نگاهی به یک تحلیل پرمايه
۱۳۹۴/۱۱/۳۰
چند روزی است که نوشته‌ای تحليلی به قلم دوست بزرگوارم، آقای دکتر امير ناظمی با عنوان "سدسازی به مثابه سرمايه ملی" منتشر شده است. جدای از نکات ژرف و تيزبينانه تخصصی (که بی‌شک می‌تواند بر مواجهه هوشمندانه‌تر با چالش‌های ملی در حوزه آب تاثيرگذار باشد)، آن نوشته یک کلاس درس تمام عيار در حوزه تحليل سیاستی است. اجازه دهيد ضمن دعوت از شما برای خواندن نوشته ستودنی دکتر ناظمی، به چند مورد از ويژگی‌های برجسته آن اشاره کنم:
 
  • نگاه جامع و بدون جانب‌گيری به موضوع مورد بررسی. از یک تحليل‌گر در حوزه سياستی انتظار می‌رود که در تحليل خود از علايق و نظرات شخصی فراتر برود. بايد بتواند بی‌طرفانه به سخنان ذی‌نفعان گوش فرادهد و در تحليل جامع خود، نظرات متفاوت و گاهی متضاد را به زيبايي در کنار هم بچيند تا خواننده بتواند تصويری جامع از موضوع بدست اورد. همين تصوير جرقه تحليل‌های بعدی و تکميلی توسط خوانندگان خواهد بود. در اين نوشته، موزاييکی زيبا از نظرات و ملاحظات ذی‌نفعان مختلف در برابر چشم خواننده خودنمايي می‌کند.
 
  • ارائه راهکار عملی. تحليل چالش‌ها بدون ارائه راهکارهای اجرايي، اگر چه مفید است ولی رنگ و بوی گلايه‌نامه‌ به خود می‌گيرد و اثربخشی ناچيزی خواهد داشت. اما ارائه راهکار عملی، نيازمند ترکيب خلاق دانش تئوريک با تجربه و شناخت بافت و زمينه موضوع مورد نظر است. متاسفانه بسياری از دانش‌آموختگان ايرانی فاقد تجربه عملی مرتبط هستند (که یکی از دلايل آن، تکيه طولانی مدت نسل نخست انقلاب بر مسندهای مديريتی و سياستی در تمامی سطوح بوده است). اما ناياب‌تر از تجربه عملی، همان خلاقيت لازم برای پیوند دانش تئوريک و خبرگی تجربی است. نظام آموزشی کشور به هيچ روی چنين خلاقيتی را پرورش نمی‌دهد و حتی بصورت پيوسته آن را تضعيف می‌کند. شايد به همین دليل باشد که خلاق‌ترين ايرانی‌ها در رده‌ سنی پيش از دبستان باشند! دکتر ناظمی در اين نوشته، جلوه‌ای درخشان از ترکيب خلاق دانش تئوريک و خبرگی تجربی ارائه می‌دهد.
 
  • توجه به محتوای دانش و فناوری در موضوع مورد تحليل. نقش دانش و فناوری در زندگی بشری و صنعت و اقتصاد به مرور پررنگ‌ و پررنگ‌تر شده است. امروزه دانش و فناوری به تاثيرگذارترين عامل در اقتصادهای پيشرو تبديل شده و اين همان چيزی است که از آن به اقتصاد دانش‌بنيان هم نام برده می‌شود. اما متاسفانه در بيشتر تحليل‌های سياستی در ايران (به ويژه در حوزه اقتصاد!) اثری از نقش دانش و فناوری ديده نمی‌شود. يکی از نقاط اوج نوشته تحليلی دکتر ناظمی، پرداختن به دانش و فناوری اندوخته در بخش آب و سدسازی و چاره‌انديشی برای سرريز آن است. 
 
  • نگاه فراملی به تجارب تاريخی. بسياری از چالش‌های پيش رویِ کشور، تنها ويژه ايران نيستند و ديگر کشورها هم کم‌وبيش با آنها درگيرند. ناديده گرفتن اين تجارب و درس نياموختن از آنها، به تکرار تجربيات ديگران و اختراع چندباره چرخ می‌انجامد. متاسفانه کمبود مطالعه در سطح ملی، محدوديت‌های ناشی از تحريم‌های بين‌المللی و خودتحريمی‌ِ کشنده، به مرور به نوعی محدود بينی مزمن در ميان مديران و اهل سياست انجاميده است. آن نوشته تحليلی به روشنی دچار چنين محدوديتی نيست. 
 
  • آينده‌نگری. فضای غالب مباحث سياستی در کشور، معطوف به گذشته است. البته تحليل تجربيات گذشته به سهم خود اثربخش است اما به حکم "معما چون حل گشت آسان شود"، تحليل گذشته به مراتب آسان‌تر است. تحليل آينده‌نگرانه می‌تواند نوری بر مسير پيشِ رو بياندازد و موجب برداشتن قدم‌هايی بلندتر و مطمئن‌تر شود. اما آينده‌نگری، نيازمند ذهنی جستجوگر و البته کسب مهرت‌ها و دانش‌هايي در حوزه اينده پژوهی است. رگه‌های آينده در آن نوشته تحليلی (برای مثال وقتی به سناريوهای محتمل آينده در ارتباط با نيروهای متخصص سدسازی می‌پردازد) کاملاً هويدا و ستودنی است. 
 
  •  قلم ساده و قابل فهم. بيان مسائل پيچيده و تخصصی به زبان ساده در فضای سياستی کاری بسيار کليدی و البته بسيار دشوار است. متاسفانه پرورش اين مهارت در نظام آموزشی کشور مورد توجه قرار نگرفته و اين گوهر در ميان دانش‌آموختگان کشور بسيار کمياب است. در اين نوشته درجه بالايي از اين مهارت به نمايش درآمده است.
 
دست آخر بايد يادآوری کنم که بهبود سياست‌گذاری‌ها در سطح ملی نه از راه تاسيس مراکز رنگارنگ سياستی و اختصاص ساختمان و منابع فراوان به آنها، که از راه پرورش و بال و پر دادن به تحليل‌گران و سياست‌گذارانی توانمند امکان‌پذير می‌شود. تا آن زمان بايد قدر فرهيختگانی کمياب چون دکتر امير ناظمی را بيشتر دانست. 




نظر کاربران


نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.