عطش ساختن فردا
۱۳۹۴/۹/۱۳
سامسونگ در سال ۱۹۳۸ به عنوان یک شرکت بازرگانی تأسیس شد که بیشترین کارش صادرات ماهی، میوه و سبزی به چین بود. اين شرکت در یک دهه، با رشدی بسیار سریع، به یکی از ۱۰ شرکت بزرگ کره تبدیل شد و امروزه در شمار پيشگامان جهانی است و هر روز بر سهم بازار جهانی آن افزوده می‌شود. اما رمزِ پيشرفتِ شتابان سامسونگ چه بوده؟ البته که پاسخ دادن به اين پرسش آسان نيست. اما ابتدا اجازه دهید نگاهی به یکی از شاخص‌های عملکردی این شرکت بياندازیم.
 
 
 دفتر شرکت بازرگانی سامسونگ در دهه 1930
 
تعداد اختراعات ثبت شده شرکت سامسونگ در آمريکا در سال 2014 به عدد شگفت انگيز 4952 رسيده است. اگر تعداد روزهای کاری سال را حدود 250 روز در نظر بگيريم، متوجه می‌شویم که کارکنان شرکت سامسونگ در هر روز حدود 20 اختراع را با موفقيت ثبت کرده‌اند. بدون احتساب اختراعاتی که اين شرکت به هر دليلی تمايل به ثبت آنها نداشته يا با ثبت آنها موافقت نشده است، هر روز 20 پروژه بی‌همتا در سطح جهانی در این شرکت به نتيجه رسيده است. با توجه به اين که طبق آمار از هر 100 تلاش نوآورانه، يکی دو مورد بيشتر شانس موفقيت ندارند، بايد نتيجه گرفت که روزانه کار بر روی چند هزار پروژه نوآوارنه در سامسونگ شروع می‌شود. اين به جز پروژه‌های نوآورانه جاری آن شرکت است.
 
از اين آمار نبايد به سادگی گذشت. بايد قدری فکر کرد و پرسيد که فضای کار و بينش مديران و کارکنان یک شرکت بايد چگونه باشد تا "روزانه هزاران پروژه نوآورانه در آن شروع شود." چه چيزی باعث می‌شود که شرکتی با هزاران نوع محصول و پروژه ريز و درشت در بازار جهانی، که بالطبع زير بار انواع و اقسام فشارهای زمانی و هزينه‌ای است، روزانه چند هزار پروژه پرهزينه و پرريسک نوآورانه را کليد بزند؟ اين پرسش می‌تواند چندين پاسخ داشته باشد اما يکی از مهم‌ترين آنها "اراده آهنين برای ساختن فردای مطلوب" است. 
 
شرکت‌هايي که در ديروز و امروز گير کرده‌اند نمی‌توانند به نوآوری فکر کنند و برای نوآوری دل به دريا بزنند. به آب و آتش زدن برای نوآوری، کار کسانی است که عطشِ ساختن فردا دارند. برای ساخت فردا بايد آن را شناخت و ابزارها و لوازم آن را فراهم کرد. با افکار و لوازم پوسيده‌ی ديروز نمی‌توان به فکر ساختن فردا بود. رهبران سامسونگ موفق شده‌اند که در عين هدايت نيروی کار سازمان برای برآوردن نيازهای عملياتی امروزشان، دل و جان کارکنان را به فردا ببرند. اگر چه ممکن است صحبت کردن درباره اين کار ساده باشد، اما اجرای آن در عمل کار بسيار دشواری است.
 
اکنون بياييد از خود بپرسيم آيا سازمان‌ها و شرکت‌های ايرانی مهيای ساختن فردا هستند؟ بی‌شک پاسخ منفی است. در بيشتر شرکت‌های ايرانی، می‌توان بوی مسموم "روزمرگیِ گذشته-گرا" را به محض ورود حس کرد. ای کاش اين روزمرگی از جنس امروزی بود!!! بيشتر سازمان‌ها و شرکت‌های ايرانی با واقعيت‌های امروزين دنيای کسب‌وکار، فاصله بسيار دارند. در دنياي امروز که پيشتازی در گرو نوآوری و خلق و تجاری‌سازی دانش است، هنوز بسياری از مديران ايرانی سودای دلالی کالاهای فیزیکی وارداتی در فضای پساتحريم را در سر می‌پرورانند. اگر چه سايه سنگين اقتصادِ نفتیِ دولتی و تحريم‌های ظالمانه بين‌المللی در شکل‌گيری اين اتمسفرِ کشنده‌یِ گذشته-گرا سهم داشته‌اند، اما شرکت‌ها (به ويژه شرکت‌های خصوصی) می‌توانند انتخاب کنند که همچون اسلاف خود در گذشته غرق نشود. آنها می‌توانند چشم‌ها را بشويند و جور ديگر ببينند!
 
بهانه نگارش اين متن، اقدام تحسين برانگيز شرکت ديجی‌کالا در اعلام چالشی به نام "نگاهی به فردا" است. در فراخوان مشارکت در اين چالش چنين آمده: "دیجی‌کـالایِ امـروز، حـاصل رؤیـا و تلاش دیـروز است و زادۀ نوآوری. برای ساختن فردا هم بی‌گمان رؤیاها و برنامه‌های بسیاری داریم. در تمام این روزها اما، همراهی شماست که به دیجی‌کالا نیرو می‌بخشد و مسیر حرکت را روشن می‌کند. پس ... بیایید کمی خیال‌پردازانه فردا را تصویر کنیم: در تصویری که از جهانِ شش سال بعد در ذهن دارید ... شرح دهيد که دیجی‌کالا در سال ۱۴۰۰: (1) در چه حوزه‌هایی از کسب‌وکار فعال است؟ (2) چه خدمت‌های تازه‌ای عرضه می‌کند؟ (3) از چه فناوری‌هایی برای ارائۀ آن خدمت‌ها استفاده می‌کند؟ (4) در میدان رقابت چگونه عمل کرده است؟"
 
 
فراموش نکنيد که ديجی‌کالا دوره رشد سريع خود را طی می‌کند و در اين دوره به شدت زير فشار عمليات روزمره است. در فضای غالب اقتصاد ايران، شرکتی که روزانه چند ده يا چندصدهزار سفارش آنلاين را از سراسر ايران گرفته و پردازش می‌کند، وقتی برای حرف‌های فانتزی و خيال‌بافی ندارد. اما مديران ديجی‌کالا تصميم گرفته‌اند که جور ديگر ببينند و آينده‌شان را خودشان بسازند. آنها نشان داده‌اند که حاضرند به لوازم ساختن آينده تن بدهند. من "عطش ساختن آينده" را در اين مديران جوان احساس می‌کنم و از اين نظر به آنها تبريک می‌گويم. اميدوارم اين عطش در نسل جديد مديران ايرانی فراگير و همه‌گير شود! اين عطش، همان گوهر گمشده‌ای است که می‌تواند در خدمت تعالی و جهانی‌شدن شرکت‌های ايرانی قرار بگیرد و اقتصاد ايران را دگرگون کند. 
----------
 
نوشته های مرتبط:
 
 
 
 




نظر کاربران


“Billion-Dollar Club” for capital spending, 2006-2010
Year Samsung’s Capital Expenditure Rank among all IC Chip Producers
2006 $ 6.8 Billion 1st
2007 $8.0 Billion 1st
2008 $6.8 Billion 1st
2009 $3.5 Billion 2nd
2010 $ 9.6 Billion 1st

نوشته شده توسط Abdol Soofi در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۴
5
0

با سلام
"عطش ساختن فردا" علاوه بر تمامی مسایلی که عنوان نمودید، نیازمند نخبگانی دغدغه مند است که بار تاثیرگذاری و الگوسازی در محیط کسب و کار را به دوش می کشند. مهمتر از هر مسئله ی دیگری، تاثیرگذاری فکری و گفتمان سازی نخبگان جامعه است که علاوه بر ایجاد انگیزش در فضای کسب و کار برای شرکت های تشنه برای آینده، مسئولان و سیاست گذاران کلان کشور را نیز به این سمت سوق خواهند داد. هرچند هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است.
تجربه ی برنامه های کلان کشور در حوزه های مختلف و طی سالها نشان داده است که الگوسازی از بالا راه به جایی نبرده و جای خود را به پروژه ها و طرح هایی کلیشه ای می دهد. و در مقابل، پیشرفت های مقطعی و گسسته در فضای کسب و کار ایران، همواره ناشی از اراده، مسئولیت پذیری و احساس دلبستگی نخبگان ایران بوده است که با وجود مشکلات فراوان، تاثیر خود را چه بر فضای کسب و کار و چه بر سیاست گذاران کلان آن گذاشته اند.
دغدغه مندی و انگیزه ی شما در این مسیر، بی شک در آن "آینده ی مطلوب" نمود بیشتری خواهد یافت. همانطور که در همین زمان اندک نیز تاثیرات آن بر انگیزش واحدهای کسب و کار قابل مشاهده است.
سپاس فراوان استاد.
نوشته شده توسط محمدصابر غرویان در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۴
2
0

سلام
1-برای ساختن فردا نیازمند افکار فردایی هستیم و افکار فردایی در آموزش مبتنی بر فردا ساخته می شود نه بر آموزش های مبتنی بر گذشته
2-حرکت به سمت فردا بایستی با سرعت خوبی همراه باشد و این موضوع نیازمند ایجاد ساختارها و زیرساخت های اقتصادی،فناورانه و ... می باشد.
3- باز هم جناب عالی مثل همیشه نکات خوبی را مطرح کردید که امید وارم تحریک کننده افکار تمامی مدیران،سیاست مداران و عموم مردم ایران باشد. با تشکر
نوشته شده توسط محسن یادبروقی در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۴
3
0

درود
شما خود بارها پاسخ خود را داده اید. نوآوری هزینه دارد و برای بازگشت این هزینه، نیازمند مکانیزم های حفاظت از خلاقیت هستیم که عموما یا وجود ندارد یا با نقص های فراوان وجود دارد.
نوشته شده توسط بهامین توفیقی در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۴
1
0

سلام و درود
به جای عطش می‌گویم: تپش ساختن فردا، تپش برای رویش. این تپش در قلب فرهیختگان است. ایشان خرد جمعی را آگاه نموده و از جان و روان و حیثیت و داشته‌هایشان برای این تپش هزینه می‌کنند. این تپش باید امتداد یابد تا به رویش برسد. امتداد آن باور می‌خواهد و شیدایی از پس این باور. همچون مرغان که هم هدهد را به عنوان راهنما و هم وجود سیمرغ را بر قله‌ی قاف باورکردند و از پی هدهد دانا روانه گشتند و برای این پرواز از همه چیزشان هزینه‌کردند تا سرانجام تجلی سیمرغ را در وجود خودشان به نظاره نشستند.
و شاید الگوی بی‌بدیل این فرهیختگی و شیدایی و هزینه‌کردن برای آینده، تاریخی است که در ناب‌ترین قطعه از جغرافیای جهان، جاودانه شد. آنجا که آزادگی، روئیدن گرفت.
نوشته شده توسط نیره السادات طباطبائی در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۵
2
0

دکتر جان سلام و ارادت، احتراما برخلاف نظر گرانقدر حضرتعالی من دیجی کالا را که یک شرکت معمولی ولی با حامیان بسیار قدر که مجری و مفسر استارت آپها هستند یک شرکت دانش بنیان!! موفق نمی دانم (یک شرکت خرید اینترنتی خوب است). فناوری تکراری و استعاره گرفته از موارد مشابه که صرفا یک درگاه پرداخت معمولی است نمی تواند در حدی باشد که مدیرعامل جوان آن به عنوان نماینده شرکتهای دانش بنیان جلوی رئیس محترم جمهور سخنرانی کند و معاون علمی رئیس جمهور هم برود و از آنجا بازدید نماید و در تمامی محافل پیشانی شرکتهای دانش بنیان کشورمان باشد. البته بدون شک کار ارزشمندی صورت پذیرفت ولی نه تا این حد که بخواهیم درخصوص آن تفسیرهای انچنانی نماییم و به نوعی الگوی دانش بنیانی ما در مجالس و محافل و جلسات ما شود.
البته چون وبگاه هم آفرینی یک مکان تخصصی است بنده جسارت ابراز نظر را نمودم.
از زحمات و تلاش حضرتعالی در حوزه علم و فناوری که به شخصه بهره برداری لازم را می نمایم کمال سپاس را دارم.
ارادتمند
نوشته شده توسط غلامی در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۷
4
1

با سلام و احترام
دیجی کالا یک نمونه موفقیت آمیز در فروش و توانایی جذب مشتری و ایجاد تجارتی نو در ایران محسوب می شود. فرآیند ورود به بازار و معرفی سایت که در وهله اول سعی در ارائه اطلاعات مفید برای کمک به مشتری داشت و سپس بر روی فروش خود تاکید میکرد، نشان از تفکر کاملا نو و ماهرانه مدیران آن دارد.
اما بنده نیز با حرف جناب غلامی موافق هستم که دیجی کالا نمونه موفق یک شرکت فروش است و دانش بنیان بودن آن شک برانگیز است. ممکن است دارای نوآوری نیز باشد اما مسلما در حوزه دانش بنیان بودن، نمی تواند در راس باشد. نوع تجارت این سایت به تجارت سایت علی بابا در چین و ای بی در امریکا شبیه تر است و مقایسه با شرکتهای مذکور شاید مناسب تر باشد.
نوشته شده توسط پیمان کاظمی در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۷
0
1

با سلام
من هم با اقای غلامی موافق هستم. به نظر من دیجی کالا دارای دانش فنی آنچنانی نیست که در مجموعه دانش بنیان بگنجد و آنهم تا این حد که سوال برانگیز است!!
با توجه به وضعیتی که برای برگزار کنندگان استارت آپها پیش آمد، قضاوت این چنینی از نگارنده مقاله کمی عجولانه بوده است.
قبل از دیجی کالا البسکو و فروشگاه همشهری هم این کار رو کردن. بنابراین نمی توان دیجی کالا را یک شرکت موفق دانش بنیانی طراز اول دانست. البته بازدید آقای ستاری هم به دلیل نداشتن شرکتی قدر دانش بنیان بوده است.
نوشته شده توسط فعال حوزه تجاری سازی در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۱۸
2
1

با سلام
به دنبال ساخت مراکز داده باشید و نرم افزارهای کنترلی ما بیشتر از هر زمان احتیاج به ابزارهای کنترلی داریم
نوشته شده توسط علی شاهقلی در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۲۴
0
0

بنده هم با این موضوع که دیجیکالا یک شرکت موفق فروش است کاملا موافقم و از این نظر نمیتوان آن را با سامسونگ مقایسه کرد. دیجیکالا چند ثبت اختراع دارد؟
اما در اینکه خود تجاری سازی، فروش و بازاریابی موفق هم نوعی دانش مهم است شکی نیست. قطعا هنر بزرگی است که دیجیکالا بیشتر از بسیاری از شرکتهای دانش بنیان دارد.
نوشته شده توسط مصطفی در تاریخ ۱۳۹۴/۹/۲۵
1
1

عجیب است؛ من در تمام یادداشت دکتر درباره دیجی‌کالا، اشاره‌ای به موضوع دانش‌بنیان بودن یا نبودن این شرکت نمی‌بینم. در اینجا مشخصاً به عطش این شرکت برای دانستن بینش مشتری درباره آینده اشاره شده که بی‌تردید در فضای کسب‌وکار ایران کم‌نظیر و ستودنی است.
دانش‌بنیان بودن یا نبودن موفق‌ترین شرکت تجارت الکترونیک ایران، موضوع دیگری است که می‌توان در جای مناسب دیگری به آن پرداخت.
نوشته شده توسط محمد در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۷
0
0

in harekate sherkate sarava (djkala) be manzoore dast yabi be idea ( idea portfolios) boode, motasefane in sherkat copy ist va faghede hargoone khalaghiat va az bastare zafe hakem bar saiere falin hoze ,tooneste bahre bardari kone , lazem be tozihe ke in naghd be hich onvan talsh i dar rastaye bad shemordane in site nadare , be har hal khale in khedmat ehsas mishode ke hamianesh ham fani va ham mali va ham amilaty toonestan in gapo pooshesh bedan . va hala ba jam kardane sarmaye va sood deh shodan in khedmat talash daran ke be sorat dar zamine haye dige ham khodeshoono vared konan va az tajrobiat va ghodrate malishoon estefade konan !!!! farday behtar tanha yek dozdie shik va aberoo mandanast dar behtarin soorate khodesh dorost mesle dozdi idea ebay ya amazon ...tekrar hamoon startegy ba rango labe behtar va albate khod sakhte tar
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۲۲
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.