اين نوشته که درتاريخ ۱۳ تيرماه ۱۳۹۶ در صفحه نخست روزنامه شرق منتشر شد، در ادامه به همراهان همآفرينی تقديم میشود:
———
اکنون که مدتی از انتخابات رياست جمهوری و اعلام نتايج آن گذشته و هيجانات و احساسات دوره انتخابات فروکش کرده، حیف است از نقش “نوآوریِ باز” در اين انتخابات و تعيين نتيجه آن نگويم. چنین فاصلهای، عامدانه بدان جهت است که اين تحليل در فضايي خارج از وابستگی یا دلبستگی به گرایشهای سياسی و انتخاباتی خوانده شود تا اهل سياست و اهالی نوآوری با حوصلهای بیشتر به نقش نوآوری در جامعه بيانديشند.
در روزهايي که از پی انتخابات آمد، صاحبنظرات از زوايای مختلفِ تخصصی به تحليل نتيجه این رقابت ملی پرداختند. بسياری از استراتژی دقيق کانديدای پيروز و ارائه ندادن برنامهای منسجم از سوی ديگر نامزدها گفتند. برخی تيم رسانهایِ جريان سياسی منتخب و اثرگذاری جدی ایشان بر فضای افکار عمومی را ستودند و بر خطای رسانهای فاحش ديگر کاندیداها نقد داشتند. با اين وجود، وقتی از دريچه مديريت نوآوری به اين آوردگاه سياسی مینگرم، تصويری کاملا متفاوت و تعجب برانگيز به چشمم میآید: برنده اين رقابت سياسی، وامدار قدرت “نوآوریِ باز” است.
مروری ساده بر جهتگيریها و تبليغات کاندیداها در طول فرآيند انتخابات اخير رياست جمهوری بخوبی نشان میدهد که گفتار و کردار آنان بوی تکرار میداد. از برنامههای نوآورانه خبری نبود که نبود. اگر هم سندی ارائه شد، از همان جنس حرفهایي بود که با عجله و دقیقه نودی کنار هم چيده شده بودند تا احتمالا هيچوقت رنگ اجرا به خود نگيرند. جريان سياسی پيروز هم از اين قاعده مستثنی نبود. اما با وجود غفلت کاندیداهای ریاست جمهوری از نوآوری، سرنوشت انتخابات را نوآورانِ ايرانی رقم زدند. شايد شنیدن اين حرف تعجبآور باشد و مدعایی بزرگ فرض شود. اما:
بيشتر افراد و گروههای خلاقِ کشور بنا به ماهيت فعاليتشان تجربه تلخی از تحريمهای ظالمانه بيرونی و خودتحريمی فراگير و گزنده داخلی داشتهاند. به همين سبب، از ترس بازگشت به دوره تحریم و خودتحریمی، به يکباره به بازيگرانی فعال و مدافعان يک جريان سياسی خاص در عرصه انتخابات بدل شدند. صدها هزار ایرانی، خلاقانه به میدان نوآوری آمدند و هم کدام نخودی به آش تولید و انتشار محتوای خلاقانه ریختند. هنوز واژهای از دهان کانديدِ رقيب خارج نشده بود که سیل هزاران هزار تصوير، ویدئو و متن خلاقانه با قصد زير سؤال بردن يا به سخره گرفتن آن گفتهها در شبکههای اجتماعی منتشر و بازنشر میشد. هر حرکت و اشاره کلامی و غيرکلامی جريان پيروز، با انواع اقداماتِ خلاقانه تقويت و در لحظه به صورت انبوه بازنشر میشد. سيل خلق و نشر این محتوای خلاقانه، در روزهای پایان مهلت تبلیغات به اندازهای بود که رکوردهای جديدی در حجم اينترنت مصرفی برای حضور فعال در شبکههای اجتماعی ثبت شد.
نکته اينجاست که اين کارگاه هزاران هزار نفره نوآوری، فرمانده و استراتژی واحدی نداشت و نمیتوانست داشته باشد. ماهيت نوآوری، از اساس دستوری و سلسله مراتبی نيست. کسی بابت نوشتن تحليل، طراحی گرافیک، خلق کاریکاتور، ساخت ویدئو، تولد جوک، عکس گرفتن و بازنشر اين حجم از محتوای خلاقانه، نمیتواند کارفرمایی باشد. پرداخت مالی در اين وسعت و حجم گسترده، ناممکن و نشدنی است.
افراد خلاق، دنبالکننده و هواخواه بسیار دارند. پيامهای نوآورانه آنها برش و دامنه نفوذ بالايي دارد. آنها نيک میدانند چگونه با قلم، برس، دوربین و ديگر ابزارهای خود اثری نوآورانه بيافرينند و تحسين هواخواهان خود را برانگيزند. صد البته، شبکههای مجازی هم به رسانه قدرتمند اين نوآوران تبديل شده و برد پيامشان را صد چندان کرده است. هر ايرانی از هر کجای جهان با اندکی چاشنی خلاقيت، میتوانست سهمی در اين موج محتوای نو بازی کند. اين سيل نوآوریهای پراکنده و مستقل اما با يک جهتگيری مشخص سياسی، نمونه جالبی از «نوآوری باز» و کاربرد آن در فضای سياسی است. پدیدهای که بیشک نقشی تعيينکننده در انتخابات ۱۳۹۶ داشت.
نوآوری باز پارادايمی است که نخستين بار در سال ۲۰۰۳ مطرح شد. نوآوری باز به زبان ساده يعنی شرکتها و سازمانها ديگر نمیتوانند و نباید در حوزه نوآوری فقط به دانش و توانمندی نيروهای تحت استخدام خود بسنده کنند، بلکه بايد دانش و توانمندی مفيد برای سازمان را در هر کجای دنيا که باشد شناسايي کنند و به خدمت بگيرند. البته که شناسايي و به خدمت گرفتن منابع نوآوری برونسازمانی، کار سادهای نيست. اما شرايط جديد جهانی در حوزه اقتصادی، گزينه ديگری پیش رویمان نگذاشته است. اگر چه مفهوم نوآوری باز برای فضای اقتصادی و بنگاههای تجاری مطرح شده، اما همان الگو بخوبی در فضای سياسی هم مشهود است.
اين خيل عظيم نوآوران ايرانی که نتيجه انتخابات اخير رياست جمهوری را رقم زدند، زين پس هر کجای جهان پهناور که باشند در انتخابات آتی نقشی مهمتر بازی میکنند. به همين روی، فضای رقابتهای سياسی کشور تغيير کرده و ديگر به عقب باز نخواهد گشت.
از اين پس کاندیدایي موفق است که بتواند اکوسيستم مناسبی برای فعاليت خیل انبوه و پراکندهی نوآوران هموطن فراهم آورد تا به نفع او دست به آفرینش بزنند. اکنون این پرسش مطرح میشود که بازيگران عرصه سياست چگونه میتوانند فعاليت پراکنده اين خيل نوآوران را در ابعاد ملی همسو کنند. اگر چه اين پرسش پاسخ ساده و کوتاهی ندارد اما بايد توجه کنيم که بهترين راه جذب و همراهی اين لشکر بزرگ نوآوران، ارائه چشماندازی جذاب و نوآورانه در آينده است. در فضايي که عمده نخبگان سياسی گرفتار روزمرگی گذشتهگرا هستند، سياستمدار هوشمند آينده کسی است که بتواند با نوآوری و روياپردازی آيندهنگرانه و تعهد عملی به ساخت آيندهای زيبا و خواستنی برای مردم ايران بزرگ، خود را متمايز و دل و فکر این گروه خلاق را مسحور کند. استراتژی گذشتهگرا و ترساندن مردم از رقيب، در بلندمدت نمیتواند نوآوران ايرانی را با کسی همراه نگاه دارد.

سلام و سپاس
مثل همیشه بدیع و خاص
به نظر می رسد در این جریان جمع سپاری و خلق محتوای جمعی به مدد نوآوری باز آمده است و از منظر ترکیب این عوامل نیز می توان به پیش بینی برخی رخدادهای آتی پرداخت.
عالی بود
بسیار زیبا بیان شد
ولی جریان آینده از آن سرمایه داران کانون های قدرت سیاسی و حزبی صرف میباشد که اولویت منافع حزب و کانون های قدرت سرمایه ای میباشد و باعث ایجاد فضایی مشابه ۵۰ سال گذشته هند خواهیم بود و باید امیدوار بود همچون مختاری برای مقابله با این سرمایه داری حزبی وارد عرصه قدرت سیاسی شود تا شاید بتوان کورسوی امید به آینده ای متعادل و در مسیر قوانین صریح انسانی و اسلامی و ایجاد جامعه ای سیستماتیک بدور از فرد گرایی خاص باشیم.