مدل‌های کسب‌وکار که پيش از اين امکان عملی شدن نداشته‌اند، امروزه بر بستر اينترنت نه تنها عملی که بسيار ثروت‌آفرين شده‌اند. به همين دليل در فضای کسب‌وکار امروزی، نوآوری در مدل کسب‌وکار به يکی از مهم‌ترين منابع خلق مزيت رقابتی تبديل شده است. 
 
اجازه دهيد با ذکر يک مثال، اهميت نوآوری در مدل کسب‌وکار را بررسی کنيم. در گذشته همه خطوط هواپيمايي مسافری کم و بيش از مدل کسب‌وکار مشابهی پيروی می‌کردند. در اين مدل فرض بر اين بود که مسافر حتماً با خود چند چمدان دارد، بايد از مسافر در مسير پرواز پذيرايي کرد، بايد در طول پرواز برای مسافران فيلم سينمايي پخش کرد، فرودگاه بايد به شهر نزديک باشد، برای تهيه کارت پرواز بايد به باجه شرکت هواپيمايي در فرودگاه مراجعه کرد و .... اما چند سالی است که يک شرکت هواپيمايي به نام رايان‌اير در اروپا، با مدل کسب‌وکاری کاملاً متفاوت رشدی انفجاری داشته و تحولی شگرف در اين صنعت پديد آورده است. اين شرکت هواپيمايي دريافت که ميليون‌ها نفر در اروپا هستند که حاضرند ارزان‌ سفر کنند اما چمدانی با خود نبرند، پذيرايي نشوند، تمام عمليات خريد و صدور بليط و کارت پرواز را اينترنتی انجام دهند، به فرودگاه‌هايي دورتر از مرکز شهر بروند و .... اکنون اين شرکت با طراحی يک مدل نوآورانه و متناسب با اين گروه از مسافران، رشدی چشمگير داشته و از نظر تعداد مسافر و تعداد پروازها، رتبه نخست را در میان شرکت‌های حمل و نقل هوایی اروپا در اختیار دارد.
 
نوآوری در مدل کسب‌وکار می‌تواند همچون نوآوری در محصولات و خدمات به افزايش رفاه و سطح رضايت جامعه بيانجامد. بنابراين دولت‌ها همان‌گونه که در جهت افزايش نرخ نوآوری در محصولات و خدمات می‌کوشيدند و برای اين هدف انواع سياست‌ها را طراحی و پياده‌سازی می‌کردند، بايد برای حمايت از نوآوری در مدل‌ کسب‌وکار هم تلاش کنند. برای نمونه در همان مثال بالا، نوآوری مدل کسب‌وکار توسط شرکت رايان‌اير و در نتيجه کاهش چشمگير هزینه‌های اضافی سبب شده است تا ميليون‌ها مسافر این شرکت به آسانی بتوانند، سفری راحت و بسيار ارزان را با این شرکت تجربه کنند. بسياری از اين مسافران پيش از اين نمی‌توانستند از خدمات گران‌قيمت جابجايي هوايي برخوردار شوند. نوآوری اين شرکت، ديگر خطوط هوايي را هم به فکر نوآوری انداخته تا مگر با افزايش کيفيت خدمات و کاهش هزينه‌ها بتوانند رقابتی بمانند. بنابراين اين نوآوری در مجموع برای اقتصاد اروپا بسيار مثبت بوده و به بالارفتن رفاه اجتماعی در اين کشورها کمک کرده است.
 
متاسفانه سياست‌های دولتی ايران در تشويق نوآوری آنچنان کارنامه موفقی ندارند. با وجود پيشرفت‌های سال‌های اخير، فضای کلی کسب‌وکار در ايران همچنان برای نوآوری مساعد نيست. حضور پررنگ دولت در بخش بزرگی از اقتصاد ايران و عدم انگيزه برای نوآوری در اين بخش، يکی از موانع عمده نوآوری در ايران بوده است. برای نمونه دخالت و حضور سنگين دولت در صنعت خودروسازی مجالی برای نوآوری در محصولات و خدمات اين صنعت باقی نگذاشته است. در آخرين گزارش شاخص جهانی نوآوری، جايگاه ايران در ميان 143 کشور ارزيابی شده بهتر از 120 نبوده است. 
 
از سوی ديگر نيک می‌دانيم که تحقق اهداف ملی در حوزه اقتصاد دانش‌بنيان بدون بهبود وضعيت نوآوری امکان پذير نيست. بنابراين از دولت انتظار می‌رود که نقش پررنگ‌تری در تشويق نوآوری بازی کند. مشخصاً با توجه به اهميت فزاينده نوآوری در مدل کسب‌وکار، دولت بايد با طراحی و پياده‌سازی سياست‌هايی ويژه، زمينه را برای نوآوری مدل کسب‌وکار توسط بنگاه‌های خصوصی فراهم آورد. اما در عمل گاهی شواهدی از حرکت در جهت مخالف هم ديده می‌شود! يعنی گاهی دولت با مداخلات نابجا، خود به مانعی در مسير نوآوری در مدل کسب‌وکار تبديل می‌شود!!
 
برای مثال چندی پيش اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری تهران با صدور بخشنامه‌ای تبليغ فروش خدمات تور لحضه آخری (يا دقيقه نود) را ممنوع اعلام کرده است. در اين بخشنامه عجيب آمده است که: "برخی از دفاتر و شرکت‌های خدمات مسافرتی و گردشگری با اطلاع‌رسانی در مورد تورهای لحظه آخری اقدام به فروش خدمات تور با قیمت‌های غیر منطقی می‌کنند که این نحوه فروش موجبات اختلال در تنظیم بازار و ترغیب جامعه مسافر به استفاده از این روش و زمینه‌ساز رقابت‌های کاذب و ناسالم شده و فعالیت حرفه‌ای دفاتر خدمات مسافرتی را با مخاطره مواجه می‌کند. این اداره کل به منظور حمایت از فعالیت سالم و حرفه‌ای دفاتر و شرکت‌های خدمات مسافرتی و گسترش صنعت گردشگری و اجتناب از روند رقابت‌های ناسالم،‌ استفاده از روش فوق را ممنوع اعلام می‌کند."
 
بخشنامه بالا را از ديدگاه مديريت نوآوری می‌توان اينگونه تعبير کرد: مدل کسب‌وکار نوآورانه "تور لحظه آخری" که هم باعث ارزان‌شدن خدمات گردشگری و هم باعث خالی نماندن ظرفيت شرکت‌های ارائه کننده خدمات اين حوزه می‌شود ممنوع است. دليل اين ممنوعيت هم دفاع تمام قد دولت از مدل کسب‌وکار قديمی و منسوخ شرکت‌های جاافتاده در صنعت گردشگری است!!! به بيان ديگر، دولت اعلام کرده که در اين حوزه نوآوری ممنوع است زيرا کسانی که به همان مدل منسوخ قبلی چسبيده‌اند، از اين نوآوری‌ها خوششان نمی‌آيد!!! احتمالاً برشکست شدن بنگاه يا بنگاه‌هايي که بر اين مدل کسب‌وکار نوآورانه سرمايه‌گذاری کرده‌اند هم درس عبرتی خواهد شد برای ديگران تا مدل‌های کهنه کسب‌وکار را در اين کشور به چالش نکشند!
 
به نظر می‌رسد که دولت به معنای عام آن بايد تکليف خود را با بخش خصوصی و نوآوری‌های اين بخش روشن کند. راه تبديل شدن ايران به قدرت اول اقتصادی و فناوری منطقه تنها و تنها از مسير نوآوری می‌گذرد و تکرار رفتارهای اينچنين از سوی نهادهای دولتی می‌تواند مانعی بزرگ در مسير تحقق اين اهداف بلند ملی باشد.
 
منابع
 
تبلیغ تورهای "لحظه آخری" ممنوع شد، خبرگزاری ايسنا، 24 خرداد 1394.
 
نوشته‌های مرتبط
 
 
 
 




نظر کاربران


نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.