خود را برای انقلاب خلاقیت آماده کرده‌ايم؟
۱۳۹۴/۱۰/۱۸
انقلاب صنعتی زندگی بشر را برای هميشه تغيير داد. تا پيش از آن بيشتر انسان‌ها به کشاورزی مشغول بودند. با اين وجود، توليد بيشتر کشاورزان تنها به اندازه‌ای بود که خانواده خودشان مصرف می‌کردند و به ندرت چيزی برای فروش باقی می‌ماند. بسياری از کشاورزان به ناچار به همان کاشته‌های‌شان بسنده می‌کردند و به سختی روزگار می‌گذراندند. آنها چاره‌ای جز کشاورزی نداشتند و مجبور بودند ساعت‌های طولانی را در مزارع کار کنند.
 
اما انقلاب صنعتی این سبک زندگی را به هم زد. توليد انبوه و بکارگيری ماشین‌آلات در کشاورزی به شدت بر بهره‌وری کشاورزی افزود، به گونه‌ای که امکان توليد همان مقدار محصول کشاورزی با تخصيص وقت و انرژی بسيار کمتری فراهم آمد. کشاورزان می‌توانستند چندين برابر محصول توليد کنند و بفروشند. مابقی مردم هم در کنار کشاورزی، گزینه‌ی پرداختن به امور دیگر بدون ترس از گرسنگی را پیدا کردند.
 
برای مثال با این‌که امروزه فقط حدود سه درصد از جمعیت ایالات متحده به کشاورزی مشغولند، تولیدات آنها نه تنها نیاز جمعیت چندصد میليونی این کشور را تامین می‌کند، بلکه به دیگر کشورها هم صادر می‌شوند. البته اين تحول در تمام کشورها به يک نسبت اتفاق نيافتاده است. هنوز هستند کشورهايي که بخش عمده‌ای از نيروی کار آنها درگير کشاورزی ناکارآمد و کم‌بازده است و به همين دليل از قافله توليد و خدمات و پيشرفت به کلی بازمانده‌اند.
 
بنابراين بی‌اغراق می‌توان گفت که تمام پيشرفت‌های بشر در علم و فناوری، تا اندازه زيادی ناشی از رها شدن انسان از زیر بار کشاورزیِ تمام وقتِ روزانه بوده است. به عبارت ديگر، ظرفيت بزرگ بشری در اثر انقلاب صنعتی آزاد شد تا انسان‌ها به مشاغل ديگر بپردازند و شيوه انجام آن مشاغل را به تدريج بهبود دهند.
 
سهم بخش کشاورزی، توليد و خدمات از مشاغل آمريکا
 
اين روزها که اخبار حوزه فناوری را دنبال میکنم، طليعه انقلاب دومی را می‌بينم که آثار آن می‌تواند بسيار ژرف‌تر و گسترده‌تر از انقلاب صنعتی باشد. من اين انقلاب را "انقلاب خلاقيت" می‌نامم. 
 
اگر چه شيوه کار و زندگی انسان‌ها در طی حدود 200 سال گذشته به شدت بهبود یافته است، اما هنوز یک مشکل بزرگ پابرجا مانده است: هنوز بخش عمده‌ای از زمان انسان‌ها در طول روز صرف فعاليت‌های تکراری، روتين و ماشينی می‌شود. بيشتر مشاغل، به کلی نيازی به تفکر و خلاقيت (به عنوان وجوه مميزه انسانی) ندارند. مشاغلی هم که امروزه جزو مشاغل خلاق و فکری تلقی می‌شوند، اگر مورد تحليل دقيق قرار گيرند، بخش عمده‌ای از آنها صرف فعاليت‌های تکراری می‌شود. مديری را تصور کنید که بايد هر روز تا محل کارِ خود رانندگی کند، گزارش‌های مختلف را مطالعه کند، از بخش‌های مختلف بازدید نمايد، در جلسات مختلف بنشيند، نامه‌ها و گزارشاتی تهیه کند و .... در تک‌تک اين فعاليت‌ها، بخش عمده‌ای کارِ تکراری و بدون نياز به تفکر و خلاقيت وجود دارد. به همين دليل بسياری که به مشاغل فکری و خلاق گمارده شده‌اند از حجم زياد فعاليت‌های غير فکری يا "کارِ گِل" شکايت دارند و معتقدند که اين فعاليت‌ها مجالی برای تفکر و خلاقيت آنها باقی نمی‌گذارند. 
 
احساس می‌کنم حتی در کشورهای توسعه‌يافته، به طور ميانگين بيش از 95 درصد از زمان افراد صرف فعاليت‌های تکراری می‌شود. اما پيشرفت فناوری در شرف تغيير شديد این وضعيت است. وقتی خبر از خودرو خودران می‌شنويد، يعنی این که وقت و توجه انسان در آينده، درگير رانندگی نخواهد بود. بنابراين بخشی از زمان انسان‌ها از اين کار تکراری و روتين رها می‌شود. وقتی صحبت از پيک رباتيک يا پهپادی می‌شود، يعنی بخش زيادی از شغل‌های تکراری در ارتباط با حمل و نقل حذف خواهند شد. وقتی صحبت از ساختمان‌ هوشمند می‌شود، یعنی انواع و اقسام فعاليت‌های روتين برای حفظ شرايط عملکردی مطلوب درون ساختمان، ديگر مورد نياز نخواهند بود. وقتی صحبت از ربات آشپز می‌شود، يعنی در آينده به احتمال زیاد صرف وقت فراوان در آشپزخانه برای تهيه و سرو غذاهای تکراری، توجيه نخواهد داشت. وقتی صحبت از کنترل هوشمند سلامت به ميان می‌آيد، يعنی در آينده نيازی به مراجعه مکرر به پزشک و آزمايشگاه تشخيص طبی نخواهد بود. وقتی صحبت از پرينتر سه بعدی در منزل مشتريان به ميان می‌آيد، يعنی بخش توليد شرکت‌های توليدی تا اندازه زيادی حذف خواهد شد. اين در حالی است که اين بخش، بيشترين زمان و انرژی شرکت‌ها و مديران آنها را به خود جذب ‌کرده و می‌کند. لذا طبيعی است که توجه شرکت‌ها بر پژوهش و طراحی، يا همان بخش‌های فکری و خلاق متمرکز شود. 
 
وقتی اخبار فراوان از پيشرفت‌های اخير در حوزه فناوری را کنار هم می‌گذارم، به اين نتيجه می‌رسم که انقلابی در شرف وقوع است که زنجير فعاليت‌های تکراری را از پای انسان باز خواهد کرد تا توان فکری‌اش را بر خلاقيت متمرکز کند. می‌توان پيش‌بينی کرد که تاثيرات اين انقلاب که می‌توان آن را "انقلاب خلاقيت" ناميد، بسيار ژرف‌تر و گسترده‌تر از انقلاب صنعتی باشد. بر خلاف انقلاب صنعتی، ظهور و بروز نتايج اين انقلاب نياز به 200 سال زمان نخواهد داشت. تحولات فناوری آن‌چنان سرعت گرفته که معکوس شدن متوسط نسبت زمانی ميان کارهای تکراری و کارهای خلاق در طی 20 سال دور از دسترس نيست. 
 
در اثر این انقلاب، شغل‌های زيادی از بين خواهند رفت و دسته جديدی از شغل‌های خلاق شکل خواهند گرفت. برخی از فکری‌ترين شغل‌های امروزی همچون تدريس در دانشگاه، در دنيای پس از "انقلاب خلاقيت" جايي نخواهند داشت، مگر اين که نسخه جديد و خلاقی از کنار آنها بروید. برخی شغل‌ها (به ويژه در حوزه هنر) رونق بسيار خواهند يافت. برخی شغل‌ها که امروزه رنگ‌وبوی تکراری به خود گرفته‌اند بازتعريف خواهند شد و شيوه آموزش آنها دستخوش تحول می‌شود. احتمالاً طبقه‌ی اجتماعی جديدی از افراد خلاق شکل خواهند گرفت که همين امر پيامدهای شگرفی در حوزه اجتماع و سياست در پی خواهد داشت. همين که اين تحول بنيادی، ساختار موجود اقتصادی و اجتماعی را در زمانی کوتاه به هم خواهد زد و پيامدهای فراگيری در تمام ابعاد زندگی انسان خواهد داشت کافيست تا آن را "انقلاب" بنامم.
 
اين تحول به هيچ‌وجه به معنای افزايش وقت بيکاری انسان‌ها نيست. از قضا با توجه به تحولات شتابان بازار، روزبه‌روز تقاضا برای خلاقيت و نوآوری در حال افزايش است. لذا هر چه انسان‌ها خلاق‌تر شوند، تقاضا برای فعاليت خلاقانه آنها افزايش خواهد یافت. لذا کاملاً قابل پيش‌بينی است که در آينده، انسان‌های خلاق بسيار مشغول باشند. با اين تفاوت که مشغوليت آنها از جنس کارهای بی‌روح و تکراری نخواهد بود.
 
يک سناريوي محتمل برای افزايش سهم فعاليت‌های خلاقانه در چند کشور خلاق
 
البته ابعاد و پيامدهای "انقلاب خلاقيت" برای همه کشورها یکسان نخواهد بود. سرعت زياد تحقق اين انقلاب باعث خواهد شد که شکاف ميان کشورها از نظر نسبت کارهای تکراری و کارهای خلاق، بسيار بزرگ شود. يعنی احتمالاً در افق بيست سال آینده، چند کشور با آزاد کردن بيش از 90 درصد از زمان نيروی کار شاغل خود برای خلاقيت، جهشی بی‌سابقه را از نظر شاخص‌های رشد و رفاه، تجربه خواهند کرد. شايد به همين دليل است که برخی کشورها چشم‌انداز 20 ساله خود را تبديل شدن به کشوری خلاق تعريف کرده‌اند. در حالی که بيشتر وقت نيروی کار در مابقی کشورها، همچنان صرف کارهای تکراری و ماشينی خواهد شد. البته می‌توان حدس زد که نيروهای خلاق (فارغ از مکان جغرافيايي خود) بسيار بيش از گذشته در خدمت پيشبرد اهداف همان چند کشور خلاق قرار خواهند گرفت.
 
اکنون پرسش من از خود و شما اين است که چقدر خود را برای انقلاب خلاقيت آماده کرده‌ايم؟ چند درصد از کارهای روزانه من و شما خلاقانه است؟ آيا شغل ما از آنهايي است که در امواج اين انقلاب ناپديد خواهند شد؟ آيا برای افزايش خلاقيت خود و کودکان‌مان برنامه‌ای داريم؟
 
----------------------- 
- نوشته های مرتبط:
 
 
 




نظر کاربران

با سلام
در بخش "احتمالاً طبقه‌ای اجتماعی جديدی از افراد خلاق شکل خواهند گرفت"
احتمالاً طبقه‌ی اجتماعی جديدی از افراد خلاق شکل خواهند گرفت
صحیح تر است همچنین در عبارت "جهشی بی‌سابقه را از نظر شاخص‌های رشد و رفاه را تجربه خواهند کرد." بهتر است به
"جهشی بی‌سابقه را از نظر شاخص‌های رشد و رفاه تجربه خواهند کرد." یکی از "را" ها را حذف بفرمایید
با کلیت مطلب تا حدود زیادی موافقم اما بازه زمانی محقق شدن این رویداد را لااقل 50 ساله می دانم نه 10 ساله و دلایل کافی نیز برای آن دارم، حتی در جوامع بسیار پیشرفته نیز بخش وسیعی از جامعه پیرو و فاقد تحصیلات و مهارت های خیره کننده و صرفا مصرف کندده فناوری هستند و میانگین هوش افراد جوامع نیز به قدری پایین است که حتی 60 درصد شدن سهم کارهای خلاقانه نیز به نظر دور از ذهن می رسد
نوشته شده توسط دورباش در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۱۸
0
1

باسلام و احترام
کتاب و طرح اقدام اجرایی معرفی کنید فارسی و زبان اصلی
با آرزوی بهترین شکست ها، که منجر به یافته های تصادفی خلاق می شود.
نوشته شده توسط محمد در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۱۹
0
0

سلام
ممنون. این نوشتار من را به یاد جملاتی از کتاب “Business and the speed of thoughts” بیل گیتس انداخت که تو دهه ۹۰ نوشت، در قسمت هایی از کتاب از اینکه مایکروسافت دیرتر از رقبا به سمت اینترنت رفته بود تاسف می خورد و دیدگاهی مطرح می کند؛ ما به سیستم های ارتباطی و اطلاعاتی کامپیوتری و یکپارچه برای این نیازمندیم که به ما فرصت بدهد فکر کنیم چگونه کارها را بهتر انجام دهیم. بارها این جملات را دارم با خودم تکرار می کنم!
و همین طور یک مطلب دیگه رو به ذهنم متبادر کرد که شاید برای شما هم جالب باشد. دیالوگی زیبا از فیلم “کمال الملک” ساخته استاد علی حاتمی، کمال الملک به صدراعظم این دیالوگ زیبا رو میگه
«من خلاقم، در دیار کلام غریبم. آرزو طلب نمی‌کنم، آرزو می‌سازم!»

امیدوارم با خلاقیت آرزو هایمان را بسازیم.
نوشته شده توسط میثم جهانی در تاریخ ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
2
0

سلام
تشکر از آقای باقری که لینکهای جالبی در لابلای متنشان می گذارند.جای خوشحالی است.
شاید شما این شعار را شنیده باشید که می گویند: جامعه توسعه یافته را انسانهای توسعه یافته می سازند.
اولین بار که این شعار را شنیدم، جلسات آقای آزمندیان بود، ولی بعدا زمانی که دانشگاه آمدم متوجه شدم یک منطقی هم دارد.
منطق آن این است که باید نگاه خرد وکلان به امر توسعه همزمان اتفاق بیافتد.
کسی مخالف توسعه نیست ولی به نظر میاد توسعه هم داخل تکثر گرایی شده وهرکس بنابر مبانی فلسفی خودش آن را می خواهد.
در ایران، نخست باید حقوق وآزادی های فردی واجتماعی محترم شمرده شود، سپس امکانات سخت افزاری ونرم افزاری مربوط به توسعه یافتگی فراهم بشود.
بحث خلاقیت وانقلاب خلاقیت در ایران به عنوان یکی از نرم افزارهای توسعه یافتگی می تواند مطرح بشود.
نوشته شده توسط Mostafa Mohammadi در تاریخ ۱۳۹۴/۱۱/۳
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.