سقوط آزاد نفت نزديک است
۱۳۹۶/۶/۱
این نوشته که در تاريخ یک شهریور ماه 1396 درقالب سرمقاله در صفحه نخست روزنامه شرق منتشر شد در ادامه به همراهان هم‌آفرينی تقديم می‌شود:
----
 
سال 1898 نخستين کنفرانس بين‌المللی برنامه‌ريزی شهری در نيویورک با محوريت بزرگ‌ترين بحران زيست‌محيطی کلان‌شهرها برگزار شد. کسی در آن کنفرانس، اميدی به بهبود شرایط زيست‌محيطی شهرهای بزرگ نداشت. راه‌کار قابل پذیرشی هم برای خروج از بحران متصور نبود.
 
اگر کسی گمان می‌کند که در آن کنفرانس، پژوهشگران و مديران در پی راهکاری برای رهايي از آلودگی هوا می‌گشتند، سخت در اشتباه است. ذهن انسان تمايل دارد شرايط و دانسته‌های موجود خود را به گذشته و به ويژه آينده تعميم دهد و بر همان اساس تصميم‌ بگیرد.
 
ابتدای قرن بيستم، مهمترین چالش زيست‌محيطی شهرهای بزرگ آن زمان، نه ترافيک خودروها و مصرف بی‌رويه سوخت‌های فسيلی، که پِهِن اسب بود. تنها در لندن برای جابه‌جايي افراد از حدود سیصدهزار اسب در قالب سواری مستقيم يا کشیدن کالسکه و درشکه استفاده می‌شد. هر اسب، روزانه بین 7 تا 17 کیلوگرم پِهِن تولید می‌کرد. این حجم مدفوع، نه تنها کل خيابان‌ها را پر کرده بود بلکه انبوهی از پشه‌ها و حشرات را به خود جذب می‌کرد و انواع بيماری‌ها را گسترش می‌داد. اين مشکل فقط مختص لندن هم نبود. در همان سال در نيويورک حدود صد هزار اسب وضعیتی مشابه داشتند. پيش‌بينی یک روزنامه‌ در سال 1894 این بود که 50 سال بعد، تمام خيابان‌های لندن زیر بيش از دو متر پِهِن اسب مدفون خواهد شد. 
 
در همان سال‌ها سروکله خودرو و موتور احتراق داخلی (درون‌سوز) پیدا شد. هنری فورد، نخستين خودرو مدل تی را در سال 1908 ساخت که ارزان، سريع و تميز بود. تنها در طی چهار سال، تعداد خودروها در خيابان‌های نيويورک از تعداد اسب‌ها پيشی گرفت. در سال 1917 آخرين ارابه خیابانی که با اسب کشیده می‌شد بازنشسته شد. این آغاز دوره نفت بود.
 
چنين تغيير شگرفی در چنان بازه زمانی کوتاهی حتی به ذهن دانشمندان و نخبگان آن دوره هم خطور نمی‌کرد. تصور کنيد که تمام کسانی که در آن دوره می‌زيستند، از زمانی که چشم باز کرده بودند تنها راه‌حل‌شان برای جابه‌جایی، اسب بود. آنها به حضور پررنگ اسب در زندگی خود خو گرفته بودند و آن را جزو بديهيات جدايي‌ناپذير زندگی بشری می‌دانستند. آنها توجه نداشتند که استفاده از اسب از یک تابع اقتصادی تبعيت می‌کند و هر زمان که آن فرضيات اقتصادی تغيير کند، ممکن است اسب از زندگی شهری به کلی حذف شود. نگهداری از اسب در محيط شهری هزينه‌های فراوانی داشت و هزینه‌های زيست‌محيطی آن هم روز به روز افزايش می‌يافت. بنابراين اگر گزينه ديگری می‌توانست نياز به جابه‌جايي انسان و بار را با هزينه و دردسر کم‌تری برآورده کند، حتما اسب‌ها به تاخت از خيابان‌ها دور می‌شدند. اما نسل خو گرفته به این چهارپای نجیب، نمی‌توانست اين فرضيه را هضم کند. 
 
در نظر داشته باشيم که در همان دوران، درآمد بخش مهمی از مردمان شهرهای بزرگ به زندگی اسب و کسب‌وکارهای مرتبط با آن وابسته بود. اين گذار ناگهانی به خودرو برای آن‌ها آنقدر ناگوار بود که حتا تمايلی به تفکر درباره این تغییر احتمالی و پيامدهایش نداشتند. تصور مقاومت تا آخرین نفس و مانع‌تراشی و بهانه‌جویی آن جماعت در برابر آن گذار تاريخی، دور از ذهن نیست. ماشین فورد با هزينه پايين‌تر و دردسرهایِ کم‌ترِ نگهداری و تیمار، پیش از به خود آمدن مخالفان، به حضور اسب‌ها در کلان‌شهرهای روزگار خود پايان داد. 
 
شرایط امروز، شباهت عجیبی به آن زمان دارد. خودرو فورد مدل تی آغازگر دوره نفت شد و حالا خودرو تسلا مدل سه، تیر خلاص را بر پیشانی خودروهای احتراق داخلی و البته دوره نفت زده است. چه بسا نام‌گذاری اين خودرو تمام‌برقی هم، قرار است همان شباهت را تداعی کند. 
 
 
 
تسلا مدل سه، اولين خودرو تمام‌برقی است که معادلات اقتصادی خودروهای بنزينی و گازوئيلی را به کلی دگرگون کرده است. خودرويي که از بسياری از خودروهای بنزينی، پاک‌تر، ارزان‌تر، زيباتر، مدرن‌تر، پرشتاب‌تر و ايمن‌تر است. هزينه و دردسر نگهداری کم‌تری هم دارد. وقتی سال گذشته ايلان ماسک، مديرعامل تسلا، از اين پديده نوظهور رونمايي کرد و قيمت پايه فروش آن را فقط سی‌وپنج هزار دلار اعلام کرد، بسياری از کارشناسان در عملی بودن اين ادعا ترديد داشتند. اما پيش‌فروش گسترده پانصد هزار دستگاهی (معادل هفده و نيم ميليارد دلار) اين خودرو نشان داد که بازار تشنه اين حضور بوده و هست. تسلا در ششم مردادماه 1396 با تحويل نخستين سری این محصول به مشتريان، نشان داد که نه تنها وعده‌اش عملی بوده بلکه فصل جديدی را در زندگی بشر گشوده است.
 
با ورود تسلای مدل سه به بازار، چرخه عمر خودروی تمام‌برقی، وارد مرحله رشد شد. در مرحله رشد چرخه عمر محصول، دغدغه‌های عملی بودن ساخت و فروش محصول جدید تا اندازه زیادی کاهش می‌یابد و در مقابل، افزايش شديد تقاضا برای محصول جديد به چشم می‌آید. در این مرحله، رقبا به سرعت وارد بازی می‌شوند و میدان رقابت برای کاهش هزينه‌ها و افزايش کيفيت شلوغ می‌شود. با این پیش‌فرض، بازار بايد منتظر ورود پياپی خودروهای برقی با قيمت‌های کم‌تر و امکانات بيشتر باشد.
 
 
 
خودروسازهای ديگر نجوای ورود تسلا مدل سه را با صدای بلند شنیدند. ولوو اعلام کرد که از سال 2019 (تنها دو سال ديگر) توليد خودرو بنزینی را به کلی متوقف خواهد کرد. چند روز پس از آن کنسرسیومی از هفده شرکت خودرويي آلمان از برنامه مشترک خود برای ساخت کارخانه بسيار بزرگ باتری‌های لیتیومی با کمک دولت آلمان پرده برداشتند تا به پشتوانه آن، ژرمن‌ها هم بتوانند شانس بقای خود را در هیاهوی حضور تسلا حفظ کنند. هيوندای کره‌ای هم در چرخشی راهبردی اعلام کرد که برای عقب نماندن از تسلا بنا دارد تا سال 2021 نسخه برقی جنسیس را وارد بازار کند. خودرویی که با هر نوبت شارژ می‌خواهد بيش از 500 کيلومتر راه برود. 
 
خلاصه اين که از ششم مرداد ماه 1396 اقتصاد خودروهای بنزينی و گازوييلی دچار تحولی بنيادين شده و جهان بسيار زودتر از آنچه انتظار می‌رود به سلطه اين حکمران‌های آلاینده خيابان‌ها و جاده‌ها پايان می‌دهد. با حذف اين خودروها و در پی آن کاهش شديد تقاضای بخش حمل‌ونقل برای نفت، اقتصاد نفت هم به يکباره دچار تغييری چشمگیر می‌شود و قيمت آن سقوط آزاد را تجربه خواهد کرد. سقوطی ابدی که صعودی در پی نخواهد داشت. اين اتفاق قريب‌الوقوع، همان پايان دوره نفت است. 
 
نسل کنونی بشر از زمانی که چشم باز کرده، خودرو بنزینی دیده و برای داشتن و راندنش جنگیده است. می‌پذيرم که تصور حذف زودهنگام اين خودروها برایش دشوار است. حتی سياستمداران کشورهای پيشرو با احتياط و ترديد درباره پايان دوره نفت سخن می‌گويند. در کشورهای وابسته به درآمد نفتی هم تصور سقوط آزاد قيمت نفت به قدری دردناک است که همگان (از جمله نخبگان) ترجيح می‌دهند به اين سناريو فکر نکنند. حتی مردم عادی هم اطرافشان پر از خودروهای بنزينی و کسب‌وکارهای مرتبط با آن است. خلاصه اين که دل کندن راحت نيست. اما واقعيت چيز ديگری است و شک نکنيد که اسب‌های آلاينده بنزينی به زودی برای هميشه با ما خداحافظی خواهند کرد. 
 
الان باید از خود صادقانه بپرسيم آيا برای سقوط آزاد قيمت نفت آمادگی داريم؟ تاثير اين سقوط بر شرکت، صنعت و کشور ما چيست؟ شرکت‌ها در فردای سقوط نفت به چه توانمندی‌ها و تخصص‌هايي نياز دارند؟ در غياب خودروهای بنزينی کدام کسب‌وکارها زمين می‌خورند و کدام اوج می‌گيرند؟ کدام مدیر و سیاستمداری باید از این آینده محتوم سخن بگوید و برایش فکر و برنامه داشته باشد؟ 
 




نظر کاربران

فناوریهای حوزه خودرو مدتهاست که نیازمند انقلابهایی جدی هستند. به نظر می رسد بتوانیم بعد از این جهش فناورانه، انتظار جهش در طراحی خودرو را هم داشته باشیم. دهه هاست که طراحی خودرو نیازمند تخریب خلاقانه و تنوع بخشی انقلابی است. بهبود، بهبود و بهبود داشته ایم اما هنوز شکل خوردوها وامدار مدل تی فورد است که در این مقاله فوق العاده ارزشمند به آن اشاره شد.
نوشته شده توسط مهدی کنعانی در تاریخ ۱۳۹۶/۶/۳
1
0

سلام ، با توجه به اینکه ما صادر کننده بنزین نیستیم ! این مساله چقدر می تواند در قیمت نفت تآثیر گذار باشد؟
نوشته شده توسط توانا در تاریخ ۱۳۹۶/۷/۲
0
0

نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

هم آفرينی با کمک، هم فکری و هم راهی شما به سرچشمه ای از آموزه های مهم و کاربردی مديريت فناوری و مالکيت فکری تبديل خواهد شد.