پیوندی فرخنده برای اقتصاد ايران
۱۳۹۴/۱۰/۴
اين نوشته در تاريخ سوم دیماه 1394 در صفحه نخست روزنامه شرق منتشر شد (لينک) که در ادامه عيناً تقديم می‌شود:
------------
 
جرقه آموزش کارآفرينی سال‌ها پيش با برگزاری دوره‌های کوتاه مدت زده شد. سپس دوره‌های پيشرفته از راه رسيد و در پیِ آن درس کارآفرينی در برخی رشته‌های دانشگاهی ارائه شد. چيزی نگذشت که ارائه آن تک‌درس، راه را برای راه‌اندازی رشته کارآفرينی و سپس تشکيل دانشکده‌های کارآفرينی با گرايش‌های مختلف باز کرد. اما چند سالی است که آموزش‌ کارآفرينی از انتقال مفاهيم تئوریک فراتر رفته و بخش وسيع‌تری از جمعيت جوان دانش‌آموخته را علاقمند و درگير کرده است. به جرات می‌توان گفت که موج اردوها و مسابقات کارآفرينی جامعه دانش‌آموختگان را ايرانی را در بر گرفته است.
 
بی‌شک يکی از اين عواملِ کلان اقتصادی در شکل‌گيری اين موج، ناتوانی بخش دولتی در ايجاد فرصت‌های شغلی برای دانش‌آموختگان دانشگاهی بوده است. سيل انبوه فارغ‌التحصيلان دانشگاهی به وضوح دريافته‌اند که: (1) فرصت استخدام دولتی ناياب شده و (2) اگر فرصتی هم باشد، آش دهن‌سوزی نيست! محيط کاری دولتی در ايران در گذرِ زمان به يک فضای اداریِ خلاقيت‌کش تبديل شده که تازه‌واردان را به زور در روحيه تکرار و درجا زدن فرو می‌برد. چنين فضايي نمی‌تواند برای نسل جديد دانش‌آموختگان ايرانی جذاب و الهام بخش باشد.
 
در موج کارآفرينی ايرانی، هر روز شاهد برگزاری رويدادهای کارآفرينانه در دانشگاه‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری شهرهای مختلف هستيم. اين موج چنان شدت گرفت که کنجکاوی و همراهی برخی کارآفرينان موفق ايرانی خارج از کشور را هم برانگيخته است. از سوی ديگر، برخی شرکت‌های ايرانی هم به آرامی جذب اين جريان شدند. اولين گروه، شرکت‌های پيشتاز حوزه فناوری اطلاعات بودند. آن‌ها که مديران‌شان در ابتدا به عنوان داور و صاحب‌نظر در رويدادهای کارآفرينی شرکت می‌کردند، به خوبی به فرصت‌های طلايي نهفته در اين موج پی‌برند. آنها گام به گام جلو آمدند. ابتدا در نقش حامی از برگزاری اين رويدادها پشتيبانی کردند. سپس پا را از اين هم فراتر گذشته و با راه‌اندازی انواع شتابدهنده‌ها و مراکز نوآوری، کاری کردند که اين موج به درون سازمان آنها جاری شود و برای کسب‌وکار آنها فرصت‌‌آفرينی کند. برخی از اين نمونه‌های پيشرو، به لطف همين الگوی مديريت کارآفرينانه به پررشدترين بنگاه‌های اقتصادی کشور در حوزه فناوری اطلاعات تبديل شده‌اند. 
 
اما مراکز دولتی از ابتدا با احتياط نظاره‌گر اين جريان بودند. دولت‌ها در ايران به صورت سنتی به حرکاتی که خودشان آغازگر آن نباشند بدبين و حساس هستند. در نهایت برخی نهادهای دولتی همچون معاونت علمی و فناوری رياست جمهوری به درستی رويکرد همراهی را پيشه کردند. 
 
خلاصه موج کارآفرينی هر روز ابعاد بزرگ‌تر و قوی‌تری به خود می‌گيرد. اين موج گسترده کارآفرينی، تقريباً به وسعت ايران پراکنده شده و ده‌ها هزار جوان خوشفکر و نوآور آن را به پيش می‌برند. اين موج خروشنده مردمی، که خود-پيش‌-برنده و خود-تقويت-شونده است، همچنان يک گمشده بزرگ دارد! اين گمشده پيوند عميق با عقبه علمی، پژوهشی و فناورانه کشور است!
بدنه اصلی اين موج خلاق را جوانانی تشکيل می‌دهند که متخصص يا علاقمند به فناوری اطلاعات هستند و تلاش می‌کنند تا تنها به اتکای ظرفيت تخصصی خودشان و اطرافیان‌شان، فرصت‌های کارآفرينانه موجود در بازار ايران را شناسايي و دنبال کنند. بنابراين، کمتر ديده شده که اين نگاه کارآفرينی با پشتوانه پژوهشی مستحکمی در حوزه‌های مختلف فناوری همچون شيمی، متالورژی، مکانيک و ... همراه باشد. اما بسياری از فرصت‌های کارآفرينانه در اقتصاد امروز، دانش‌بنيان و فناوری‌بنيان هستند و بدون پشتوانه‌ی استوار پژوهشی نمی‌توان از آنها بهره برد. بنابراين، در نبود پشتوانه ژرف پژوهشی، اين کارآفرينان به ناچار به نوآوری در مدل کسب‌وکار و برخی فرصت‌های کوچک‌تر بسنده کرده‌اند.
 
اما حقيقت اين است که دست کشور در حوزه پژوهش و فناوری خالی نيست. دولت بيش از دو دهه در ساختن و برکشيدن ظرفيت‌های علمی، پژوهشی و فناورانه سرمايه‌گذاری کرده و دستاوردهایي هم داشته است. شکل‌گيری و گسترش قابل توجه دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها تنها يکی از خروجي‌های اين سياست است. افزايش آمار توليدات علمی کشور (مقالات منتشر شده در ژورنال‌های معتبر بين‌المللی) هم نشانه ديگری از اين حرکت است. اما اين رشدعلمی هم يک گمشده کليدی داشته و دارد: عدم پيوند با فرصت‌های کارآفرينانه و واقعيت‌های بازار ايران. اين گمشده ريشه در ماهيت کاملاً دولتی فضای علمی و پژوهشی کشور دارد. به همين دليل توفيقات علمی کشور نتوانسته آنگونه که بايد با اقتصاد ايران پيوند برقرار کند. به عبارت ديگر، تا به امروز، بيشتر مراکزپژوهشی کشور يا از موج کارآفرينی به راه‌افتاده در کشور بی‌خبر بوده‌اند يا جسارت همراه شدن با آن را نداشته‌اند. نگاه اين مراکز به درآمدهای نفتی و تصاحب بخشی از آن بوده و ساختار بروکراتيک و قوانين و ضوابط دست‌وپاگير حاکم بر اين مراکز هم مزيد بر علت شده است.
 
اما من باور دارم که دير يا زود اين دو جريان مستقل از هم به يکديگر خواهند رسيد و چه پربرکت خواهد بود چنين پيوندی برای اقتصاد ايران. در آن روز فرخنده، تيزبينی کارآفرينانه به پشتيبانی ژرف پژوهشی مزين خواهد شد و فرصت‌های بزرگ اقتصادی برای شرکت‌های ايرانی خلق خواهد شد. در آن روز، فرصت‌های بزرگ‌تر در بازارهای داخلی و خارجی هدف قرار خواهند گرفت. در سايه چنين پيوندی، رخوت و کندی از مراکز پژوهشی زدوده شده و سرمايه‌گذاری چندين‌ساله در علم و پژوهش ميوه خواهد داد. در آن روز، که اميدوارم زود فرا برسد، طلوع اقتصاد دانش‌بنيان، درزون‌زا و برون‌نگر را در ايران شاهد خواهيم بود.
------------
نوشته های مرتبط:
 
 
 
 
- بنگاههای بزرگ خصوصی و کسب و کار قهرمانی 
 




نظر کاربران

سلام
به اعتقاد اینجانب صحت این عبارت تا حدی مورد تردید است:
"دولت بيش از دو دهه .... سرمايه‌گذاری کرده و دستاوردهایي هم داشته است.....افزايش آمار توليدات علمی کشور (مقالات منتشر شده در ژورنال‌های معتبر بين‌المللی) هم نشانه ديگری از اين حرکت است"
در اینگه گسترش کمی آموزش عالی و آمار تولیدات علمی داشته ایم شکی نیست اما پرسش اینجاست که آیا این رشد واقعی و منطبق با نیازهای جامعه بوده است؟! یا اینکه صرفا حبابی مصنوعی برای تظاهر به پیشرفت؟! حقیقتا چقدر دستاورد حقیقی داریم که ارزش سرمایه گذاری داشته باشند و باعث اتلاف سرمایه های ملی نشوند؟!
برای رشد کار آفرینی در جامعه باید شرایط عمومی شکل گیری و توسعه کسب و کارها را مهیا نمود نه اینکه آن را موکول به حوزه خاص فرصتهای فناورانه آنهم با بهره گیری از فناوریهای ظاهرا توسعه یافته در مقالات کنیم. برای گسترش کارآفرینی نوع و جهت حمایت های دولتی بسیار تعیین کننده خواهد بود و هدف باید توسعه اقتصادی کشور آنهم با حمایت از رشد کسب و کارهای کوچک (خواه به بخش علمی کشور پیوند بخورد، خواه جدا از آن) باشد. در صورت شروع این حرکت، بخش علمی کشور بصورت خودکار به آن ملحق خواهد شد و به دنبال آن خواهد رفت...
قطعا این پیوند بسیار مبارک خواهدبود اما تقدم با شکل گیری جریان کارآفرینی خواهد بود که الزامات خاص خود را دارد.
با آرزوی بهروزی...
نوشته شده توسط خان آقا در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۴
1
0

با سلام
در ارتباط با نکاتی که یکی از خوانندگان ذکر کردند، محل صحبت دقیقا همین جاست که "رشد واقعی و منطبق با نیازهای جامعه" با پیوند همین دو جریان حاصل خواهد شد، شاید علت اصلی همراستا نبودن این جریان ها و هدر رفت منابع، بی خبر بودن دو جریان اصلی از نقش متقابل طرفین در این مسیر است. هماطور که در معدود مواقعی که این جریانها همسو و همراه با هم به طی مسیر پرداخته اند، منشا اثر بوده و نمونه ی آن را می توان در مواردی چون پژوهشکده ی رویان و تا حدودی بخش نانو و بیو مشاهده نمود. هرچند هنوز اشکالات و ابهامات فراوانی در این نمونه ها نیز وجود دارد. همچنین اخیرا بعضی فعالان بزرگ صنعت مانند گلرنگ به اهمیت این موضوع پی برده و اقدام به راه اندازی پژوهشکده هایی مشترک با دانشگاهها و حتی درون محیط فیزیکی دانشگاه کرده اند (دفتر همکاری گلرنگ و دانشگاه شریف).
و اما پيوند فرصت‌های کارآفرينانه و واقعيت‌های بازار ايران با عقبه علمی، پژوهشی و فناورانه کشور؛
شاید صحبت از تسهیل کنندگان این امر، در این مقال نگنجد، اما از دید این حقیر چند نکته کلیدی وجود دارد.
1. شفافیت اقتصادی.
عاملی که بر هر دو روی و هر دو طرف ماجرا تاثیرگذار است. از طرفی با بهبود شفافیت اقتصادی، فضای کاملا دولتی علمی و پژوهشی کشور، خود را در قبال نتایج و خروجی پاسخگو میبیند و سعی در هم راستا نمودن فعالیت ها برای کسب نتایج ملموس و قابل دفاع خواهد نمود. از طرف دیگر، جریان های کارآفرینانه در کشور با لمس شفافیت اقتصادی، انگیزه ای دو صد چندان برای فعالیت و تلاش در کشور می یابند. کارآفرینان کشور بیش از حمایت های مستقیم مالی، نیازمند انگیزش و حمایت هایی از این جنس هستند.
2. بازار های آزاد
کارآفرینان ایران و شرکت های ایرانی راهی جز ورود به بازارهای جهانی و بین المللی ندارند. تا زمانی که افق دید این شرکت ها، بازارهای داخلی، آن هم در شرایط کاملا راکد و ایزوله ی تحریم، باشد، نقش مراکز علمی فناوری و پژوهشی را در پیشبرد اهداف کسب و کار خود درک نخواهند کرد. بازارهای بین المللی و رقابت آزاد در محیطی متغیر و به شدت پویا، منجر به شناخت و درک عمیق این کارآفرینان از نقش علم، فناوری، پژوهش و در نهایت نوآوری در کسب و کارشان خواهد شد.
در این بین نقش دولت در حمایت از این کارآفرینان در بازارهای بین المللی بسیار با اهمیت است. دولت در اینجا چون والدینی است که فرزندان بالغ و آماده ی خود را برای ورود به جامع ی واقعی راهنمایی و هدایت می کند. مطمینا در اینجا منظور ماایفای نقش متولی گری نیست، بلکه بیشتر راهنمایی و تسهیل خواهد بود.
بازارهای آزاد همچنین نیازمند الزامات و ملاحظاتی است که شاید نقش دولت در این بین مهمتر باشد، یکی از مهمترین الزامات، ساختارهای حقوق مالکیت فکری کشور است که متاسفانه در حال حاضر، علی رغم وجود ساختار قانونی، ساختار اجرایی نامناسبی دارد.
3. انتخاب حوزه های فناورانه متناسب با توانمندی های داخلی.
این روزها شاید صنعت فناوری اطلاعات پیشتاز در استارتاپ ها و فرصت های کارآفرینانه باشد. علل و عوامل شوق کارآفرینان خود موضوعی است پر حدیث و مفصل. در این بین دولت با شناخت دقیق از توانمندی های داخلی و سیاست گذاری مناسب، می تواند راه و مسیر را برای این دو جریان هموار ککرده تا در مسیری همراستا و همگام با هم قدم بردارند.
نوشته شده توسط محمدصابر غرویان در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۴
3
0

با سلام و سپاس از مطلبی که به اشتراک گذاشتید
آن‌چه که به نظر در عرصه برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای، به عنوان حیطه‌ی فعالیتی بنده، و نیز سایر انتظام‌ها به عنوان اصلی‌ترین کاستی یا به عبارتی حلقه ی مفقوده به چشم می خورد شاید نبود پشتیبانی و حمایت صحیح و درخور از آورندگان ایده یا به عبارتی افراد خلاقی است که از پشتوانه‌های مالی اندکی برخوردار بوده یا به درستی نسبت به روندکارها و روال اداری اجرایی کردن ایده‌هایشان آگاه نیستند. به نظر می رسید مراکز رشد و یا انکوباتورها بایستی این نقش را ایفا کنند. لیکن دست کم تجربه اندک بنده از مراکز رشد مستقر در دانشگاه‌ها خلاف این وضعیت را نشان می دهد. ما ایرانیان به خوبی در تقلید راهکارهای نوین وارداتی پیشرو هستیم. لااقل در فیزیک و کالبد آن؛ کما این‌که به سرعت شهرک‌های علم و فناوری و پردیس‌های علمی در سرتاسر سرزمین گسترش یافته‌اند. فارغ از آن‌که حمایت از نوآوری و هدایت آن به سمت بازار در راستای افزایش رقابت‌پذیری مستلزم نه تنها سازه‌های فضایی بلکه توسل بر راهکارهای نرم یا به عبارتی تقویت ظرفیت‌های نهادی است که از طریق آن بتوان سرریزهای دانشی که لازمه‌ی شکل‌گیری نوآوری است را تقویت و فضای دانشی و یادگیری ایجاد نمود. گرچه آغازگران این راه بسیارند اما به نظر می رسد هم چنان راه طولانی تا شکل‌گیری چنین فضای دانشی وجود دارد. امید است با تلاش خودانگیخته و خودجوش جامعه دانشگاهی، نوآور و صاحب سرمایه میسر شود.
نوشته شده توسط سحر ندایی طوسی در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۴
0
0

با سلام و تشکر به خاطر مطلبی که به اشتراک گذاشتید.
همانطور که می دانید بررسی موضوع کارآفرینی، نوآوری و موضوعات مشابه ،بایستی تحت یک سیستم نوآوری ،کارآفرینی و.. انجام گیرد . یعنی در ابتدا بایستی فرآیند آنها تعریف شود، این فرآیند بعدها به ساختار و وظایف نهادهای مختلف تبدیل خواهد شد . بعبارت دیگر ما نیاز به تعریف سیستم کارآفرینی و یا نوآوری داریم. تجربه کشورهای توسعه یافته مؤید این مطلب است. یعنی بایستی استراتژیهای کلان کشوری در این خصوص تعریف شده و شاخصهای مورد نیاز تعیین گردد و سپس نقش همه نهادهای ذیربط در این ارتباط مشخص شود و هر ساله و تحت یک مکانیزم مشخص ارزیابی و بازنگری های لازم متناسب با نیاز کشور و برنامه های توسعه ای در آنها انجام شود.(در قالب یک فرآیند مستمر و نه مقطعی انجام شود). به نظر من در خصوص این موضوعات ، نهادهای مختلف بصورت یکپارچه و بر مبنای یک فرآیند تعریف شده انجام وظیفه نکرده اند و هریک بصورت جداگانه، بخشی از کار را انجام داده اند. اما وقتی این فعالیتها را کنار یکدیگر بگذاریم می بینیم کل فرآیند کامل نمی شود. نکته دیگر اینکه ،اصولاً برای پرداختن به این موضوعات که تواناییهای خاصی را می طلبد، نیاز به افراد متخصص داریم که هم توانایی علمی و تخصصی داشته باشند و هم تجربه عملی .متأسفانه در برخی از حوزه های مرتبط با تصمیم گیری در خصوص این موضوعات، افردای با ویژگیهای فوق نداریم. در واقع اگر بخواهیم فرآیندهای منسجم و یکپارچه تعریف کنیم ، نیازمند افرادی هستیم که ضمن داشتن تواناییهای خاص این حوزه ، تفکر سیستماتیک نیز داشته باشند تا بتوانند برنامه هایی تعریف نماید که کاربردی بوده و نقش تمامی ذی نفعان را تعریف نمایند و بتوانند از کل فرآیند و اجرای آن به نحو شایسته مراقبت نماید
نوشته شده توسط خدیجه مفاخری در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۵
1
0

سلام و ارادت
به نظر می رسد پایداری این شرکتهای نوپا از روند و کمیت شکل گیری انها مهمتر باشد. در کارگاهی که UNU-MERIT برای طراحی و ارزیابی سیاستهای علم و فناوری در تهران برگزار می نمود، دکتر رادوسوویک بر این اعتقاد بودند که عملکرد و پایداری شرکتهای زایشی به ویژه از شرکتهای بزرگ، موفق تر از استارت آپها بوده است. اگرچه این نمی تواند یک حکم کلی باشد با این حال در صورت صادق بودن، می تواند بیانگر آن باشد که آنجا که جریان عرضه و تقاضای دانش می تواند به خوبی پیوند بخورد، شکل گیری و رشد شرکتهای زایشی چه از دانشگاه و چه از بنگاهها باشد.
نوشته شده توسط احمد الهیاری در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۶
1
0

با سلام و تشکر
بنده هم با نظر آقای الهیاری موافقم. استارت آپ ها قرار نیست بار جدی از «خلق فرصت اقتصادی» به دوش بکشند. بنظرم کارکرد آن ها بیشتر همان ایجاد روحیه ی کارآفرینی، خودباوری و عمل گرایی در قشر جوان و تحصیل کرده است.
نوشته شده توسط زهره کریم میان در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۶
1
0

با سلام و احترام
یکی از خوانندگان در بالا به دو مورد مهم یعنی شفافیت اقتصادی و بازارهای آزاد اشاره نمود و بنده لازم میدانم که مورد دیگری به نام تغییر در ساختار آموزشی کشور اشاره کنم.
صنعت و اقتصاد در دنیا به سرعت در حال تغییر و رشد می باشد اما ساختار آموزشی و آکادمیک در کشور ما با کمتر توجهی به این مهم همچنان انسجام خود را حفظ کرده و چندان پویایی در جهت نظام اقتصادی به خود تحمیل ننموده است.
بی شک جزئیات این تغییر نظریات متخصصان خود را میطلبد.
با تشکر
نوشته شده توسط سید وحید ناصری در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۸
3
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.